.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; سخنرانی مذهبی
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 10:16 | نویسنده : اکبر احمدی |
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 10:4 | نویسنده : اکبر احمدی |

روزشمار ماه محرم (۴)

حرکت کاروان اسیران کربلا از کوفه به طرف شام یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور داد تا کاروان اُسرای کربلا را به همراه سرهای مطهر شهدا به شام بفرستد.از این رو در روز نوزدهم محرم سال ۶۱ هـ .ق. این کاروان از کوفه به طرف شام حرکت کرد.
 

    ورود نمایندگان طایفه ی «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدت ۲۳ سال در مکه و مدینه مردم را به دین مبین اسلام دعوت می نمودند و از شرک، بت پرستی و کفر باز می داشتند. در این مدت بسیاری از طایفه های شبه جزیره ی عربستان با میل و رغبت باطنی خویش، دین اسلام را پذیرا می شدند و خود را از گم راهی رهایی می بخشیدند. بنابر نقل تاریخ نویسان، آخرین گروهی که بر پیامبر خدا وارد شدند و اسلام اختیار نمودند، طایفه ی «نَخَع» بود. از این طایفه، حدود دویست تن در پانزدهم محرم سال ۱۱ هـ .ق وارد مدینه شده، به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و با آن حضرت بیعت نمودند و به دین مبین اسلام گرویدند. بعدها نیز مردان این قبیله در حمایت از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فداکاری های فراوانی کردند. (۱)


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:52 | نویسنده : اکبر احمدی |

روزشمار ماه محرم (۳)

در صبح روز دوازدهم محرم سال ۶۱ هـ .ق کاروان اُسرای اهل بیت (علیهم السلام) وارد کوفه شدند. سرهای مقدس شهدا را در جلوی محمل ها حرکت می دادند تا این که این کاروان را در تمام کوچه و بازارهای شهر گرداندند.
 
http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif

    یازدهم محرم الحرام
۱- حرکت کاروان اسیران از کربلا
۲- برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون

۱- حرکت کاروان اسیران از کربلا
عمر بن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال ۶۱ هـ .ق تا ظهر در زمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاک سپرد؛ در حالی که بدن امام حسین (علیه السلام) به همراه ۷۲ تن از اصحاب گران قدرش بدون کفن بر زمین گرم کربلا مانده بود. چون روز به نیمه رسید، عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را بر شترها سوار کردند. حضرت زین العابدین (علیه السلام) را در حالی که بیمار بود نیز با غل و زنجیر بر اشتری سوار نمودند. (۱) هنگام حرکت کاروان اسرا از کنار قتلگاه، صدای شیوه و گریه ی بانوان بلند شد که به یک باره غوغایی در کربلا به پا شد.
حضرت زینب (علیهاالسلام) با چشمی خون فشان رو به بدن مطهر برادر کردند و فرمودند: «به فدای آن کس که سپاهش روز دوشنبه غارت شد! به فدای آن کس که ریسمان خیامش را قطع کردند! به فدای آن کس که نه غایب است تا امید بازگشتش باشد و نه مجروح است که امید بهبودش باشد! به فدای آن کس که جان من فدای او باد! به فدای آن کس که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان او را شهید کردند! به فدای آن کس که از محاسنش خون می چکید». (۲)

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ماه محرم ،روز شمار ،کاروان اسرا ،مناسبتی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:44 | نویسنده : اکبر احمدی |

روزشمار ماه محرم (۲)

نقل شده پس از شهادت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) غبار شدیدی که سیاه و تاریک بود، آسمان را فراگرفت و باد سرخی در آن تاریکی وزید به گونه ای که چشم، چشم را نمی دید و لشکریان گمان کردند که عذابی بر آن ها نازل شده است.
 
http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%DB%8C%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%284%29.gif
 
 

    دهم محرم الحرام
۱- عاشورای حسینی
۲- وفات حضرت ام سلمه (علیهاالسلام)
۳- هلاکت عبیدالله بن زیاد
۴- قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%DB%8C%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%284%29.gif

موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

روزشمار ماه محرم (۱)

