ندای وحی

قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

ندای وحی

اکبر احمدی
ندای وحی قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

داستان ها

داستان امام سجاد/زندگی نامه امام سجاد (ع)

آن حضرت روز جمعه يا پنج شنبه ، 15 جمادى الثّانى يا 23 شعبان ، سال 36 يا 38 هجرى (3)، در شهر مدينه منوّره تولّد يافت .

نام : علىّ(4) صلوات اللّه و سلامه عليه .

كنيه : ابوالحسن ، ابومحمّد، ابوالقاسم و... .

لقب : سجّاد، زين العابدين ، زين الصّالحين ، سيّد العابدين ، سيّد السّاجدين ، ذو الثّفنات ، ابن الخيرتَيْن ، مجتهد، عابد، زاهد، خاشع ، بكّاء، امين و... .

نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از: للّه للّه ((وَما تَوْفيقى إ لاّ بِاللّه )) ، ((الْحَمْدُ لِلّهِ العَلِيِّ)) ، ((إ نَّ اللّهَ بالِغُ اءَمْرِهِ)) و ((الْعِزَّةُ لِلّهِ)) .

دربان : ابو خالد كابلى ، ابو جبلة ، يحيى بن امّ طويل .

پدر: امام ابو عبداللّه الحسين ، سيّد الشّهداء عليه الصّلاة والسّلام .

مادر: معروف به شهربانو، شاهزاده ايرانى ، دختر يزدجرد - كه آخرين پادشاه فارس بود - مى باشد؛ و در زمان عُمَر به اسارت مسلمين در آمد و امام علىّ عليه السّلام از فروش او مانع شد و فرمود:

او شريف زاده است ، آزادش بگذاريد تا از مسلمين هر كه را بخواهد با او ازدواج نمايد و مهريه اش از بيت المال پرداخت شود.

پس با انتخاب خود، امام حسين عليه السّلام را براى همسرى خويش ‍ برگزيد كه پس از ازدواج با او، امام سجّاد عليه السّلام از ايشان تولّد يافت .

حضرت در صحرا و صحنه كربلاء حضور داشت و مصائب سخت و دلخراشى را متحمّل شد، كه عُمْر آن حضرت را در آن لحظات ، بين 22 تا 24 سال گفته اند؛ و نسل شجره مباركه بنى الزّهراء توسّط امام سجّاد عليه السّلام تكثير و منتشر گرديد.

آن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش امام حسين عليه السّلام مبارزات گوناگونى عليه دستگاه حكومتى بنى اميّه داشت و به شيوه هاى مختلفى در فرصت هاى مناسب ، در هوشيارى بخشيدن جامعه نسبت به دستگاه ظالم لحظه اى سكوت و آرامش نداشت ، از طريق سخنرانى ، تشكيل جلسات دعا و مناجات ، گريه و اظهار مظلوميّت و تظلّم و... .

آن حضرت يكى از چهار نفر گريه كننده گان عالم به شمار آمده ، كه پس از جريان دلخراش كربلاء مرتّب در هر فرصت مناسبى بر مظلوميّت پدرش ‍ امام حسين عليه السّلام و ياران باوفايش مى گريست ، و جنايات دستگاه بنى اميّه را افشاء مى كرد.

مدّت عمر: آن حضرت مدّت دو سال و چند ماه در حيات جدّش امام اميرالمؤ منين عليه السّلام ، و حدود دوازده سال در حيات عمويش امام مجتبى عليه السّلام ، و 23 يا 24 سال نيز با پدرش ، و حدود 35 سال امامت و رهبريّت جامعه اسلامى را بر عهده داشت كه جمعا عمر آن حضرت را حدود 57 سال گفته اند.

مدّت امامت : آن حضرت روز دهم محرّم الحرام ، سال 61 هجرى پس از شهادت پدر بزرگوارش ، در سنين 23 يا 24 سالگى به منصب امامت و خلافت نايل آمد و تا 12 يا 25 محرّم سال 94 يا 95، امامتش به طول انجاميد كه جمعا حدود 35 سال امامت و رهبريّت را بر عهده داشته است .

شهادت : حضرت روز شنبه ، دوازدهم يا بيست و پنجم محرّم ، سال 94 يا 95 هجرى قمرى (5)، توسّط هشام بن عبدالملك مروان به وسيله زهر، مسموم و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

محلّ دفن : پيكر مطهّر و مقدّس آن بزرگوار در قبرستان بقيع كنار عمويش ‍ امام حسن مجتبى عليهماالسّلام دفن گرديد.

تعداد فرزندان : مرحوم سيّد محسن امين تعداد پانزده پسر و چهار دختر براى حضرتش نام برده است .

خلفاى هم عصر آن حضرت : يزيد بن معاويه بن ابى سفيان ، فرزندش ‍ معاوية بن يزيد، مروان بن حكم ، عبدالملك بن مروان ، وليد ابن عبدالملك .

نماز آن حضرت : دو ركعت است ، كه در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، صد مرتبه آية الكرسى يا سوره توحيد خوانده مى شود، و بعد از سلام نماز، تسبيحات حضرت زهراء عليهاالسّلام گفته شود؛ و پس از آن حوايج مشروعه خود را از درگاه خداوند منّان تقاضا و درخواست نمايد.(6)

فرخنده ميلاد امام چهارم عليه السّلام


موضوعات مرتبط: داستانها
برچسب‌ها: داستان ها

تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 8:6 | نویسنده : اکبر احمدی |

داستان ها

داستان امام سجاد/فرزندى از دو بهترين انسانها

در احاديث و روايات مختلف آمده است :

هنگامى كه لشكر اسلام بر شهرهاى فارس هجوم آورد و پيروز شد غنيمت هاى بسيارى از آن جمله ، دختر يزدگرد را به دست آورد و آن ها را به شهر مدينه طيبّه آوردند.

همين كه آن غنائم جنگى را داخل مسجد بردند، جمعيّت انبوهى گرد آمده بود؛ و در اين ميان زيبائى دختر يزدگرد توجّه همگان را به خود جلب كرده بود.

پس چون چشم اين دختر به عمر بن خطّاب افتاد صورت خود را از او پوشاند و گفت : اى كاش چنين روزى براى هرمز نمى بود، كه دخترش اين چنين در نوجوانى اسير شود.

سپس از طرف امام علىّ عليه السّلام به او پيشنهاد داده شد كه هر يك از مردان و جوانان حاضر را كه مايل است براى ازدواج انتخاب كند، و مهريه و صداق او از بيت المال تاءمين و پرداخت گردد.

دختر كه خود را جهانشاه معرّفى كرده بود و امام علىّ اميرالمؤ منين عليه السّلام او را شهربانو ناميد، نگاهى به اطراف خود كرد و پس از آن كه افراد حاضر را مورد نظر قرار داد؛ از بين تمامى آنان ، حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام را برگزيد؛ و سپس جلو آمد و دست خود را بر شانه آن حضرت نهاد.

در همين حال مولاى متّقيان علىّ عليه السّلام جلو آمد و حسين عليه السّلام را مورد خطاب قرار داد و فرمود: از او محافظت كن و به او نيكى نما، كه به همين زودى بهترين خلق خدا بعد از تو، از اين دختر به دنيا مى آيد.

و چون از وى سؤ ال كردند كه به چه علّت ، امام حسين عليه السّلام را به عنوان همسر خويش انتخاب نمود؟

در پاسخ گفت : پيش از آن كه لشكر اسلام بر ما هجوم آورد، من حضرت محمّد، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديدم كه به همراه فرزندش حسين عليه السّلام وارد منزل ما شد و مرا به ازدواج حسين عليه السّلام درآورد.

وقتى از خواب بيدار شدم ، عشق و علاقه به او تمام وجودم را فرا گرفته بود و به غير از او به چيز ديگرى نمى انديشيدم .

و چون شب دوّم فرا رسيد، در خواب ديدم كه حضرت فاطمه زهراء عليهاالسّلام ، به منزل ما آمد و دين اسلام را بر من عرضه نمود و من نيز اسلام را پذيرفتم و در عالم خواب توسّط حضرت زهراء مسلمان شدم .

سپس حضرت زهراء عليهاالسّلام به من فرمود: به همين زودى لشكر اسلام بر فارس غالب و پيروز خواهد شد و تو را به عنوان اسير مى برند؛ و پس از آن به وصال فرزندم حسين خواهى رسيد و كسى نمى تواند نسبت به تو تجاوز و قصد سوئى كند.

مادر امام سجّاد زين العابدين عليه السّلام افزود: سخن و پيش گوئى حضرت فاطمه زهراء عليهاالسّلام به واقعيّت پيوست و من صحيح و سالم به وصال خود رسيدم و به همسرى و ازدواج امام حسين عليه السّلام درآمدم .

و پس از گذشت مدّتى سيّد السّاجدين ، امام زين العابدين سلام اللّه عليه در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود و جهانى را به نور وجود مقدّس خود روشنائى بخشيد.

و آن حضرت همانند ديگر ائمّه اطهار صلوات اللّه عليهم اجمعين در حالتى به دنيا قدم نهاد كه پاك و پاكيزه و ختنه شده بود؛ و پس از تولّد، شهادت بر يگانگى خداوند و رسالت جدّش رسول خدا و امامت و خلافت اميرالمؤ منين علىّ و ديگر اوصياء صلوات اللّه عليهم اجمعين داد.

و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نسبت به اين نوزاد فرمود: ((ابن الخِيرتَين )) يعنى ؛ پدر اين نوزاد، امام حسين عليه السّلام بهترين خلق خدا و مادرش ، شهربانو بهترين زن از زنان عجم مى باشد.


موضوعات مرتبط: داستانها
برچسب‌ها: داستان ها

تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 8:1 | نویسنده : اکبر احمدی |

حکایت ها وحکمت ها

داستان درباره ي امام رضا (ع) :قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها

مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:

روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد.

بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن ((لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم ))(14) كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟

حضرت با آواى بلند اظهار نمود: شما اين چنين تفسير كرده ايد؛ و عدّه اى ديگرتان گفته اند: منظور طعام لذيذ است ؛ و نيز عدّه اى ديگر، خواب راحت و آرام بخش تعبير كرده اند.

و سپس افزود: به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق عليه السلام روايت فرموده است كه : خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختيار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند.

و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤ ال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برايشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است .

بنابر اين ، منظور از آيه شريفه قرآن ، محبّت و ولايت ما اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤ ال پيرامون توحيد و يكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پيغمبر اسلام ، از ولايت ما ائمّه ، نيز سؤ ال خواهد كرد.

و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآيد و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاويد آن بهره مى برد، كه زايل و فاسدشدنى نخواهد بود.

سپس امام رضا عليه السلام افزود: پدرم از پدران بزرگوارش عليهم السلام حكايت فرمود، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمود:

اى علىّ! اوّلين چيزى كه پس از مرگ از انسان سؤ ال مى شود، يگانگى خداوند سبحان ، سپس نبوّت و رسالت من ؛ و آن گاه از ولايت و امامت تو و ديگر ائمّه خواهد بود، با كيفيّتى كه خداوند متعال مقرّر و تعيين نموده است .

پس اگر انسان ، صحيح و كامل اقرار كند و پاسخ دهد، وارد بهشت جاويد گشته و از نعمت هاى بى منتهايش بهره مند مى گردد.(15)

 

منابع:

15- تفسيرالبرهان : ج 4، ص 502، ح 5، به نقل از توحيد شيخ صدوق .
16- الخرايج والجرايح : ج 2، ص 766، ح 86.


موضوعات مرتبط: حکایت ها وحکمت ها
برچسب‌ها: حکایت ها وحکمت ها

تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 7:59 | نویسنده : اکبر احمدی |

آفرينش انسان در قرآن


سیمای انسان در سوره یوسف

 

چکیده:

این سوره با 111 آیه که یکصد آیه آن به داستان حضرت یوسف (ع) اختصاص دارد. جایگاه ارزشی انسان و خصوصیات زشت و زیبایش را در قالبی بسیار زیبا و دلنشین بیان می‌دارد. در این سوره یوسف به عنوان الگویی از انسان ، محسن، مخلص، صاحب علم و حکمت ربانی که منشا بسیاری از ارزش های انسانی و مکارم اخلاقی چون عفت، عفو، گذشت، راستی و صداقت است معرفی می‌شود و در مقابل آنها زشتی های اخلاقی مانند حسد، عصبیت، دروغ‌گویی و... مورد نکوهش قرار گرفته است.
کلید واژه‌ها: انسان، تقوا، توحید، حسد، صبر، ظلم، عصبیت، عصمت، عفت، عفو، علم، یوسف

مقدمه

این سوره یکی از سوره های جزء دوازدهم قرآن با 111 آیه است که 111 آیه آن به داستان حضرت یوسف یکی از پیامبران ابراهیمی (2) اختصاص یافته است. داستان حضرت یوسف (ع) در این سوره از نوجوانی (3) آغاز و با حکومت او در مصر پایان می‌یابد. این سوره از ابعاد مختلف فکری مانند انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، خدا‌شناسی، پیامبر‌شناسی و… قابل بررسی است و در هر بعدش درس های آموزنده‌ای دارد که در این مقاله مختصر جایگاه انسان و جنبه های وجودی انسان از نگاه حکمت نظری و حکمت عملی بحث می‌شود.