اول محرّم الحرام ۱- آغاز ایام حزن آل محمد (علیهم السلام) ۲- حادثه ی شعب ابی طالب ۳- اولین جمع آوری زکات ۴- جنگ ذات الرقاع
وقایع ماه محرم
 

    اول محرّم الحرام
۱- آغاز ایام حزن آل محمد (علیهم السلام)
۲- حادثه ی شعب ابی طالب
۳- اولین جمع آوری زکات
۴- جنگ ذات الرقاع
۵- کاروان حسینی در منزل قصر بنی مقاتل
۶- قیام مردم مدینه بر ضد یزید
۷- وفات محمد بن حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام)


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:33 | نویسنده : اکبر احمدی |





الا ... ای محرم!

تو آن خشم خونین خلق خدایی که از حنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد
تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی که در کربلا -
نیمروزی به یکباره ترکید تو خون دل و دیده روزگاری که با خنجر
کینه توز ستم، بر زمین ریخت تو خون خداییکه با خاک آمیخت
تو شبرنگ سرخی، که در سالهای سیاهی درخشید

الا ... ای محرم!

تو خشم گره خورده سالیانی، تو آتشفشانی تو بر ظلم دشمن گواهی تو
بر شور ایمان پاکان نشانی تو هفتاد آیه، تو هفتاد سوره، تو هفتاد
رمز حیاتی تو پیغام فریاد سرخ زمانی تو، موجیز دریای عصیان
و خشمی که افتان و خیزان رسیده است بر ساحل روزگاران

الا ... ای محرم!

تو فجری، تو نصری تویی «لیله القدر» مردم تو رعدی، تو برقی
تو طوفان طفی تویی غرش تندر کوهساران!


الا ... ای محرم!

تو یاد آور عشق و خون و حماسه تو دانشگه بی نظیر جهاد
و شهادت تویی مظهر «ثار» و «ایثار» یاران

الا ... ای محرم!

به هنگام و هنگامه هجری کاروان شهیدان تو آن راهبان روانبخش
و مهمان نوازی که در پای رهپوی آزادگان لاله ارغوان می فشانی


الا ... ای محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بیداد
قامت کشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش
جاویدرا آفریدند تو آن آشنای کهن یاد و دشمن ستیزی
که همواره در یادشانی

الا ... ای محرم!

تو آن کیمیای دگرگونه سازی که مرگ حیات آفرین را - به نام «شهادت »
به اکسیر عشقی که در التهاب سر انگشت سحرآفرینت نهفته است.

چو شهدی مصفا و شیرین به کام پذیرندگان می چشانی!




 

موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:25 | نویسنده : اکبر احمدی |
 



عاشوار، روح زمان


عاشورا، تنها حکايت عطش، ستم و اسارتي نيست که بر خاندان پيامبر(ص) رفت؛
عاشورا، تجلي گاه ايمان، عشق و حماسه نيز هست.
عاشورا، تمام روح زمان است در کالبد زمين.
عاشورا، هويت ماست .
عاشورا،يک پيام آسماني در زمين که پژواک آن همواره به گوش وجدان هاي بيدار آزادگان درهر زمان و مکان مي رسد و آنان را به خود فرا مي خواند.
عاشورا،يک روز در يک جغرافياي خاص نيست. گستره عاشورا چنان وسيع است که تاريخ ظرفيت آن را ندارد.
فرهنگ عاشورا و مفاهيم والاي مکتبي اش به آدمي مي آموزد تا زماني که به حق،عمل و از باطل دوري نمي شود، اهل ايمان بايد به ديدار پروردگارشان مشتاق و راغب باشند که سرور و سالار شهيدان ، مرگ را در چنين شرايطي جز سعادت و زندگي در کنار ظالمان را جز سيه روزي و ننگ نمي دانست.
عاشورا، حجت را بر انسان تمام کرد تا هيچ کس را هيچ گاه بهانه نماند.
اينجا شيرخواره نيز مي تواند فرياد بزند، بگريد و در صفير زهر آگين تيري سه شعبه، مظلوميت حق را بازگو کند.
اينجا نوجواني مي تواند اسب عشق زين کند و در دريايي از تيغ وسنگ و نيزه و قهقهه فرو رود.
اينجا مردي مي تواند تشنگي اش را در امواج رودخانه، پيش پاي عطش روح،قرباني کند و تشنه کام از آب بيرون آيد و بازوانش را در دفاع از حريم ايمان رها کند و مشکي از رشادت و حماسه و عشق را به خيمه هاي فردا برساند.(1)
امروز عاشوراست و فاصله ميان عاشق و معشوق،فرا رفتن و فرود آمدن شمشيري است در ازاي يک تير، پرتاب يک سنگ و نوازش آرام خنجري بر حلقوم.فاصله ها برمي خيزند.
ازصبحگاه تا شامگاه، فرصت پرواز است.
تشنه کامان برکوثر وصال،دل بسته اند. دل ها ملتهب از ملاقات مبارک پوست با شمشير،سينه با نيزه،تن با تيغ و پاره پاره پيکري با سم اسبان مهاجم است.
امروز عاشوراست و خيمه ها ميزبان لهيب شعله ها ، گونه ها در انتظار سيلي ستم،دست ها در تمناي زنجير،پاي ظريف کودکان ميهمان زخم خارسکان و چشم در سايه بان خورشيد،درگستره بيابان در جست وجوي پدر،عمو،برادر و ياور......(2)