1- جایگاه و منزلت انسان در فرهنگ قرآن:

با یک نگاه کلی به قرآن از جمله این سوره آشکار می‌شود که انسان در قرآن از جایگاه والایی برخوردار است. برای فهم نگاه ویژه قرآن به انسان چند دلیل از این سوره مبارک می توان ارائه کرد:
اول: او موجودی معرفی شده است که شایستگی تعقل و خردورزی دارد و اگر غیر این بود خداوند نمی فرمود: « انّا اَنزلناهُ قرآناً عربیاً لعلَّکُم تَعقِلون ؛ ما آن را قرآنی عربی فرستادیم باشد که بیندیشید. » (4)
دوم: انسان شایستگی آن را دارد که مخاطب خدای سبحان قرار گیرد و با او سخن گفته شود: « نَحنُ نَقُصُّ عَلَیک احسَنَ القصَص بِما اَوحَینا الیک هذا القرآن ؛ ما بهترین داستان ها را به موجب این قرآن که به تو وحی فرستادیم بر تو می‌خوانیم. » (5)
سوم: انسان شایسته آن است که محرم اسرار عالَم باشد و آنچه مربوط به قضای علمی خدا و تحولات زندگی انسان و جامعه است به او خبر داده شود و او عالِم به اسرار آینده خود و جامعه باشد. شاهد این سخن آیه های چهارم تا ششم این سوره است که از زبان یوسف می فرماید: « یا ابَتِ انّی رایتُ اَحَدَ عَشَر کوکباً و الشمس و القَمَر راَیتُهم لی ساجدین ؛ پدر جان من در خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید مرا سجده می‌کنند.»
و از زبان پدرش می‌فرماید: « یا بُنی لا تقصص رُؤیاک عَلی اِخوَتِک... و کَذالک یَجتَبیکَ ربّک و یَعَلّمُکَ مِن تَاویلِ الأحادیث و یُتمّ نعمتهُ علیک ؛ ای فرزندم خوابت را برای برادرانت گزارش نکن... بدین سان پروردگارت تو را بر می‌گزیند و به تو علم تاویل خوابها می‌آموزد و تمام نعمتش را بر تو ارزانی می‌دارد » (6)
چهارم: انسان شایسته آن است که محبوب و برگزیده خدا شود چنانکه در آیه پنجم می‌فرماید:« و کذلک یَجتَبیکَ ربُّک ؛ بدین سان خدا ترا برمی گزیند.» چرا یوسف محبوب و برگزیده خدا می‌شود چون از محسنین (نیکوکاران ) است در این سوره سه بار لقب نیکوکاری برای یوسف آمده است. در آیه 21 بعد از آنکه یوسف جوانی برنا شد و خداوند به او حکمت و دانش عطا کرد می‌فرماید: « و کذلِک نَجزی المُحسنین ؛ ما این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.» و در اینجا مقام نیکوکاری از سوی خدا به او عطا شد. در آیه 36 دو زندانی همراه یوسف به او گفتند:« انا نریک من المُحسنین ؛ می‌بینیم که از نیکوکاران هستی. » بار سوم آنگاه که به مقام عزیزی مصر رسید برادرانش قبل از آنکه او را بشناسند وقتی اکرام و بزرگ مردی او را دیدند گفتند:« انا نریک من المُحسنین ؛ ما می‌بینیم که از نیکوکاران هستی.» یوسف را هم خدا و هم خلق خدا از نیکوکاران می‌دانند، و خدای سبحان در چند آیه بشارت داده است که نیکوکاران را دوست دارد. (7)
پنجم: انسان موجودی کمال خواه و طالب سعادت جاودانه است و آنچه او را از این سعادت ابدی باز می‌دارد گناهان بویژه ظلم و جهل است و حضرت یوسف (ع) که به عالیترین مقامات انسانی یعنی مقام مخلََصین (به فتح لام ) (مقام مخَلص- به فتح لام – برتر از مقام مخِلص – به کسر لام – است) می‌رسد از این روست که از هرگونه ظلم و جهلی فاصله می‌گیرد نه به خدای خویش ظلم می‌کند چون از شرک بیزاری می‌جوید و راه توحید را می‌پیماید و می‌فرماید:
« انی ترکت مله قوم لا یومنون بالله و هُم بِالاخرهِ هم کافرون و اتّبعتُ ملهَ آباءی اِبراهیمَ و اِسحاقَ و یَعقوبَ ما کان لنا اَن نُشرِک بالله...؛ من آیین قومی را که به خدا نمی گروند و به آخرت کافرند ترک و آیین (توحیدی) پدرانم ابراهیم واسحاق و یعقوب را پیروی کردم چرا که زیبنده ما نیست که به خدا شرک ورزیم...» (8)
و نه به نفس خویش ظلم می‌کند و نه بر دیگران چنان که وقتی همسر عزیز مصر او را دعوت به گناه می‌کند می‌فرماید:


موضوعات مرتبط: انسان از نگاه قرآن
برچسب‌ها: آفرينش انسان در قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 7:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

آفرينش انسان در قرآن

کرامت انسان در قرآن کریم

ماهیت، مبانی، موانع 
مسئله «کرامت انسان» از مباحث مهم در حوزه انسان شناسی است که در میان مکاتب مختلف الهی و بشری رویکردهای متفاوتی را موجب گردیده است. ضرورت معناشناسی «کرامت انسان» در قرآن کریم از آن رو احساس می‌ شود که واژه کرامت، در قرآن کریم هم بر خداوند کریم و هم عرش الهی و فرشتگان نویسنده و نیز فرشته امین وحی و به ویژه بر قرآن اطلاق شده است و از سویی بر انسان. بررسی مفهوم کرامت که به نحو اشتراک معنوی بر خداوند و قرآن، فرشته امین وحی، ... وارد شده است و نیز آیات متعددی که نشان از نگاه تشکیکی در کرامت را بیان می‌دارد، موجب آن شده است، تا با بررسی معنای لغوی کرامت، وجوه معنایی کرامت در قرآن، رابطه معناشناختی کرامت و فضیلت در قرآن را بیان نموده و به معناشناسی انسان در نظام معنایی قرآن و انسان شناسی توصیفی در قرآن، معناشناسی کرامت انسان در قرآن و چیستی و ماهیّت آن اشارت رود.
از سویی دیگر بحث از مبانی کرامت انسان، یکی از مباحث کلیدی و مهم میان اندیشمندان مسلمان در عصر حاضر به شمار می رود و پرداختن به این نکته، که کرامت انسان در نگاه قرآن، به کدامین انسان اشارت دارد، یعنی این پرسش بسیار مهم می نماید که آیا همه انسان ها صاحب کرامتند یا این که برخی از انسان ها با ویژگی خاص صاحب کرامت اند. نکته مهم دیگر آن است که چه موانع در مسیر کرامت انسان وجود دارند و با شناخت عناصر کرامت ستیز، تلاش برای از میان برداشتن موانع کرامت انسان هموار خواهد شد؛ و لازمه وجود هر امری، تحقق زمینه های آن و از بین بردن موانع می‌باشد. در این پژوهش، تلاش گردید تا با بیان لوازم کرامت انسان در جامعه انسانی، راه‌های تحقق و محافظت از آن را از دیدگاه قرآن کریم ارائه گردد
از آنجا که در عصر حاضر بسیاری از مکاتب بشری مدعی دفاع از کرامت انسان اند و در دفاع از پدیده حقوق بشر بسیار سخت رانده اند و از سویی اسلام را در برخی عرصه‌ ها مخالف با کرامت انسان معرفی کرده اند و از سویی دیگر برخی از قوانین اسلامی را مغایر با کرامت انسان بشمار آورده اند، موجب گردید تا این سوال را در کتاب جاودانه و وحیانی قرآن کریم مورد ژرف کاوی قرار داده و به ارائه دیدگاه قرآن درباره کرامت انسان بپردازیم.
به یقین سئوالات بسیاری در این حوزه فرا روی همه اندیشمندان معاصر قرار دارد. پرسش هایی همانند این که: معنای کرامت انسان در نظام معنایی قرآن کدام است؟ فلسفه اوصاف دوگانه انسان در قرآن چیست؟ کرامت انسان در نگاه قرآن، ذاتی است یا اکتسابی؟ معنای کرامت ذاتی در نظام معنایی قرآن چیست؟ معنای کرامت اکتسابی در نظام معنایی قرآن چیست؟ مبانی کرامت ذاتی انسان در قرآن کدام‌ اند؟ مبانی کرامت اکتسابی انسان در قرآن کدام است؟ چه موانعی برای تحقق کرامت انسان وجود دارد؟ لوازم کرامت انسان کدام است؟ راه های حفظ کرامت انسان در قرآن کریم کدامند؟
این پرسش ها و بسیاری از پرسش‌های پیش رو، ما را بر آن می دارد که در این پژوهش با احتیاط و دقت بسیار، گام برداریم.
بحث کار کرامت انسان در ساحت های مختلف از فقه و عرفان و کلام می تواند به گستردگی نگاه های برآمده از قرآن کریم اشاره داشته باشد و به معناشناسی واژه کرامت در دوره پس از قرآنی کمک نماید. تحلیل معناشناختی کرامت انسان در قرآن در این نوشتار بدان معنا است که این واژگان را در سرتاسر قرآن مورد مطالعه و تحلیل منظم قرار داده، تا تصویر درست و شفافی از این واژگان در تعابیر قرآنی به دست آید. بی تردید در این راه، با مشکلاتی مانند عدم دسترسی به اطلاعات دقیق و زمان مند از این واژگان در دوره های پیش از قرآنی (عرب جاهلی)، عصر نزول و مطابق با متن قرآن و پس از نزول (دوره فهم قرآن مطابق با سلیقه های مختلف مذاهب اسلامی و فرقه های کلامی و فقهی و عرفانی و فلسفی و ...) وجود دارد.
مراجعه به آراء فقها نشان می دهد که در نگاه فقیهان مسئله کرامت را، نه همانند قاعده «لاضرر»، اصلی حاکم بر همه احکام قرار نداده اند به این معنا که آن را محدود کننده و کنترل کننده احکام قرار داده باشند و احکام معارض با آن را محدود نمایند؛ و نه اصل کرامت را «حکمت» در شناخت احکام شرعیه بشمار آورده اند تا حکمتی که موجب تشریع بسیاری از احکام شده است را دریابند؛ یعنی کرامت را حکمت جاری در احکام قرار نداده اند تا شارع در جعل احکام در جهت حفظ ‌آن بوده باشد؛ و نه کرامت را تکلیفی برای انسان ها قرار داده اند تا در سلسله علل احکام قرار گیرد و یا مانند قاعده لاضرر حاکم بر احکام بوده باشد؛ یعنی اصل کرامت را یک اصل الزامی برای همه انسان ها ندانسته اند که در روابط اجتماعی خویش، رفتار ضد کرامت در برخورد با دیگران نداشته باشند؛ و نه کرامت را اصل اولیه در انسان ها شمار آورده اند که اگر دلیلی برخلاف آن نبوده باشد بتوان بر اساس آن حکم کرد و این عدم همراهی ریشه در آن دارد که بسیاری از فقیهان به جای کرامت ذات، از کرامت اکتسابی و ارزشی دفاع کرده اند، و انسان را تا زمانی که تکالیف انسانی خویش را به جای آورد صاحب کرامت می دانند وگرنه از مزایای آن بی بهره اند. به بیانی دیگر، چون فقها کرامت انسان را به «امتیازات تکوینی» بشر تفسیر کرده اند نتوانسته اند به اتکای امتیازات تکوینی، امتیازات اعتباری حقوقی را اثبات کنند، زیرا امتیازات تکوینی انسان، الزاماً به امتیازات ارزشی هر فرد نمی انجامد و چه بسا کسانی که در امر انحطاط و سقوط، از همه موجودات پست تر شوند.
برخی از فقیهان اعتقاد دارند که انسان منهای ایمان، انسان منهای کرامت است. در این رویکرد، حقوق و کرامت غیر موحدان و مشرکان معنایی ندارد. باور این گروه آن است تنها در صورتی که حکومت اسلامی مصلحت بداند، برخی حقوق را بر اساس قرارداد به آن ها اعطا کند.


موضوعات مرتبط: انسان از نگاه قرآن
برچسب‌ها: آفرينش انسان در قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 7:19 | نویسنده : اکبر احمدی |

آفرينش انسان در قرآن

 

 

بررسی نظر قرآن درباره «فلسفه ی تاریخ و نیروی محرک آن» نیاز به بحث گسترده ای دارد که بدون گردآوری مجموع آیات مربوط به موضوع، شرح و بسط آن امکان پذیر نیست، در حالی که کتاب ما، گنجایش این نوع بررسی را ندارد، ولی برای این که نظر قرآن را به صورت کلی آورده باشیم، به گونه ای بس فشرده به نظر قرآن پیرامون قوانین حاکم بر جامعه، اشاره می کنیم.

1. هر امتی، دوره و روزگاری دارد (وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ)(1)

دانشمندان برای جامعه، اوج و حضیضی، و صعود و نزولی در نظر می گیرند. و به عبارت دیگر: جامعه مانند فرد است. یک فرد تا به سن بلوغ عقلی نرسد، حالت پویایی و تهاجم دارد. پس از مدتی که به اوج قدرت و نیرومندی رسید، کم کم قوس نزولی او شروع می شود ضعف و سستی در اعصاب و قوای او آشکار می گردد. بدن دچار کمبود انرژی می شود و برای حفظ قوای موجود باید غذاهای مقوی بخورد. در این سن و سال به جای این که مهاجم باشد، مدافع است تا آنچه دارد از دست ندهد.
جامعه نیز مدتی حالت تهاجمی دارد، پس از مدتی حالت تدافعی به خود می گیرد. تمام تاریخ بر اساس دو حالت «تهاجم» و «تدافع» حرکت می کند و این تهاجم و تدافع موجب می شود که نوعی فرهنگ وتمدن در جامعه به وجود آید، رشد کند، ضعیف و پیر می شود و در نتیجه نابود شود و سرانجام فرهنگ جدید، باز سیر خویش را به سوی رشد، کمال و پیری و مرگ طی کند و باز در برابر نیروی جوان و تازه ای قرار گیرد.
این تهاجم و تدافع هم علت و هم عامل حرکت تاریخ را نشان می دهد و هم خود به شکل حرکت تاریخ را مشخص می کند.
خلاصه هر جامعه ای روزگاری در حال صعود و بالا رفتن است و بولدوزروار، همه چیز را کوبیده و له می کند تا به قله ی ترقی برسد، ولی چون مادی است و بر نیروی مادی تکیه می کند و از نیروی بس محدودی برخوردار است، پس از مدتی دوران نزول او فرا می رسد و به دست فنا سپرده می شود.
توجه قرآن به ارزش های فردی مانع از آن نشده است که به اصالت جامعه در حد خود، اعتراف کند و برای آن حیات و ممات و عمر و زندگی و به اصطلاح تهاجم و تدافعی قائل گردد چنان که می فرماید:
(وَ لِکلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا یَستَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَستَقْدِمُونَ)(2)
«برای هر امتی پایانی است، هر گاه پایان عمرشان برسد، نه لحظه ای تأخیر می کنند و نه لحظه ای زودتر فانی می گردند».
بنابراین همان طور که فرد، حیات و مماتی دارد، جامعه نیز موت و حیاتی دارد، و تمدن هر گروهی هر چه هم درخشنده باشد، روزی به افول و خاموشی می گراید.

 


موضوعات مرتبط: انسان از نگاه قرآن
برچسب‌ها: آفرينش انسان در قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 14 / 6 / 1394 | 7:14 | نویسنده : اکبر احمدی |

پزشکی

سبزی خشک شده بهتر است یا فریز شده؟


,سبزی فریز شده,سبزی خشک شده,سبزیجات فریزری,تغذیه سالم زندگی سالم

سبزی فریز شده,سبزی خشک شده,سبزیجات فریزری,سبزیجات فریز شده,خواص سبزیجات,منابع سبزیجات,آلودگی سبزی,شست و شوی سبزیجات,سبزی خشک یا فریزری,خشک کردن سبزیجات,خشک کردن سبزی,فریز کردن سبزی

اگر شما هم جزو کسانی هستید که مجبورید غذایتان را با سبزیجات خشک یا فریز شده آماده کنید، این نکته ها را بخوانید تا لااقلسبزیجات با کیفیت تری داشته باشید.

 فصل، فصل سبزیجات تازه است و اکثر خانم ها برای مصرف سالانه شان اقدام به خرید انواع سبزیجات و فریز کردن یا خشک کردن آنها می کنند.اما سبزی فریز شده خاصیت بیشتری دارند یاسبزی خشک شده؟پاسخ این سوال را متخصصان تغذیه خواهند گفت.

متخصصان تغذیه توصیه می کنند روزانه حداقل پنج سهم میوه و سبزیجات باید در سبد غذایی افراد قرار بگیرد چرا که این مواد غذایی انواع ویتامین ها و مواد معدنی ضروری را به بدن می رسانند.
 
ویتامین های گروه B موجود در انواع و اقسام سبزی برای تولید انرژی، ساخت هورمون ها و عملکرد سیستم عصبی ضروری است. نقش ویتامین E در سلامت پوست و مو هم به اثبات رسیده است؛ ویتامینی که خواص ضدالتهابی دارد و باعث پیشگیری از گرفتگی عروق می شود.
 
,سبزی فریز شده,سبزی خشک شده,سبزیجات فریزری,تغذیه سالم زندگی سالم
 
ویتامین C و جلوگیری بروز سرماخودگی و ضعف سیستم ایمنی 
 
دکتر راحله توکلی، متخصص تغذیه اظهار کرد: یکی از ویژگی های بارز سبزیجات، غنی بودن آنها از مواد معدنی مثل مس، پتاسیم، منگنز و منیزیوم است. این ریزمغذی ها نقش مهمی در سلامت بدن دارند و کمبود آنها در بدن احتمال بروز مشکلات خونی و استخوانی، ضعف سیستم ایمنی و ... را افزایش می دهد.
 
تغذیه سالم زندگی سالم - غنی از آنتی اکسیدان
 
بیشتر خوراکی های ضدسرطان تقریبا یک نقطه مشترک دارند؛ این که سرشار از آنتی اکسیدان هستند و در پیشگیری و حتی درمان سرطان ها موثرند. به گفته دکتر توکلی، آنتی اکسیدان ها با رادیکال های آزاد تولید شده در بدن مقابله می کنند و علاوه بر سرطان مانع بروز بسیاری از مشکلات قلبی و عروقی می شوند و پیری را هم به تاخیر می اندازند. این در حالی است که بیوفلاونوئیدها، کاروتنوئیدها، ویتامین های E و C و سلنیوم مهم ترین منابع طبیعی آنتی اکسیدان ها را تشکیل می دهند. فراموش نکنید از بین سبزیجات کلم بروکلی، فلفل دلمه ای، سیب زمینی، چغندر، کلم قرمز، کنگر فرنگی، مارچوبه و ... سرشار از آنتی اکسیدان هستند.
 
دریافت مقدار کافی فیبرهای غذایی
 
احتمالا شما هم اسم فیبر را زیاد شنیده اید. باید بدانید سبزیجات منابع بسیار غنی فیبر به حساب می آیند که خواص زیادی دارند و بسیاری از متخصصان از آنها به عنوان راز تناسب اندام یاد می کنند. به عنوان مثال، فیبر، سرعت عبور مواد غذایی از معده به روده را کم می کند و باعث ایجاد احساس سیری طولانی تر می شود. به این ترتیب با مصرف انواع سبزیجات دیرتر گرسنه می شوید، کمتر سراغ هله هوله های موجود در یخچال و کابینت ها می روید و براحتی می توانید وزن کم کنید. به گفته دکتر توکلی، فیبرها علاوه بر این ویژگی در کاهش کلسترول بد خون (LDL) هم تاثیر دارند و با تاثیر روی عملکرد مثبت روده ها از بروز یبوست پیشگیری می کنند.
 
امان از آلودگی سبزی ها
 
هر سال در آستانه فصل تابستان موضوع آبیاری مزارع سبزی جنوب تهران با آب های آلوده و حتی فاضلاب ها دوباره مطرح می شود. هر چند بسیاری از مسئولان چنین ادعاهایی را به طور کامل رد می کنند، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد چنین چیزی می تواند واقعیت داشته باشد. در هر صورت پرسش اینجاست که آیا آب های آلوده داخل بافت سبزیجات هم نفوذ می کنند؟ اگر این طور است روشی برای از بین بردن آلودگی ها هنگام شستن وجود دارد؟ 
 
به گفته دکتر توکلی، آلودگی میکروبی و انگلی مهم ترین نکته در این زمینه است. خبر خوب این که روش شست وشوی چهار مرحله ای باعث از بین رفتن همه آلودگی های میکروبی در سبزیجات می شود، اما متاسفانه سموم شیمیایی و فلزات سنگین را از بین نمی برد و می تواند باعث بروز بیماری های عفونی و گوارشی شود و زمینه بروز سرطان را هم فراهم کند.
 
نگرانی بیجا ممنوع
 
در مورد سلامت سبزیجات موضوع استفاده از کودهای آلوده انسانی و حیوانی هم مطرح است، اما در صورتی که کود زیر خاک ریخته شود به حاصلخیزی زمین زراعتی کمک می کند، اما اگر این کودها در تماس مستقیم با سبزیجات باشند، آلودگی ایجاد می کنند و مصرف آنها برای افراد مضر است. بنابراین توصیه می شود سراغ محصولات ارگانیکی بروید که در بعضی از فروشگاه ها موجودند یا خودتان دست به کار شوید و در حیاط، باغچه کوچک یا گلدان های آپارتمانی سبزی بکارید و با خیال راحت و یک شست وشوی ساده آنها را مصرف کنید.
 
شست وشوی سبزیجات در 4 مرحله
 
فارغ از مباحث مطرح شده، برای اطمینان باید سبزیجات را قبل از مصرف به روش اصولی بشویید ،چون حتی اگر سبزیجات با آب های آلوده یا کودهای نامناسب آبیاری شده باشند به وسیله شست وشوی مناسب، آلودگی میکروبی آنها از بین می رود. اولین مرحله شست وشو با آب و زدودن خاک یا مواد زائد همراه سبزی و مرحله دوم اضافه کردن یک تا دو قطره مایع ظرفشویی به ظرف حاوی آب و سبزی است. در این مرحله انگل زدایی صورت می گیرد.
 
در مرحله سوم باید سبزیجات را با یک قاشق محلول ضدعفونی کننده (موجود در داروخانه ها) به مدت سه تا پنج دقیقه با آب خیس کنیم. آخرین مرحله هم آبکشی سبزی با آب است. یادتان باشد برخلاف باور عموم استفاده از نمک برای ضدعفونی کردن سبزیجات هیچ تاثیری در پاکسازی آنها ندارد. همچنین هنگام شست وشوی سبزیجات هم از مایع ظرفشویی و هم از محلول ضدعفونی کننده استفاده کنید. مایع ظرفشویی برای جدا کردن تخم انگل ها از سبزیجات مناسب است و ماده ضدعفونی کننده ،میکروب های سبزی را از بین می برد. از طرفی دور ریختن برگ های رویی سبزیجات برگی مثل کاهو و کلم هم بسیار با اهمیت است.
 
سبزی فریزری بهتر است یا خشک شده؟
 
در حال تماشای تلویزیون هستید، هوس قورمه سبزی می کنید و به فکر درست کردن این غذای خوشمزه می افتید، اما آماده کردن سبزی این خورشت پرطرفدار دردسرهای زیادی دارد. پس چه بهتر که از قبل سبزی آماده داخل فریزر داشته باشید و بیشتر وقت تان را صرف جا افتادن غذا کنید. حالا سوال اینجاست که آیا فریز کردن سبزیجات از ارزش غذایی آنها کم می کند؟ اصلا سبزی خشک بهتر است یا سبزی منجمد؟
 
در فرآیند خشک کردن، بخش قابل توجهی از ویتامین C سبزی از بین می رود، اما بیشتر املاح آن حفظ می شود. این در حالی است که منجمد کردن سبزی البته به شرط این که زمان زیادی از چیدن آن نگذشته باشد، باعث حفظ ویتامین ها، ریزمغذی ها و املاح موجود در آن می شود.
 