پي نوشت :
1-محمد رضا سنگبري، يادهاي سبز، ص 36.
2-همان، سوگ سرخ، صص36و37.

منبع:اشارات شماره128


 


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:23 | نویسنده : اکبر احمدی |

کربلا،بيت الحرامي ديگر

کربلا بيت الحرامي ديگر است.نمادهاي حج را درکربلا بايد ديد و تفسير کرد. درحجاز،سعي صفا و مروه را سرگرداني و عطش را،تل زينبيه را و گودال قتلگاه را.
درحج، لباس احرام به تن مي کنند و درکربلا، حتي دريغ از يک کفن!
در حج،به طواف خانه خدا مي روي و در کربلا، به طواف صاحب خانه.
در حج،غرقه در سلام و صلوات ،سعي مي کني و در کربلا، درکشاکش مرگ و در درياي خون .
در کربلا تا در آتش عطش نسوزي، به خدا نخواهي رسيد.
درکربلا همه چيزهست؛ايثار، شجاعت، غربت، يک رنگي ،زيبايي،دل کندن از همه چيز و همه در اوج؛بلند و دست نيافتني.
کربلا چشم به راه اوست، وتو هرچه بگويي،بهانه اي است براي ماندنت.
براي کربلايي شدن بايد از همه چيز بگذري حتي ازخود،وگرنه يا هيچ وقت از قبرستان تعلقات بيرون نخواهي شد يا اگر بروي، به بيراهه است يا در نيمه راه به يزيد خواهي پيوست.
کم نبودند آنان که سينه چاک حسين مي نمودند، اماآنجا که بايد فرياد بزنند، سکوت کردند وآنجا که بايد پا در رکاب کنند، گوشه انزوا برگزيدند و سر درگريبان دنيا فروبردند.
براي رسيدن به حسين، هم شور مي بايد و هم شعور.
شب عاشوراست. قرن هاست از عاشوراي سال61هجري مي گذرد و خون حسين همچنان در بستر زمان مي جوشد و شور مي افکند.
شب عاشوراست. واپسين شبي که آسمان بر سر حسين و خاندانش سايه افکنده است؛ آخرين شبي که در سايه دلاوري عباس، کودکان درآغوش خيمه هاي حسيني به خواب رفته اند؛ آخرين شبي که ماه بني هاشم، نگاهبان حرم ستر و عفاف ملکوت است؛ آخرين شبي که ماه، راز و نياز عاشقانه حسين را به تماشا نشسته است.
شب عاشوراست.حسين يک امشبي را مهلت خواسته است تا ناگفته ها را با خدايش به نجوا بنشيند تا سر بر خاک بسايد و غبار غم از دل بشويد که فردا، روز وصل است و بايد آماده بود.
نمي دانم امشب چه بر زينب گذشته است؟
نمي دانم زينب چند بار با هر بهانه، سري به خيمه حسين زده است؟
فردا کودکان، سرگردان و پريشان بر خاک گرم و سوخته کربلا مي دوند . فردا، سراغ پاهاي برهنه را از خارهاي صحرا بايد گرفت.
امشب همان شب است که تاريخ، چشم به راه آن بوده، همان شبي که تمام قبيله انسان رو در روي تمام قبيله شيطان صف کشيده اند؛ همان شبي که فرشتگان، بزرگ ترين آزمون فرزندان آدم را به محک تجربه نشسته اند؛ همان شبي که فرشتگان، بزرگ ترين آزمون فرزندان آدم رابه محک تجربه نشسته اند؛ همان شبي که جبهه حق درکشاکش نبردي سرخ در برابر جبهه باطل قد علم کرده است.
فردا اين دشت، شاهد به خاک و خون غلتيدن بهترين فرزندان آدم خواهد بود.
فردا درکنار شريعه فرات، دست هايي به خاک مي افتند که بوسه گاه آفتاب بوده اند؛ دست هايي که دل هاي بسياري درپاي آن دخيل بسته اند؛ فردا آفتاب از شرم،سرخ تر از هر زمان به غروب مي نشيند . فردا هفتاد و دو ستاره در آسمان کربلا به خاک مي افتند وزمين را رشک آسمان مي سازند وکهکشاني از حماسه مي آفرينند.
فردا خواهري بر تلي از اندوه، شاهد ذبح عظيم تاريخ خواهد بود؛شاهد بزرگ ترين حماسه اي که چشمي آن را نديده و گوشي نشنيده است.
کاش امشب ستاره ها چشم فرو نمي بستند و شب ، دامن سياه خودرا از اين کره خاک برنمي چيد. جايش را به سپيده سحر نمي داد!
کاش آفتاب مي مرد و طلوع نمي کرد، اما چه باک که «اليس الصبح بقريب»(هود:81).


 

موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:20 | نویسنده : اکبر احمدی |


ابرهه گفت : چرا درباره كعبه كه دين تو و دين پدران تو است ، چيزى ما نمى خواهيم ؟ عبدالمطلب گفت : من صاحب شتران خود هستم و كعبه را نيز صاحب است كه از آن نگهبانى و نگهدارى خواهد كرد.

ابرهه ، دستور داد شتران عبدالمطلب را به وى بازگرداندند.عبدالمطلب پس از گفت و گو با ابرهه ، به همراه چند تن از قريش به نزد كعبه آمد و دست در حلقه در آن زد و با سرودن شعرى حماسه اى ، از خدا خواست كه شر ابرهه را به خويش بازگرداند و كعبه را از آسيب او در امان نگهدارد. سرانجام وقت موعود فرا رسيد و ابرهه ، فرمان تخريب كعبه را صادر كرد.

در اندك زمانى ، چندين هزار نيروى خشن و مغرور حبشى به سوى كعبه هجوم آوردند. در پيشاپيش آنان ، چند فيل قوى هيكل و آموزش ديده در حركت بوده و فرماندهان بى نزاكت ابرهه بر آنها سوار بودند و به سوى كعبه ، به پيش مى راندند. ولى هنوز پاى آنها به خانه خدا نرسيده بود كه فوجى پرنده از سمت دريا پديدار شدند و بر بالاى سر سپاه ابرهه ، جولان دادند و آنان را از آسمان سنگ باران كردند.

هر سنگريزه كه از منقار و يا پاهاى پرنده اى به زمين مى افتاد، به يكى از سپاهيان ابرهه برخورد كرده او او به هلاكت مى رسانيد.
وضعيت شگفت آورى پديد آمده بود. سپاهيان ابرهه از يكديگر پراكنده شده و هر كدام به جانبى مى گريختند ولى از حمله پرندگان در امان نبودند. به هر سو كه مى رفتند، مورد حمله و سنگ اندازى پرندگان قرار مى گرفتند.