به هیچ عنوان سبزی سرخ شده را در فریزر قرار ندهید. چرا که اگر سبزی سرخ شود، مواد مضر روغن در سبزی ذخیره می شود. به جای آن می توانید بعد از خرد کردن سبزی، آن را روی حرارت مختصری قرار داده و بعد از آن که آب سبزی تبخیر شد، بسته بندی اش کنید. سبزی را قبل از بسته بندی حتما سرد کرده و در لایه های نازک بسته بندی کنید.
 
البته در صورتی که از زمان برداشت محصول اطلاعی ندارید هیچ تفاوتی میان سبزی خشک شده و منجمد وجود ندارد چرا که هر دو مقداری از ارزش غذایی شان را طی فرآیند خشک شدن و انجماد از دست داده اند، اما یادتان باشد طعم و بافت سبزی منجمد شده بهتر از نوع خشک آن است و برای این که خاصیت سبزی (بویژه سبزی قورمه) کمتر از دست برود، باید پس از شستن، خشک و خرد کردن بلافاصله آن را داخل فریزر بگذارید.
مدت زمانی که می توان سبزیجات خشک را نگهداری کرد به میزان خشک شدن آنها بستگی دارد. در صورتی که سبزیجات خشک در معرض نور آفتاب قرار بگیرند به سرعت رنگ شان تغییر کرده و مقدار فراوانی از ویتامین های خود را از دست می دهند. معمولا در صورت خشک کردن صحیح و نگهداری مناسب سبزیجات را می توان برای مدت یک سال ذخیره کرد.
سبزی خشک شده بهتر است یا فریز شده؟ 5/5 1
تغذیه سالم زندگی سالم - جام جم-/ف


موضوعات مرتبط: پزشکی
برچسب‌ها: پزشکی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 8:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

پزشکی

همه خوبی های انگور

بدون شک با شروع روزهای گرم تابستان برای اغلب شما دیدن خوشه های رنگارنگ و دلپذیر انواع انگور در مغازه های میوه فروشی صحنه ای بسیار وسوسه انگیز است.
انگور

انگور,میوه

انگور یکی از میوه های بهشتی بوده که در طب سنتی و اسلامی ما و همچنین بسیاری از کشورهای دنیا جایگاه ویژه ای دارد. قرآن کریم بارها از درختان انگور به عنوان پاداشی برای نیکوکاران در بهشت یاد نموده و روایات دینی شیعیان نیز بر اثرات سودمند آن تأکید می نماید به طوری که از امام صادق (ع) چنین نقل شده است که: «پیامبری از پیامبران به درگاه خدا از اندوه شکایت کرد و خداوند او را به خوردن انگور امر فرمود». انواع انگور از نظر بومی متعلق به مناطق مدیترانه ای و غرب آسیا هستند که به صورت خوشه های منظم و زیبا به رنگ های آبی، قرمز، بنفش، سیاه، طلایی و سبز بر روی درخت تاک می رویند.

ایران یکی از کشورهای مهم تولیدکننده انگور می باشد و در تاکستان های آن نیز انواع مختلفی از این میوه پرورش داده می شود که رایج ترین آن ها عبارت اند از: انگور عسگری، بی دانه، یاقوتی، لعل حسینی، مسکه، نباتی، کشمشی، رازقی شیرازی و... بخش های مختلف انگور شامل پوسته، هسته و میوه آن از نظر تغذیه ای خواص منحصر بفردی داشته و می توان از آن ها برای تهیه فرآورده هایی نظیر آب انگور، مربا، کشمش، روغن هسته انگور و ... استفاده کرد. علاوه بر این برگ درخت انگور با عنوان برگ مو نیز در رژیم غذایی سنتی ما برای تهیه نوعی «دلمه» مورد استفاده قرار می گیرد و دم کرده، جوشانده یا گرد آن نیز در طب سنتی کاربرد ویژه ای دارد. همان گونه که ذکر شد انگورها انواع مختلف و شکل های متفاوتی دارند که به دلیل وجود مواد آنتی اکسیدانی متفاوتی که در آن ها وجود دارد رنگ های متفاوتی از خود نشان می دهند. در ذیل به ارزش تغذیه ای و خواص انگور اشاره شده است.


ارزش 
تغذیه ای 100 گرم انگور
انرژی                          69 کیلو
کالری
کربوهیدرات                 18 گرم
پروتئین                        0/72 گرم
چربی کل                     0/16 گرم
فیبر کل                       0/9 گرم
فولات                         2 میکروگرم
نیاسین                       0/188 میلی گرم
ویتامین آ                     66 واحد
ویتامین ث                   10/8 میلی گرم
 
ارزش 
تغذیه ای
انواع مختلف 
انگور منابع غنی ویتامین های A، C،6B و فولات و همچنین املاح ضروری از جمله پتاسیم، کلسیم، آهن، فسفر، منیزیم و سلنیم هستند. به علاوه انگورها به ویژه در پوست و هسته دارای گروه مهمی ترکیبات فعال هستند که فلاوونوئیدها، پلی فنول هایی چون پروسیانیدین های گالیک اسید و کاتچین، آنتوسیانین هایی نظیر مشتقات گلوکوزیدی سیانیدین، دلفینیدین، پئونیدین، پتونیدین و مالویدین، مشتقات استیلبن نظیر رزوراترول از انواع مهم آن ها به شمار می آیند که هر یک به نوبه خود اثرات منحصر بفردی در حفظ و بهبود سلامت دارند.

, انگور, میوه,خواص سبزیجات، خواص میوه جات ،خواص خوراکیها،سبزیجات

اثرات انگور بر سلامتی
سیستم ایمنی
انگور نه تنها با داشتن ترکیبات فعال زیستی آنتی اکسیدان بلکه با مقادیر زیاد ویتامین های C و A و املاح به تقویت سیستم ایمنی کمک می کند.
 
اثرات آنتی اکسیدانی
عصاره هسته 
انگور با داشتن محتوای بالای پروسیانیدین ها دارای خواص آنتی اکسیدانی بوده که رادیکال های آزاد را می بلعد. سایر بخش های انگور نیز دارای آنتی اکسیدان هستند اما غلظت این ترکیبات در پوسته و هسته بالاتر است.
 
 اثرات م
حافظتی بر قلب
انگور باعث افزایش سطوح اکسید نیتریک در خون شده و بنابراین تشکیل لخته و در نتیجه خطر حمله قلبی را کاهش می دهد. علاوه براین آنتی اکسیدان های موجود در انگور سبب کاهش اکسیداسیونکلسترول LDL، به عنوان عامل خطر اصلی تنگی عروق و بیماری های قلبی عروقی می شوند. فلاوونوئیدهای موجود در انگور و رزوراترول علاوه بر ایجاد رنگ آنتی اکسیدان های قدرتمندی محسوب می شوند. این ترکیبات با مهار اثرات مخرب رادیکال های آزاد بر اکسیداسیون LDL و کاهش استرس اکسیداتیو و تجمع پلاکتی از شریان ها محافظت می کنند. علاوه براین انگور با کاهش التهاب و فشارخون

 می تواند به سلامت قلب و عروق کمک کند.
 

 باعث افزایش سطوح اکسید نیتریک در 
خون شده و بنابراین تشکیل لخته و در نتیجه خطر حمله قلبی را کاهش می دهد

اثرات ضد دیابتی
اخیراً بررسی ها نشان داده که عصاره های تهیه شده از پوست 
انگور می تواند در کنترل قند خون و نفروپاتی دیابتی موثر باشد. علاوه براین کشمش به عنوان یکی از فرآورده های حاصل از انگورمی تواند جایگزین خوبی برای قند و شکر در بیماران دیابتی باشد اما بااین حال بهتر است در مصرف آن تعادل رعایت شود.
 
اثرات ضد میکروبی و ضدویروسی
بسیاری از اجزای 
انگور از جمله گالیک اسید، هیدروکسی سینامیک اسید، فلاونول ها، رزوراترول و تانن دارای فعالیت ضد میکروبی و ضدویروسی هستند و می توانند بدن را از عفونت ها از جمله عفونت های باکتریایی روده ای محافظت کنند.
 
اثر بر سیستم مرکزی اعصاب
براساس بررسی های اولیه 
انگور و ترکیبات فعال و آنتی اکسیدانی آن به ویژه رزوراترول از طریق مهار استرس اکسیداتیو و التهاب یا تغییر بیان ژن های درگیر در بیماری های مغز و اعصاب از جمله آلزایمر و پارکینسون می توانند در محافظت مغز موثر باشند.
 

, انگور, میوه,خواص سبزیجات، خواص میوه جات ،خواص خوراکیها،سبزیجات

اثرات ضد سرطانی
مصرف 
انگور می تواند به سلامت بافت کولون و جلوگیری از مسیرهای سرطان زایی دراین ناحیه کمک کند. علاوه براین اثرات مثبت خوردن انگور یا مصرف مکمل ترکیبات فعال آن از جمله رزوراترول در پیشگیری از انواع مختلف سرطان ها از جمله سرطان پستان، پروستات، معده و پوست نشان داده شده است. از طرف دیگر آب انگور نه تنها در پیشگیری بلکه در سرکوب رشد سلول های سرطانی نیز موثر است اما با وجود فواید مصرف انگور و فرآورده های آن به عنوان بخشی از رژیم غذایی روزانه هنوز توصیه ای برای مصرف مکمل پیشگیرانه به صورت روزمره وجود ندارد.


اثر بر سلامت چشم
مصرف 
میوه تازه انگور و یا عصاره آن با داشتن غلظت بالای آنتی اکسیدان ها می تواند از کاهش بینایی و بیماری تحلیل برنده ماکولار وابسته به سن جلوگیری نموده و به طورکلی از سلامت چشم ها حمایت کند. علاوه براین فلاوونوئیدهای موجود در انگور می توانند با کاهش رادیکال های آزاد و جلوگیری از اثرات مخرب آن ها خطر آب مروارید را نیز کاهش دهند.
 


موضوعات مرتبط: پزشکی
برچسب‌ها: پزشکی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 8:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

پزشکی

جلوگیری از اثرات منفی گوشت قرمز

 

زیاده روی در مصرف گوشت قرمز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، فشارخون بالا، کلسترول خون و برخی از سرطان ها را افزایش می دهد. در نتیجه لازم است که با ترفندها و روش هایی اثرات منفی گوشت
 قرمز را کاهش دهید.
گوشت

 

گوشت قرمز,گوشت,تغذیه,رژیم غذایی

سازمان های سلامت عمومی بی وقفه در حال هشدار دادن در خصوص مصرف بیش از اندازه ی گوشت قرمز هستند. با توجه به مضرات مصرف بیش از اندازه ی این ماده ی غذایی به نظر می رسد که این هشدارها کاملاً به جا است و مصرف کننده ها باید بیشتر نسبت به این اخطارها هشیار باشند. چون زیاده روی در مصرف گوشت قرمز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، فشارخونبالا، کلسترول خون و برخی از سرطان ها را افزایش می دهد. در نتیجه لازم است که با ترفندها و روش هایی اثرات منفی گوشت قرمز را کاهش دهید.


میزان 
گوشت قرمز مورد نیاز بدن
درست است که 
گوشت قرمز یک ماده ی غذایی مفید بوده و برای سلامتی بدن لازم و ضروری است اما باید بدانید که اکثر متخصصان بر این باور هستند که حداکثر نیاز بدن به این ماده ی غذایی 500 گرم در هفته و یا 70 گرم در روز است. بیش از این میزان خطر ابتلا به مشکلات قلبی عروقی و برخی سرطان ها مانند سرطان کلورکتال و سرطان سینه را افزایش می دهد. علاوه بر این به نظر می رسد این ماده ی غذایی باعث آسیب به بافت های پستانی دختران نوجوان و زنان جوان می شود.
به نظر می رسد که مصرف میزان بالای این ماده ی غذایی دو مرتبه در هفته و یا بیشتر باعث ایجاد تغییراتی در فلور 
روده می شود. به این ترتیب تعادل بین باکتری هایی که در روده زندگی می کنند از بین رفته و در نتیجه منجر به بروز مشکلات زیادی می شود. حواستان باشد که اثرات منفی مصرف بیش از اندازه ی گوشت های قرمز صنعتی مانند سوسیس، کالباس و غیره بیشتر است.