در اندك مدتى ، سپاهيان ابرهه متحمل شكست سنگين شدند و همگى به هلاكت رسيدند و بجز تعدادى اندك كه موفق به فرار شدند، كسى از آنان در مكه باقى نماند.
ابرهه نيز كه از جمله فراريان بود، از هجوم بى امان پرندگان بى نصيب نماند و با بدن زخمى و خون آلود، مكه را ترك كرد، در حالى كه به هدف هاى پليد خود نرسيده بود. او كه به مانند جوجه مرغى شده بود، با سرافكندگى تمام و نااميدى به صنعا برگشت و در آن جا حالش بدتر شد و قلبش در سينه اش بشكافت و به هلاكت رسيد.


موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:13 | نویسنده : اکبر احمدی |



وقايع و اعمال روز یکم محرم


اعمال :

شب : 1

در آن چند نماز وارد است :

1-صد ركعت نماز به حمد و توحيد.
2-دو ركعت نماز، در ركعت اول حمد و انعام و در دوم حمد و يس .
3-نماز وارده از رسولخدا ص كه فرمود: هر كه در اين شب دو ركعت نماز كند به حمد و يازده توحيد و صبحش را كه اول سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مداومت بخير كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد، ببهشت برود.سيد براى هلال اين ماه دعاهاى مبسوطى در اقبال ذكر كرده است .

روز : 1
بدانكه اول محرم ، اول سال است و در آن دو عمل است :

1-روزه ، روايت شده كه ريان بن شبيب دائى معتصم عباسى در مثل چنين روز، بر حضرت رضا عليه السلام وارد شد. آن جناب فرمود: اى پسر شبيب ! اين روز، روزه هستى ؟ عرض كرد: خير. فرمود: امروز روزيستكه حق تعالى دعاى حضرت زكريا را در آن مستجاب فرموده ، پس هر كه در اينروز، روزه بدارد و خدا را بخواند، خداوند دعاى او را مستجاب كند، چنانچه دعاى زكريا را مستجاب فرموده ، الخ .
2-دو ركعت نماز، كه از رسولخداص روايت شده و بعد از فراغ دست به دعا بر دارد و سه دفعه بخواند دعاى اللهم انت الاله القديم الخ .
شيخ طوسى در مصباح فرموده كه مستحب است روزه دهه اول محرم و لكن روز عاشوراء را امساك نمايد از طعام و شراب تا بعد از عصر، آنوقت بقدر كمى تربت تناول نمايد.




موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:8 | نویسنده : اکبر احمدی |

 




با همین سوز که دارم بنویسید حسین
هر که پرسید ز یارم بنویسید حسین

ثبت احوال من از ناحیۀ ارباب است
همۀ اهل و تبارم بنویسید حسین

خانۀ آخرتم هست قدمگاه حبیب
سر در قصر مزارم بنویسید حسین

هر که پرسید چه دارد مگر از دار جهان
همۀ دار و ندارم بنویسید حسین

من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همۀ صبر و قرارم بنویسید حسین

هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِلِ تربت یارم بنویسید حسین

تا نپرسند ز من هیچ سؤال آن دو مَلک
به روی سینۀ زارم بنویسید حسین

گلشن و باغ و بهشتم همه در هیئت اوست
همۀ باغ و بهارم بنویسید حسین

روی پیشانی من هرچه که بیمار شدم
با همه حال نزارم بنویسید حسین

هرکه پرسید که در چلّه نشینی چه کنم؟...
اربعین با که گذارم؟ بنویسید حسین

دست بر شاکلۀ هیئتیِ من نزنید
گفت یارم به عذارم بنویسید حسین

آری از کرب و بلایش نتوان دست کشید
حاجت قافله دارم بنویسید حسین









موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 9:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

راه را باز نمایید…محرم آمد

دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد

دست بر سینه نهاده…همه تعظیم کنید

مادری دست به پهلو، کمری خم آمد

نوکران، سینه زنان، موی کنان، مویه کنید

سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

امشبی را که شب درد دل با یار است

سفره ی دل بگشایید محرم آمد

پیرهن مشکی ما حوله احرام عزاست

در حسینیه ارباب خدا هم آمد

چشم ما گریه کنان وصل به چشم زهراست

زین سبب سلسله ی اشک منظم آمد

بر سیاهی عزا دیده ی ما روشن شد

بزم دلداگی یار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حیرانند

رتبه ی زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسی اشک بشوید دل ما

قطره ایی پاک تر از چشمه ی زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکری یک ساله

که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه منتظر آمدن ما بوده

لشگر گریه کنانِ شه عالم آمد









موضوعات مرتبط: ویژه نامه محرم حسینی
برچسب‌ها: ویژه نامه محرم حسینی

تاريخ : یک شنبه 31 / 5 / 1399 | 8:53 | نویسنده : اکبر احمدی |

با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام ماه محرم خدمت شما کاربران عزیز امروز برترین اشعار از این ماه را در اختیارتان قرار داده ایم.

محرم

 

شعر علیرضا قزوه به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام


محرّم آمده از شهر غم، عَلَم در دست

برای سینه زدن، تکیه شد سراسر دست

محرّم آمد و خم­خانه ی ازل وا شد
وضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر دست

حسین آمده با ذوالفقار گریانش
که:هان حسینم و تنهاترین علم بر دست

حسین آمده تا شرح شقشقیّه کند
حسین آمده با خطبه ی پدر در دست

(چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:
به ذوالفقار مگر برده است حیدر، دست؟ )

چو ذوالفقار علی چرخ می زند، بی تاب
چه حال داده خدایا مگر به اکبر دست؟

ز خیمه گاه می آید چو گرد باد عطش
حسین را بنگر پاره ی جگر در دست!

چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا!
چه حال بود به ما داد روز محشر دست!

بدو شکایت اهل مدینه خواهم برد
به خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست

نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنم
به لحظه ای که برد شمر، سوی خنجر، دست

به خویش می نگرم با دو چشم خون آلود
نگاه کردم و در نهر شد شناور، دست

به رود علقمه بنگر که می زند بر سر
به دستگیریِمان موج شد سراسر دست!

نمی توانم بر روی عشق، بندم چشم
نمی توانم بردارم از برادر ، دست

تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش
ز هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست

به پای دست تو سر می دهند، سرداران
به احترام تو با چشم شد برابر، دست!

به یاد دست تو ای روشنای چشم حسین!
چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست

تو را فروتنی از اسب بر زمین انداخت
نمی رسید وگرنه به آن صنوبر، دست

قنوت، پر زدن دست­های مشتاق است
به احترام ابوالفضل می کشد، پر، دست!

مگر تو دست بگیری که دست­گیر تویی
به آستان شفاعت نمی رسد هر دست!

اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاه
به اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست

حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفت
مگر به روز قیامت رود به منبر، دست

 


موضوعات مرتبط: اشعار مناسبتی
برچسب‌ها: اشعار مناسبتی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

اشعار زیبا وِیژه محرم

محرم مداحی, مداحی محرم, اشعار محرم

 دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا

دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا

دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش

دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار

هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه

دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست

باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

مداحی محرم, اشعار محرم

 


موضوعات مرتبط: اشعار مناسبتی
برچسب‌ها: اشعار مناسبتی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

مجموعه شعر عاشورایی | چهل رباﻋﻰ عاشورایی

ای تیر مرا به آرزویم برسان!
یعنی به برادر و عمویم برسان
حالا که پدر، تشنه لبیک من است
بی تاب خودت را به گلویم برسان
******
لبیک به اوست آرزویم؛ لبیک!
می گویم با خون گلویم لبیک
ست « یتلظّی عطشا » تفسیر عظیم
« لبیک » : لب باز نمودم که بگویم
******
من نیز یکی از آن همه مردانت
قابل شده این جان، که شود قربانت؟
حالا که بلا دور سرت می گردد
بگذار علی شود بلاگردانت

مجموعه شعر عاشورایی | چهل رباﻋﻰ عاشورایی

در ادامه می توانید این مجموعه چهل رباﻋﻰ عاشورایی را با فرمت پی دی اف دانلود نمایید.