تکه های کم چرب را انتخاب کنید
تا حد ممکن تکه های کم چرب را انتخاب کنید. برای این کار می توانید از شانه ی گوسفند یا فیله ی گاو استفاده کنید.


از 
گوشت های ارگانیک استفاده کنید
اگر نمی توانید مصرف 
گوشت قرمز را کاهش دهید بهتر است گوشت مصرفی تان را از جاهایی خریداری کنید که ارگانیک باشد. حواستان باشد که در دامداری ها از آنتی بیوتیک ها و هورمون های رشد برای پرورش دام ها استفاده می شود. هر چه حیوان مورد نظر طبیعی تر و بدون ترکیبات شیمیایی رایج در دامداری ها پرورش یافته باشد گوشت سالم تری مصرف خواهید کرد.

قبل از طبخ گوشت قرمز بری کاهش اثرات منفی آن، گوشت را در مواد مفید خوابانده و خوش طعم کنید. برای این کار از روغن زیتون بکر به اضافه ی سبزیجات معطر و همچنین لیموترش وسرکه استفاده کنید

گوشت قرمز را با گیاهان معطر طبخ و مصرف کنید
برای جبران اثرات منفی ترکیبات شیمیایی و چربی های 
مضر موجود در گوشت های قرمز بهتر است آن ها را با سبزیجات معطر طبخ کنید. رزماری (سبزی معطر پرخاصیت است که به کنترل و کاهش خطر ابتلا به دیابت کمک می کنند) و همچنین آویشن، جعفری یا نعنا و غیره جزو سبزیجات مفید، معطر و حاوی آنتی اکسیدان هستند که به کاهش اثرات منفی گوشت قرمز کمک می کنند.


میوه ها را دریابید
نیترات و نیتریت موجود در 
گوشت های قرمز در بدن ما تبدیل به «نیتروزامین» می شوند. این ترکیبات شیمیایی امکان رشد تومورها را بالا می برند. بهتر است در مصرف گوشت قرمز زیاده روی نکنید و در کنار آن مصرف میوه را افزایش دهید. به خاطر اینکه به کمک ویتامین های A،C،E و غیره که در میوه ها به میزان زیادی وجود دارند می توانید خطر بروز تومورها را کاهش دهید. در نتیجه توصیه می کنیم علاوه بر سبزیجات معطر از میوه ها و سبزیجاتی مانند پرتقال، گوجه فرنگی، زردآلوی خشک، انجیر یا آلوخشک نیز در کنار گوشت قرمز استفاده کنید تا اثرات منفی آن کاهش پیدا کند.


کاری، زنجبیل و سیر: یک نوک انگشت، یک دنیا معجزه
زردچوبه خواص ضد
سرطانی بالایی دارد و در کنار فلفل تأثیر آن ده برابر می شود. زنجبیل باعث بهبود عملکرد روده ها می شود و مواد غذایی تولید شده از طریق مصرف گوشت قرمز را از بدن دفع می کند. در نتیجه این ترکیبات شیمیایی مدت زمان طولانی در تماس با مخاط روده ها نمی مانند. می توانید گوشت را قبل از پخت با زنجبیل خوش طعم کنید. علاوه بر این «آلیسین» موجود در سیر باعث دفع توکسین ها یا همان سموم از بدن می شوند. در نتیجه توصیه می کنیم این سه ماده را همیشه در آشپزخانه ی خود داشته باشید. چون شما را از آسیب های احتمالی مصرف زیادگوشت قرمز در امان می دارند.

 

,گوشت قرمز, گوشت, تغذیه,خواص سبزیجات، خواص میوه جات ،خواص خوراکیها،سبزیجات

باربکیو: بله یا خیر؟
هر بار که 
گوشت را طبخ می کنید یکی از ترکیبات آن به نام «کراتین» تجزیه و به «آمین هتروسیکلیک» تبدیل می شود که جزو ترکیبات سرطان زا هستند. کباب یا گریل کردن گوشت باعث می شود که به میزان بیشتری از این ترکیبات آسیب رسان تولید شوند.

علاوه بر این، چربی هایی که از گوشت چکیده و روی زغال می ریزند باعث ایجاد دود سمی می شوند که سرشار از «هیدروکربن های پولی سیکلیک آروماتیک» است. بنابراین بهتر است از روش کباب کردن گوشت بپرهیزید.


سبزیجات فراوان در کنار گوشت
در کنار 
گوشت قرمز، هویج، فلفل دلمه ای قرمز و سبز، کرفس و خیار سرو کنید. از قارچ، تربچه، بروکلی و گل کلم غافل نشوید. فراموش نکنید که در کنار غذاهای گوشتی حتماً سالاد سرو کنید. به جای مصرف گوشت قرمز با سیب زمینی سرخ کرده و مواد غذایی چرب دیگر، آن را با سبزیجات سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی میل کنید.

 

گوشت را قبل از طبخ در مواد مفید بخوابانید
قبل از طبخ 
گوشت قرمز بری کاهش اثرات منفی آن، گوشت را در مواد مفید خوابانده و خوش طعم کنید. برای این کار از روغن زیتون بکر به اضافه ی سبزیجات معطر و همچنین لیموترش وسرکه استفاده کنید.
 

فاطمه مهدی پور

 


موضوعات مرتبط: پزشکی
برچسب‌ها: پزشکی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:57 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

اختلالات یادگیری

بدرالسادات همایونیان اختلالات یادگیری را ۳ دسته گفتاری، نوشتاری و ریاضی دانست و اظهار داشت: تعدادی از دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلی خود در ریاضی دچار مشکل‌ می‌شوند و با وجود تلاشی که می‌کنند پیشرفت مورد انتظار را به دست نمی‌آورند معمولاً معلمان آن ها را نصیحت می‌کنند تا بیشتر درس بخوانند و بازیگوشی نکنند.

 

وی افزود: جملاتی مانند برای پیشرفت در ریاضی معلم خصوصی باید بگیری، پیشرفت در ریاضی ارثی است، پایه‌ات از ابتدا ضعیف بوده است و چرا سر کلاس توجه نمی‌کنی بسیار متداول است غافل از این که ضعیف بودن در ریاضی می‌تواند به دلیل اختلال یادگیری در محاسبه باشد.

 

اختلالات یادگیری در کودکان

وی افزود: برخی والدین و اولیای مدرسه دانش‌آموز را سرزنش می‌کنند و از آن بدتر گاهی با ارزیابی مقایسه‌ای عزت نفس او را خدشه‌دار می‌کند همچنین محروم کردن کودک از تفریح و بازی و داشتن برنامه‌ای فشرده رفتارهایی است که متأسفانه اعمال می‌شود در حالی که این رفتارها نتایج بدتری را همراه دارد.

 

گام اول بررسی ضایعات مغزی است

این روانشناس کودک ادامه داد: اولین گام بررسی ضایعه مغزی در کودک است چنانچه هوش او طبیعی باشد و به لحاظ روانی اختلالی مشاهده نشود باید نوروسایکولوژیست‌ها و روانشناسان کودکان استثنایی به درمان مبتلایان به اختلال یادگیری بپردازند.

 

وی با بیان اهمیت رفتارهایی چون سینه‌خیز رفتن، چنگ زدن و پرتاب کردن در عدم ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: محققان یادگیری مشاهده کرده‌اند چنانچه کودکی فعالیتی را انجام ندهد مثلاً پیش از راه رفتن سینه‌خیز نرود در بزرگسالی به اختلالات یادگیری مبتلا می‌شود متأسفانه گاهی برخی والدین خوشحال می‌شوند که فرزندشان بدون گذر از مرحله چهار دست و پا رفتن شروع به راه رفتن می‌کند در حالی که این مرحله در رشد مغز و عدم ابتلا به اختلالات یادگیری در آینده مؤثر است و چنانچه رفتاری جا بماند در رشد کودک اختلال ایجاد می‌شود.

 

مدرسه

همایونیان افزود: جالب است بدانید چنانچه کودکی هفت ساله مبتلا به اختلالات یادگیری باشد باید جهت درمان از ابتدا شروع کنیم در گام اول ابتدا بهره هوشی او محاسبه می‌شود بر این اساس تمام آیتم‌های کلامی و بیانی باید توسط خرده‌ آزمون‌ها محاسبه شود تا میزان توانمندی فرد در ابعاد مختلف سنجیده شود البته آزمون‌های هوشی کلیت را نشان می‌دهند و آزمونی در جهان وجود ندارد که به طور دقیق هوش را محاسبه کند.

 

به تفاوت‌های فردی توجه کنید

این متخصص حوزه بهداشت روان ادامه داد: چنانچه ۲ نفر از هوش‌بهره یکسان داشته باشند و نمرات یکسانی در خرده آزمون‌ها بگیرند ممکن است در دروس مشابه نمرات مختلفی کسب کنند که این به تفاوت‌های فردی مربوط می‌شود.

وی گفت: بهتر است والدین کودک را خسته نکنند و در برنامه‌ریزی خود این نکته را لحاظ کنند که کودکان با یکدیگر متفاوت هستند و گاهی تفاوت در توجه، دقت و تمرکز منجر به کسب نمرات متفاوت می‌شود.

 

این روانشناس کودک تصریح کرد: توجه یا فعال و انتخابی است یا انفعالی. توجه انفعالی بر اثر محرک‌های بیرونی مانند سر و صدا بر هم می‌خورد بنابراین در این راستا باید شرایط لازم برای بهره‌گیری هر چه بهتر کودک از محیط آموزشی و پرورشی مناسب را فراهم آوریم.

 

شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: اگر کودک ریاضی، خواندن و نوشتن را از پایه یاد نگیرد در سال های آتی با مشکل مواجه می‌شود همچنین شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد متأسفانه گاهی کودکان گروه‌بندی و طبقه‌بندی را بلد نیستند و ردیف کردن را نمی‌دانند همچنین آموزش کوچک تر، بزرگ تر، بالا، پایین، حجم، سبکی و سنگینی پیش از دبستان در عدم ابتلا به اختلالات ریاضی و پیشرفت تحصیلی موثر است.

 

مدرسه

وی افزود: همچنین بهتر است طیف رنگ ها را به کودکان آموزش دهیم از سویی دیگر اولیای مدرسه باید این موضوع را بدانند که ممکن است برخی کودکان به دلیل مشکلات مالی نتوانند به مهد کودک رفته و این مفاهیم را پیش از دبستان یاد بگیرند بهتر است این کودکان شناسایی شده و آموزش‌های اولیه پیش از تدریس درباره آن ها اعمال شود.

 

کودکان خود را از بازی محروم نکنید

وی با بیان اهمیت بازی در دوران کودکی جهت رشد کودک و پیشگیری از ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: متأسفانه برخی والدین کودکان را از بازی محروم می‌کنند و ترجیح می‌دهند برای آن ها کلاس‌های فوق برنامه و آموزش زبان دوم و سوم فراهم کند غافل از این که برای درمان کودکانی که در ریاضی مشکل دارند از بازی استفاده می‌شود.

وی افزود: والدین و آموزگاران باید نسبت به یادگیری ریاضی در کودکی که کلاس اول است توجه زیادی کنند و نسبت به فهم او ریاضی را آموزش دهند متأسفانه برخی معلمان حوصله آموزش جمع و تفریق را به تمام دانش‌آموزان ندارند و ممکن است دانش‌آموزی بدون یادگیری این ها وارد مرحله بعدی یادگیری که ‌آموزش ضرب و تقسیم است شود و نتواند آن ها را یاد بگیرد.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: فارس


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۱)

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت‌نام دانش‌آموز است.

 

همان که با تعطیلی مدرسه‌ها آغاز می‌شود و پدر و مادرها باید در کنار هزار و یک کار دیگر، از صبح تا شب بدوند و بگردند و تلاش کنند تا یک مدرسه مناسب و باب میل خود و جیبشان  ـ البته از نگاه خودشان ـ بیابند و تازه وقتی مدرسه پیدا شد، باید آن دویدن اساسی ـ مانند صد متر آخر مسابقه ـ را شروع کنند تا با صد اما و اگر و شاید، فرزند دلبندشان را در آن مدرسه خوشنام و نشان، ثبت‌نام کنند.

مدرسه

 

 

معیارها متفاوت است

بعضی‌ها فقط می‌خواهند مدرسه نزدیک به خانه‌شان باشد و موضوع دیگری برایشان مطرح نیست، اما گروهی هم هستند که تا از چند و چون فعالیت‌های آموزشی و تربیتی معلم‌ها و مربیان سر درنیاورند، دلشان آرام نمی‌گیرد. برخی هم به امکانات و فضای مناسب آموزشی توجه بیشتری نشان می‌دهند و گروهی از والدین ترجیح می‌دهند مدرسه‌ای را برای ثبت‌نام انتخاب کنند که خیلی به دانش‌آموزان سخت نگیرد.

 

بنابراین باید گفت معیارهای انتخاب مدرسه خوب، بسیار متفاوت است و موردی که از نظر برخی مثبت به حساب می‌آید، برای گروهی دیگر امتیازی منفی تلقی می‌شود.

 

دکتر پروین ناظمی، روانشناس با اشاره به این موضوع، می‌گوید: معیارهای انتخاب مدرسه، در مقاطع تحصیلی مختلف با یکدیگر تفاوت دارد و والدین باید با توجه به نیازهای کودک و نوجوان، بهترین مدرسه را انتخاب کنند.

 

مدرسه
 

 

این روانشناس توضیح می‌دهد:

در دوره دبستان یکی از مهم‌ترین معیارها برای انتخاب مدرسه، فضایی است که در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد تا آن ها بتوانند آزادی عمل، تحرک و جنب‌وجوش کافی داشته باشند. بنابراین مهم است به این موضوع هم توجه داشته باشیم که دانش‌آموزان دبستانی باید  زنگ ورزش یا تفریح، فضا و امکانات مناسبی در اختیار داشته باشند. علاوه بر این، معلم کلاس اول دبستان نیز نقش بسیار مهمی در ادامه فعالیت‌های آموزشی کودک دارد و می‌تواند انگیزه ادامه تحصیل را در وجود او شکل دهد یا به آن ضربه بزند.

 

محمد الهی نیز با تأکید بر نقش معلم پایه اول، یادآور می‌شود: نقش معلم در سال اول دبستان بسیار مهم است، زیرا اگر دانش‌آموز در این سال، معلم خوبی داشته باشد جذب درس و مدرسه خواهد شد و حتی تا پایان دوره تحصیلش هم او را به یاد خواهد داشت.

 

او معتقد است در مقاطع بالاتر، به تدریج کادر اداری و مدیریتی مدرسه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا اگر بهترین معلم‌ها و دبیران در مدرسه‌ای حضور داشته باشند که مدیریت خوب و یکپارچه‌ای ندارد، روند آموزشی و تربیتی دانش‌آموز دچار آسیب خواهد شد، اما مدیریت قوی می‌تواند یک کادر معمولی را هم با برنامه‌ریزی و هماهنگی به خوبی پیش ببرد و نتایج خوبی برجای گذارد.

 

دکتر ناظمی درخصوص معیارهای والدین می‌افزاید: یکی دیگر از نکات مهم  انتخاب مدرسه مناسب در دوره دبستان، نزدیک بودن مدرسه به خانه است. زیرا کودکان در سال‌های نخست تحصیل توانایی بیدار شدن صبح خیلی زود را ندارند و در مسیر طولانی خانه تا مدرسه خسته و دلزده می‌شوند.

 

با وجود این، بسیاری از پدر و مادرها به اشتباه تصور می‌کنند اگر فرزندشان به مدرسه خوبی برود که تا خانه‌شان فاصله زیادی دارد، بهتر است، اما چنین شیوه‌ای از نظر کارشناسان توصیه نمی‌شود.

 

مدرسه

این روانشناس به دانش‌آموزانی اشاره می‌کند که دوره دبستان را پشت‌سر گذاشته‌اند و می‌خواهند وارد مقاطع بالاتر شوند و می‌گوید: در این سنین هدایت و پرورش روحی، روانی و اخلاقی دانش‌آموزان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و با توجه به این‌که آن ها در سنین بلوغ هستند، پایه رفتارهای صحیح، عزت نفس و اعتماد به نفس‌شان در همین دوره شکل می‌گیرد. بنابراین نحوه برخورد مسئولان مدرسه و شرایطی که برای‌ دانش‌آموزان ایجاد می‌شود در این باره بسیار مهم است.

 

از طرفی، پدر و مادرهایی که می‌خواهند فرزندشان را ثبت‌نام کنند معمولا شناخت دقیق و درستی از کادر اداری و معلم‌های مدرسه ندارند و به همین دلیل ممکن است فقط با دیدن فضا و ساختمان، حیاط و امکانات فیزیکی مدرسه در این مورد تصمیم بگیرند.

 

الهی با اشاره به این موضوع، می‌گوید: اگر پدر و مادرها بخواهند کمی تخصصی‌تر در این‌ باره تصمیم‌گیری کنند، می‌توانند با والدین کسانی که در همان مدرسه درس خوانده یا می‌خوانند، صحبت کرده و نظر آن ها را جویا شوند تا بتوانند درخصوص وضع علمی و رفتار معلم‌ها و کادر اداری اطلاعات به نسبت درستی به دست آورند.

 

این کارشناس آموزشی بر این باور است که نوع رفتار، سابقه، مهارت و تجربه کادر ادرای و مدیریتی مدرسه اهمیت زیادی دارد. اولیای دانش‌آموزانی که از مقطعی به مقطع بالاتر می‌روند نیز به گفته وی، معمولا از کادر مدرسه قبلی‌شان مشورت می‌گیرند و براساس نظر آن ها که مورد اعتمادشان هستند، تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

آموزش و پرورش در کنار هم

این روزها در بیشتر مدارس، تأکید و توجه زیادی به موضوع آموزش فشرده و سنگین درسی می‌شود و بسیاری از والدین هم طرفدار چنین برنامه‌هایی هستند. در صورتی‌که به گفته دکتر ناظمی، تمام این برنامه‌ها باید براساس شرایط روحی دانش‌آموز و توانایی‌هایش طراحی شود تا او را خسته و دلزده نکند. یادمان باشد چنین برنامه‌های سنگین و سختی، انگیزه درس خواندن را از دانش‌آموزان و به خصوص دبستانی‌‌ها می‌گیرد.

 

ادامه دارد...

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۲)

مدرسه

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت ‌نام دانش‌آموز است. در مطلب قبل درباره انتخاب مدرسه و معیارهای متفاوت برای خانواده ها صحبت شد، در ادامه به موارد دیگر می پردازیم:

 

وی ادامه می‌دهد: علاوه بر این، باید به موضوع آموزش مهارت‌های زندگی هم توجه داشته باشیم که متاسفانه گاهی در مدارس ما نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل دانش‌آموزان پس از پایان دوره تحصیل، فقط درس‌های‌شان را به خوبی بلد هستند؛ ولی مهارت تصمیم‌گیری، حل مساله، قدرت ابراز وجود، خودآگاهی و... را ندارند. بنابراین بهتر است مدارس ما بخشی از وقت و کارشان را به آموزش این مسائل اختصاص دهند تا دانش‌آموزان را آماده ورود موفق به جامعه کنند.

 

معیارهای اساسی کدامند؟

 

همچنین بعضی از پدر و مادرها با صراحت می‌گویند حذف زنگ ورزش یا کم شدن آن به نفع فرزندان‌شان است و پایه درسی‌ آن ها را تقویت می‌کند. در حالی که دکتر ناظمی این نظر را قبول ندارد و یادآور می‌شود: بچه‌ها به دلیل شرایطی که دارند، به فعالیت‌های بدنی نیازمندند تا بتوانند به نیازهای درونی‌شان جهت دهند و انرژی‌شان را به شکل صحیح تخلیه کنند.

 

بنابراین حذف زنگ ورزش و کم‌اهمیت به حساب آوردن آن اشتباه بزرگی است که متاسفانه در بعضی از مدارس اتفاق می‌افتد؛ پس خوب است والدین هنگام انتخاب مدرسه به این نکته هم توجه کنند.

 

امکانات تا چه حد مهم است؟

گروهی از والدین به ظاهر مدرسه و امکانات فیزیکی آن توجه زیادی نشان می‌دهند و در مقابل، عده دیگری چنین امکاناتی را ضروری نمی‌دانند.

 

آقای الهی اما وجود چنین خدمات و امکاناتی را در بهبود وضع مدرسه مؤثر می‌داند و می‌گوید: زمانی که امکانات آزمایشگاهی، کارگاهی و کلاس‌های هوشمند در مدرسه‌ای وجود داشته باشد، هم یادگیری دانش‌آموزان بهتر خواهد شد و هم کار انتقال مطالب برای معلم راحت‌تر است.

 

بنابراین وجود امکانات مناسب هم باید یکی از معیارهای انتخاب مدرسه باشد زیرا در این دوره اگر معلم غیر از گچ و تخته و کتاب، امکان دیگری در دسترس نداشته باشد، به خوبی نمی‌تواند اطلاعات را به دانش‌آموزان منتقل کند و در نتیجه، محصلان دچار افت تحصیلی می‌شوند. اما مدرسه‌ای که وسایل کمک درسی مجهزی دارد، از نظر تحصیلی وضع بهتری خواهد داشت و دانش‌آموزانش هم بهتر و بیشتر رشد خواهند کرد.

 

مدرسه

با این حال، در این مورد هم نباید افراط کرد، زیرا مدارسی هم هستند که امکانات خیلی خاصی ندارند، اما عملکردشان مناسب و گاه بهتر از دیگر مدارس است.

 

بنابراین نباید فراموش کنیم پیدا کردن یک مدرسه خوب کار به نسبت سختی است و در خانواده‌های مختلف، معیارهای متفاوتی دارد، اما این وظیفه پدر و مادر است که در این مورد تحقیق کنند و بهترین مدرسه را برای فرزندشان بیابند.

 

اگر در محدوده نباشید، بازنده‌اید

هوا بس ناجوانمردانه گرم است، اما پدر و مادرها چاره‌ای ندارند، باید بیابند و فرزندشان را حضوری و گاه پس از امتحانات کتبی و شفاهی در مدرسه ثبت‌نام کنند. در میان والدینی که پوشه به دست در حیاط و راهروهای مدرسه ایستاده‌ و راه می‌روند، بعضی‌ها خوشحال و راضی، کارها را انجام می‌دهند، فرزندشان ثبت‌نام می‌شود و به خانه برمی‌گردند و بعضی‌های دیگر هم سرگردان و مستأصل در کار این ماراتن نفسگیر می‌مانند و به این فکر می‌کنند که چطور باید مسئولان مدرسه را راضی کرد تا این دانش‌آموز هم در همان مدرسه ثبت‌نام شود؟

 

یکی با اخم و ناراحتی به فرزندش یادآوری می‌کند «بچه! چقدر گفتم یه کم بیشتر درس بخون؛ اگه فقط یه ذره بیشتر تلاش کرده بودی حالا اوضاع طور دیگری بود»، دیگری از دور بودن خانه‌شان می‌گوید و مادری هم انگار پایش به زمین چسبیده باشد، حیران و متحیر کنار حیاط ایستاده و سکوت کرده است.

 

در این میان پدر و مادرهایی که موفق نمی‌شوند فرزندشان را در مدرسه دلخواه ثبت‌نام کنند، معمولا به قانون‌هایی اشاره می‌کنند که مسئولان و مدیران مدارس با استناد به آن ها از ثبت‌نام دانش‌آموز خودداری کرده‌اند و خیلی‌ها بر این باورند که این‌ها همه بهانه است تا جایی برای دانش‌آموزان آشنا خالی بماند.

 

تعیین محدوده جغرافیایی، پر بودن ظرفیت کلاس‌ها و شرط معدل از مواردی است که هنگام ثبت‌نام در بعضی از مدارس به آن ها اشاره‌ می‌شود و همین‌ها هم دلیلی است برای ثبت‌نام نکردن دانش‌آموزان. بنابراین اگر بخواهیم به انتخاب مدرسه مناسب فکر کنیم، می‌بینیم والدین در مورد مدارس دولتی عادی امکان انتخاب زیادی ندارند.

 

محمد الهی، کارشناس آموزشی نیز با تائید این مطلب می‌گوید: قرار گرفتن خانه دانش‌آموز در محدوده جغرافیایی تعیین ‌شده، یکی از قوانینی است که برای ثبت‌نام در مدارس دولتی عادی باید به آن دقت شود. با توجه به این‌که تمام مدارس دولتی عادی، محدوده جغرافیایی ثبت‌نام دارند، به نظر می‌رسد والدین اختیار زیادی در این زمینه نخواهند داشت؛ مگر این‌که پس از مراجعه به ستاد ثبت‌نام و تکمیل فرم‌های ویژه، نسبت به ثبت‌نام دانش‌آموز اقدام کنند.

 

در غیر این صورت کار خاصی از دست والدین ساخته نیست، مگر این‌که به یک شیوه قدیمی متوسل شوند؛ تهیه اجاره ‌نامه تقلبی، اجاره‌نامه‌ای که در ظاهر نشان می‌دهد آن ها در محدوده جغرافیایی مدرسه ساکن هستند که البته این کارشناس آموزشی می‌گوید در بعضی مدارس درباره این آدرس‌ها هم تحقیق می‌شود تا مسئولان مدرسه نسبت به درست بودن آن ها اطمینان پیدا کنند.


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم 
تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:49 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش دوم)
خداي متعال مي فرمايد: ان في السموات و الارض لايات اللمومنين 1 بدون شک در آسمانها و زمين نشانهاي فراواني (خداشناسي) براي اهل ايمان هست.
ان في خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار لايات لاولي الالباب 2 همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز نشانه هايي براي انديشمندان هست.
قالت رسلهم افي الله شک فاطر السموات و الارض 3 رسولان آنها گفتند: آيا درخدا شک است؟! کسي که آسمانها و زمين را آفريده است؟!

دقت در آفرينش آسمانها
در حديث معروفي در ذيل آيه 191 آل عمران رسيده است، شبي از شبها پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم پس از استراحت کوتاهي از جا برخاسته وضو گرفت و مشغول نماز شد آنقدر در نماز اشک ريخت که جلوي لباس آنحضرت تر شد سپس سر به سجده گذاشت و چندان گريست که زمين از اشک چشمش مرطوب شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود هنگاميکه بلال موذن مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم او را به نماز صبح خواند حضرت را گريان ديد عرض کرد يا رسول خدا چرا گريه مي کني در حاليکه مشمول لطف و عفو خداوند هستي؟ فرمود آيا من بنده شاکر خداوند نباشم؟ چرا نگريم؟ در حاليکه در اين شب آيت تکان دهنده اي بر من نازل شد، سپس آيه فوق از سوره آل عمران و چهار آيه پشت سر آن را تلاوت فرمود و در پايان فرمود: ويل لمن قرا هاولم يتفکر فيها واي بر کسي که آنها را بخواند و در آن انديشه نکند. 4
اولين نکته اي که در مطالعه فضا مورد توجه واقع مي شود وسعت حيرت آور آن مي باشد اگر شبي تاريک که نور ماه در آسمان نمي درخشد نظري به آسمان بيندازيم منطقه اي طولاني مانند قوسي که از افق تا افق کشيده شده ملاحظه مي کنيم که به سفيدي آب نهري در سياهي زمين شباهت دارد و به آن کهکشان گفته مي شود. در هر کهکشان ستارگان بي شماري وجود دارد، قطر کهکشان ما (که منظومه شمسي ما در آن قرار دارد) يکصد هزار سال نوري است يعني اگر بخواهند با سرعت سيصد هزار کيلومتر در ثانيه از طرفي تا طرف ديگر اين کهکشان مسافرت کنند صد هزار سال طول مي کشد و خورشيد با سرعت فوق العاده اي که دارد و به دور اين کهکشان در حرکت است 250 ميليون سال طول مي کشد که يک دور گرد اين کهکشان بچرخد 5 (قبلا بيان کرديم که طبق آخرين تحقيقات دانشمندان حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد و تنها در کهکشان ما يکصد ميليارد ستاره وجود دارد).6
در هر صورت يکي از آيات و نشانه هاي با عظمت خداوند متعال آفرينش آسمانهاست که قرآن هم با عظمت خاصي از آن ياد نموده و 313 مرتبه نام آسمان به لفظ مفرد و جمع در آيات قرآن آمده است و در مواردي آشکارات بشر را دعوت کرده که در خلقت آسمانها دقت کند تا بر معرفت او افزوده شود.
در سوره (ق) مي فرمايد: افلم ينظروا الي السماء فوقهم کيف بنياناها و زيناها و مالها من فروج آيا به آسماني که بر فراز آنان است توجه نکردند که چگونه آنرا بنا کرديم و بوسيله ستارگان زينت بخشيديم و هيچ شکافي در آن نيست. مخصوصا در روايات اسلامي آمده است که سحر خيزان وقتي براي نماز شب بر مي خيزند نخست به آسمان نگاه کنند و آيات آخر سوره آل عمران را بخوانند.

توجه و نظر معصومين: به آفرينش آسمانها
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آنگاه که براي نماز شب بر مي خاست نخست مسواک مي کرد و سپس نظري به آسمان مي افکند و اين آيات را تلاوت مي کرد: ان في خلق السموات و الارض... .7

مناجات علي عليه السلام هنگام مطالعه آسمان
يکي از اصحاب امير المومنين عليه السلام بنامحبه عرني مي گويد شبي من با نوف در حياط دار الاماره کوفه خوابيده بوديم اواخر شب ناگهان متوجه شديم علي عليه السلام در صحن دار الاماره مانند افراد و اله و حيران دستها را به ديوار نهاده و اين آيات را تلاوت مي فرمود: ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الالباب يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في اخلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار انک من تدخل النار فقد اخزيته و ما للظالمين من انصار ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربکم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار ربما و اننا ما وعدتنا علي رسلک و لا تخزنا يوم القيمه انک لا تخلف الميعاد. حبه گويد: حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسمان زيبا حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسان زيبا و خالق اين زيبائيها بود که گويا هوش از سرش پريده بود کم کم بالاي سرم رسيده و پرسيدند حبه خوابي يا بيدار؟، جواب دادم بيدارم، آقا شما که با اين جهاد و کوشش و با آنهمه سوابق درخشان و آنهمه زهد و تقوي، چنين اشک مي ريزي ما بيچارگان چه کنيم؟ حضرت چشمها را به پايين انداخته و شورع به گريه کردند و فرمودند: اي حبه همگي ما در برابر خداوند ايستگاهي داريم که هيچ يک از اعمال ما بر او پوشيده نيست اي حبه بطور قطع خداوند از رگ گردن به من و تو نزديکتر است، اي حبه هيچ چيز نمي تواند من و ترا از خدا پنهان دارد آنگاه حضرت رفيقم نوف را مورد خطاب قرار داده و فرمود: اي نوف خوابي؟ جواب داد: نه يا علي حالت حيرت انگيز و شگفت آور شما موجب شد که امشب فراوان بگيم حضرت فرمود: اي نوف اگر امشب از خوف خدا فراوان گريه کردي فردا در پيشگاه خدا چشمانت روشن خواهد شد، اي نوف: هيچ قطره اشکي از ديدگاه کسي از خوف خدا جاري نمي شود مگر آنکه دريايي از آتش را خاموش مي کند. آخرين جمله حضرت به ما اين بود که: از خداوند در ترک انجام مسئوليتها بترسيد آنگاه در حاليکه زمزمه مي کرد از جلوي ما گذشت و فرمود: خدايا اي کاش مي دانستم هنگاميکه غافلم تو از من اعراض نموده اي يا به من توجه داري و اي کاش مي دانستم با اين خواب طولانيم و کوتاهي در سپاسگزاري نعمتهايت حالم در نزد تو چگونه است . نوف مي گويد بخدا قسم حضرت تا صبح در همين حال بود.8
امام سجاد عليه السلام: براي نماز شب بيدار شدند دست در آب نموده که وضو بگيرند به آسمان نظر نموده و مشغول تفکر در اوضاع آنها مي شويد و همچنان مبهوت عظمت آسمانها شده و فکر مي کردند تا صبح شد و موذن اذا گفت و هنوز دست حضرت در آب بود.
امير المومنين عليه السلام يم فرمايد: سبحانک ما اعظم ما نري من خلقک و ما اصغر کل عظيمه في جنب قدرتک و ما اهول ما نري من ملکوتک و ما احقر ذلک فيما غاب عنا من سلطانک و ما اسبغ نعمک في الدنيا و ما اسغرها في نعم الاخره9خداوندا منزهي تو چقدر بزرگ است آنچه از آفرينش تو مشاهده مي کنيم و چقدر هر بزرگي کنار قدرت تو کوچک است و چقدر شگفت انگيز است آنچه از ملکوت تو مي بينيم و چقدر اينها نسبت به آنچه از سلطنت تو بر ما پنهان است کوچک مي باشد و چقدر نعمتهاي تو در دنيا فراوان است و چه اينها نسبت به نعمتهاي آخرت اندک مي باشد.

تمرين
1 ـ گريه پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم براي چه بود و به بلال چه فرمودند؟
2 ـ کهکشان چيست و قطر کهکشان ما چقدر است؟
3 ـ خلاصه داستان حبه عرني درباره مناجات علي عليه السلام را بنويسيد.

1 ـ سوره جانبه، آيه 3.
2 ـ سوره آل عمران، آيه 191.
3 ـ سوره ابراهيم، آيه 10.
4 ـ پيام قرآن، جلد دوم، صفحه 62 (با نقل از تفاسير متعدد).
5 ـ راه تکامل، جلد 6، صفحه 103.
6 ـ پيام قرآن، جلد 2، صفحه 176.
7 ـ مجمع البيان ذيل آيه مذکور.
8 ـ سفينه البحار، جلد 1، صفحه 95 ـ بحار الانوار 41، صفحه 22.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:53 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش اول)
زمين
و في الارض آيات للموقنين و در زمين نشانه هايي براي اهل يقين هست1، در قرآن حدود 80 مرتبه درباره آفرينش زمين بحث شده و از پيروان قرآن دعوت به شناخت عظمت خلقت زمين شده است. امام صادق عليه السلام خطابه به مفضل مي فرمايند: فکر کن در خصوصيات آفرينش اين زمين که بگونه اي قرار داده شده که محکم و استوار محل استقرار اشياء باشد و مردم بتوانند در احتياجاتشان بر آن کوشش کنند و هنگام آرامش و استراحت بروي زمين نشسته و يا بخواب روند... و عبرت بگير، از آنچه هنگام زلزله ها بمردم مي رسد که ديگر زمين آرامشي ندارد و مردم ناچار به ترک خانه ها شده و فرار مي کنند. 2
تعجب اينجاست که اين سفينه فضايي با اين عظمت و ميلياردها مسافر و با سرعتي فوق العاده مانند گهواره اي با قرار و آرام مي باشد بفرموده مولا علي عليه السلام در دعاي صباح: يا من ارقدني في مهاد امنه و امانه، اي کسي که مرا بخواب بردي در گهواره امن و آرام.
قسمت عمده زمين را اقيانوسها و درياها گرفته، عجايبي در آنها وجود دارد که خود احتياج به بحث مفصل و جداگانه اي دارد يا من في البحار عجايبه اي کسيکه شگفتيهاي قدرتت در درياهاست.3
از حضرت علي عليه السلام در مناجات ديگري آمده: انت الذي في السماء عظمتک و في الارض قدرتک و في البحار عجائبک خدايا تو هستي که عظمتت در آسمان و قدرتت در زمينو شگفتيهاي خلقتت در درياهاست.4 امام صادق عليه السلام خطاب به مفضل مي فرمايد: اگر مي خواهي وسعت حکمت آفريدگار و کوتاهي دانش مخلوقات را بداني نظر کن به آنچه در اقيانوسها از انواع ماهيان و جنبندگان آب و صدفها وجود دارد انواعي که شماره ندارد و منافع آن تدريجا براي بشر روشن مي شود. 5

خورشيد و ماه
و من آياته الليل و النهار و الشمس و القمر و از نشانه هاي خداوند شب و روز و خورشيد و ماه است 6 و در سوره يونس مي فرمايد: او خدايي است که خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد و براي آنها جايگاهايي قرار داد تا تعداد سالها و حساب را بدانيد و خداوند اين را جز به حق نيافريده، او نشانه ها را براي گروهي که اهل دانش هستند بيان مي کند.
خورشيد با نور جهانتاب خود نه تنها بستر موجودات را گرم و روشن مي سازد بلکه سهم بزرگي در پرورش گياهان و زندگي حيوانات دارد ـ امروز اين حقيقت ثابت شده که هر حرکت و جنبشي در کره زمين از برکت تابش نور خورشيد است.
کره خورشيد يک ميليون و سيصد هزار مرتبه از زمين بزرگتر است، حرکت منظم خورشيد در برجهاي آسماني، و طلوع و غرب حساب شده آن که با نظم دقيقي صورت مي گيرد علاوه بر تشکيل فصلهاي مختلف به پيدايش تقويم و حساب منظم زمان که براي زندگي اجتماعي بشر فوق العاده اهميت دارد کمک مي کند. ماه در هر ساعت 3600 کيلومتر به دور زمين مي گردد که در هر ماه قمري (کمي بيش از 29 روز) يک بار به دور زمين گردش مي کند و همراه زمين سالي يکبار به دور خورشيد مي چرخد.
براي حرکت هر يک از ماه و خورشيد و زمين خواص فوق العاده اي است که فکر و درک بشر از آن عاجز است. آنچه ما مي يابيم اينست که اين حرکت منظم و دقيق وسيله محاسبه زمان و سبب پيدايش شب و روز و ماه و سال است.
امام صادق عليه السلام در روايت مفضل مي فرمايد: در طلوع و غروب خورشيد انديشه کن که خداوند حاکميت روز و شب را با آن برپا مي کند.
اگر طلوع خورشيد نبود نظم جهان به کلي به هم مي خورد... و زندگي يا نبودن نور خورشيد و آثار آن ناگوار مي شد... و اگر غروب آ« نبود مردم آرامش و قرار نداشتند با اينکه احتياج زيادي براي آسايش جسم و آرامش روح دارند.
1 ـ سپس در ارتفاع و انخفاض خورشيد که سبب پيدايش فصول چهارگانه است و منافع و آثاري که براي آنست بينديش. ... بوسيله ماه خدا را بشناس که مردم با نظام مخصوصش ماه ها را مي شناسند و حساب سال را نگه مي دارند. بين چگونه شبهاي تاريک را روشن مي سازد و چه فايده اي در آن نهفته است. 7 ستارگان: انان زينا السماء الدنيا بزينه الکواکب8 ما آسمان پايين را به زيور ستارگان زينت داديم.
علي عليه السلام در حديثي مي فرمايند: اين ستارگاني که در آسمانند شهرهايي همچون شهرهاي روي زمينند که هر شهري از آن با شهر ديگر باستوني از نور مربوط است. 9

عظمت کهکشانها
يکي از نشانه هاي بزرگ خداوند اين است که: با ستونهاي نامرئي و نظاماتي که بر قانون جاذبه و دافعه حکمفرماست کرات آسماني را برپا داشته که اگر کمترين تغييري در اين موازنه پيدا شود و تعادل آنها به هم بخورد يا با شدت به يکديگر برخورد مي کنند و متلاشي مي شوند و يا به کلي دور مي شوند و رابطه آنها از هم گسسته مي شود.
تا آنجا که دانشمندان تحقيق کرده اند کهکشاني که منظومه شمسي ما در آن واقع شده است يکصد ميليارد ستاره در آن مي باشد که خورشيد يکي از ستارگان متوسط آن محسوب مي شود. برپايه آخرين تحقيقات حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد، اينجاست که عقل و دانش بشري با تحير وصف ناپذيري اعتراف مي کند که عظمت و بزرگي از آن خداوندي است که اين عالم بي نهايت بزرگ را آفريده است.

تمرين
1 ـ امام صادق عليه السلام درباره آفرينش زمين چه مي فرمايد؟
2 ـ امام صادق عليه السلام درباره خورشيد چه مي فرمايند؟
3 ـ تعداد کهکشانها و تعداد ستاره هاي کهکشان ما چقدر است؟

1 ـ سوره ذاريات، آيه 20.
2 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 121.
3 ـ دعاي جوشن کبير.
4 ـ جلد 97، بحار الانوار، صفحه 97.
5 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 103.
6 ـ سوره فصلت، آيه 37.
7 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 175.
8 ـ سوره صافات، آيه 6.
9 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 91.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:51 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در وجود انسان
سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق.1
ما نشانه هاي خود را در سراسر جهان و در وجود خود انسانها به آنها نشان مي دهيم تا بدانند او بر حق است. و في خلقکم و ما يبث من دابه آيات لقوم يوقنون. 2
و در آفرينش شما و جنبندگاني که همه جا منتشرند نشانه هائي است براي گروهي که اهل يقين اند. و من آياته ان خلقکم من تراب تم اذا انتم بشر تنتشرون. 3
و از نشانه هاي خداوند اين است که شما را زا خاک آفريد سپس انسان شديد و در روي زمين پراکنده شديد. با اينکه دانشمندان دانشهاي گوناگوني را فرا گرفته اند و در زمينه هاي مختلف سرگرم تحقيق و بررسي هستند ولي خود انسان به صورت يک موجود ناشناخته باقي مانده است و سالياني دراز مي طلبد تا دانشمندان جهان بتوانند اين معماي بزرگ عالم هستي را گشايند و زواياي آنرا روشن سازند و شايد هيچگاه نتوانند اين کار را انجام دهند.
دکتر کارل فرانسوي پس از سالها مطالعه و بررسي بالاخره مي گويد: هنوز زيست شناسان به حقيقت اسرار بدن انسان پي نبرده اند و نام کنتابش را که در اين زمينه نوشته، اناسن موجود ناشناخته گذاشته است. و اينجاست که بايد اعتراف کنيم قبل از هر چيز وجود خود انسان نشانه اي بزرگ از عظمت خداوند است.

شناخت خويشتن
يکي از نشانه هاي مهم علم و حکمت و تدبير پروردگار آفرينش انسان است که شناخت او موجب شناخت خالق و آفريننده اش مي باشد.
قال علي عليه السلام: من عرف نفسه فقد عرفه ربه4، هر کس خودش را شناخت خدايش را شناخته است. عجبت لمن يجهل نفسه کيف يعرف ربه 5، تعجب دارم از کسي که خودش را نشناخته چگونه خدايش را مي شناسد.
من عرف نفسه فقد انتهي الي غايه کل معرفه و علم6، هر کس خودش را شناخت به تحقيق به هر شناخت و علمي رسيده است.
معرفه النفس انفع المعارف 7، شناخت نفس بهترين شناختها است.
عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه فلا يطلبها 8، در شگفتم از کسي که دنبال گمشده اش مي گردد در حالي که خودش را گم کرده و آنرا طلب نمي کند.
در اين بخش به گوشه اي از ابعاد وجود اين موجود اسرارآميز (انسان) اشاره مي کنيم تا بياري خدا زمينه اي براي معرفت پروردگار که آفريننده اين همه اسرار است پديد آيد.
يکي از اصحاب امام صادق عليه السلام مي گويد از هشام بن حکم (از شاگردان امام صادق) پرسيدم اگر کسي از من پرسيد چگونه خدايت را شناختي به او چه پاسخي بدهم؟ هشام گفت، مي گويم: من خداوند جل جلاله را بوسيله خودم شناختم زيرا او نزديکترين چيزها به من است، مي بينم ساختمان بدنم اجزاء مختلفي دارد که هر کدام با نظم خاصي در جاي خود قرار گرفته اند، ترکيب اين اجزاء قطعي و روشن است آفرينش آنها متين و دقيق است و انواع و اقسام نقاضي ها در آن بکار رفته است، مي بينم براي من حواس مختلف و اعضاء گوناگوني از قبيل چشم، گوش، شامه، ذائقه و لامسه ايجاد شده است و عقل همه عاقلان محال مي داند که ترکيب منظمي بدون ناظم، و نقشه دقيقي بدون نقاش بوجود آيد، از اين راه پي بردم که نظام وجودم و نقاشي هاي بدنم از اين قانون مستثني نيست و نيازمند به آفريدگار است.9
شخصي از امام رضا عليه السلام تقاضا کرد که دليل بر وجود خداوند را بيان نمايند، حضرت فرمودند: علمت ان الهذا البنيان بانيا فاقررت به، من در ساختمان وجودم نظر کردم دانستم که اين بنا بنيانگذاري دارد پس به آن اقرار کردم.10
امام صادق عليه السلام مي فمرايد تعجب از مخلوقي که مي پندارد خدا از بندگانش پنهان است در حاليکه آثار آفرينش را در وجود خود مي بيند با ترکيبي که عقلش را مبهوت و انکارش را باطل مي سازد و بجان خودم سوگند اگر در نظام آفرينش فکر مي کردند قطعا با دلائلي قانع کننده به آفريدگار جهان رهنمون مي شدند.11
ساختمان اسرار آميز بدن انسان دانشمندان براي شناساندن خصوصيات انسان علومي را پايه گذاري کرده و توانسته اند به گوشه اي از اسرار آن آگاه گردند زيرا در هر عضوي از اعضاء انسان يک جهان اسرار توحيد نهفته است اين اسرار را مي توان در امور ذيل جستجو نمود:
1 ـ ساختمان اسرار آميز سلولهاي بدن انسان: بدن انسان مانند يک ساختمان از سلولهائي تشکيل يافته که هر کدام به تنهائي موجود زنده اي است که مانند ساير جانداران زندگي، هضم، جذب، دفع و توليد دارند. در بدن يک انسان معمولي تعداد اين سلولها که مرتبا بوسيله خون و به کمک قلب تغذيه مي شوند معادل ده ميليون ميليارد مي باشد، هر يک از اين سلولها موظفند به گونه اي خاص درآيند، گاهي بصورت گوشت، گاهي به صورت پوست، گاه ميناي دندان و گاهي اشک چشم را تشکيل مي هند، طبيعي است که هر کدام غذاي خاصي مي خواهند که قلب بايد بوسيله خون به آنها برساند.
2 ـ دستگاه گوارش که آبدارخانه و آشپزخانه بدن بشمار مي رود.
3 ـ دستگاه گردش خون که سرويس سريع پخش غذاي کشور تن حساب مي شود.
4 ـ دستگاه تنفس که تصفيه خانه خون بدن انسان است.
5 ـ دستگاه مغز و اعصاب که ستاد فرماندهي کل قواي انسان است.
6 ـ گوش و چشم و بيني که شبکه آگاهي و سازمان اطلاعات مغز محسوب مي شود.
7 ـ ساير اعضاء بدن.
سازمان هر يک از اين دستگاههاي شگفت آور ما را به وجود آفريدگاري دانا و توانا راهنمائي مي کند.12
براي پي بردن و چگونگي فعاليت و فيزيولوژي هر يک از اعضاء بدن انسان هزاران دانشمند مطالعه کرده و هزاران کتاب درباره آن نوشته اند، آيا هيچکس باور مي کند که براي شناخت هر يک از اين اعضاء اين همه عقل و هوش و درايت لازم باشد اما براي ساختن آنها علم و عقلي لازم نبوده باشد؟ چگونه ممکن است پي بردن به طرز کار و فعاليت هر يک از اين اعضاء بدن انسان سالها مطالعه لازم باشد اما آفرينش آنها بدست عوامل بيشعور (طبيعت) صورت گيرد؟ کدام عقلي باور مي کند؟ آفرينش شگفت انگيز مغز مهمترين و دقيق ترين دستگاه بدن انسان مغز اوست، مغز وسيله اي براي فرماندهي قواي بدن و اداره تمام دستگاههاي وجود انسان مي باشد. مغز براي کسب اطلاعات لازم، درک احتياجات اعضاء و رساندن دستورهاي لازم به تمام بدن از رشته هاي باريکي که در سراسر بدن پخش است استفاده مي کند اين رشته ها سلسله اعصاب ناميده مي شوند.
توجه به چگونگي فعاليت اين دستگاه عظيم که در جمجمه انسان با حجمي کوچک قرار گرفته ما را به عظمت و قدرت و حکمت آفريدگار جهان رهنمون مي سازد.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:48 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

ـ قرآن:

خدواند فرموده: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ؛[۲۵] بى ترديد، ما قرآن را به تدريج نازل كرده ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود.

پس برای کسب آرامش، باید با قرآن مأنوس بود. سعد بن طریف از امام باقر-علیه السلام- و ایشان از پیامبر-صلی الله علیه و آله- نقل می کند:

مَنْ قَرَأ عَشْرَ آيَاتٍ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسِينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذَّاكِرِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَةَ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْقَانِتِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَتَيْ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِينَ وَ مَنْ قَرَأ ثَلَاثَ مِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسَمِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ... ؛[۲۶]

هرکس ده آیه در شب بخواند، از غافلان نخواهد بود و هرکه پنجاه آیه بخواند، از ذاکران محسوب می گردد. هرکس صد آیه بخواند، از فرمان برداران خواهد بود و هرکه دویست آیه بخواند، از خشوع کنندگان است. هرکس سیصد آیه بخواند، از رستگاران است و هرکه پانصد آیه بخواند، از تلاش کنندگان خواهد بود... .

آیت الله جوادی آملی در مورد ذکربودن قرآن می فرماید:

سراسر قرآن، ياد خداست. بر اين اساس، تلاوت و تعليم و تعلم قرآن، مطالعه و تدريس و نگارش معارف قرآني، استنباط احكام فقهي از