موضوعات مرتبط: اشعار مناسبتی
برچسب‌ها: اشعار مناسبتی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

احادیثی در مورد محرم و امام حسین (ع)



احادیث محرم,حدیث در مورد محرم,حدیث درباره محرم

 

احادیثی در مورد محرم و امام حسین ( ع)
احادیث پیامبر در مورد امام حسین (ع )
 قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
 اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
 پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
 براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .
منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556

 

 

 


موضوعات مرتبط: بانک احادیث
برچسب‌ها: بانک احادیث

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

احادیثی از امام علی (ع) درباره بردباری



بردباری,احادیث امام علی ع درباره صبر و بردباری,صبر و بردباریاحادیثی از امام علی (ع) درباره صبر و بردباری

 جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

- ارزش بردباری
لا عِزَّ كَالْحِلْمِ.(1)
هيچ عزت و سربلنديى همچون حلم و بردبارى، نيست.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
- پوشاننده عيوب
الْحـِلْمُ غـِطـَاءٌ سـَاتـِرٌ، وَالْعـَقـْلُ عـُسـَامٌ قـَاطـِعٌ. فـَاسـْتـُرْ خـَلَلَ خـُلُقـِكَ بـِحِلْمِكَ وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ.(2)
حـلم پـرده اى است پوشنده و عقل شمشيرى است برنده، بنابراين، عيوب اخلاقى ات را با حلمت بپوشان، و هوس هاى سركشت را با عقلت بكش.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
- نقش ارزنده حلم
مَنْ حَلُمَ... عاشَ فِى النّاسِ حَميداً.(3)
آن كه حلم ورزد در ميان مردم با ستايش [و خوشنامى ] مى زيد.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
- بردبارى در برابر سبك مغزان
وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الاَْنْصارُ عَلَيْهِ.(4)
نخستين عوضِ بُردبار از بردبارى خود، آن بود كه مردم در برابر نادان يار او بوند.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
-محصول بردبارى و متانت
الْحِلْمُ وَالاَْنَاةُ تَوْاءَمَانِ يُنْتِجُهُما عُلُوُّ الْهِمَّةِ.(5)
بردبارى و متانت، فرزندان دوقلويى هستند كه از همت بلند زاده شده اند.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
- خويشتن دارى به هنگام خشم
وَاحْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ.(6)
هنگام خشم ، خويشتن دار باش.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
- شرط رياست
اَلْحِلْمُ رَاءْسُ الرِّياسَةِ.(7)
بردبارى سر[لوحه ] رياست است.

 جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

---------------------------------- 

پی نوشت
1ـ نهج البلاغه ، ح 1، ص 1139.
2ـ همان ، ح 416، ص 1285.
3ـ همان ، ح 30، ص 1100.
4ـ همان ، ح 215، ص 1185.
5ـ نهج البلاغه ، ح 452، ص 1297.
6ـ همان ، ح 69، ص 1067.
7ـ شرح غررالحكم ، ج 1، ص 197

 

منبع: moudeomam.com


موضوعات مرتبط: بانک احادیث
برچسب‌ها: بانک احادیث

تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

احادیث تصویری از امام رضا علیه السلام

 


موضوعات مرتبط: بانک احادیث
برچسب‌ها: بانک احادیث

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

5 توصیه امام رضا(ع) برای داشتن "سیر و سلوک عاشورایی"



سیر و سلوک عاشورایی,سخنان امامن رضا ع درباره محرم, محرممحرم ماهی است که اهل جاهلیت حرمتش را نگه می‌داشتند

 

پنج دستور امام رضا(ع) برای سیر و سلوک عاشورایی
«روایتی از امام رضا(ع) هست که در روز اول محرم به ابن‌شَبیب فرمودند: روزه گرفته‌ای؟ امروز روزی است که زکریا روزه گرفت و خدا یحیی را به او عطا کرد. اگر می‌خواهید حاجت روا شوید، امروز را روزه بگیرید.

 

 


موضوعات مرتبط: بانک احادیث
برچسب‌ها: بانک احادیث

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 / 5 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |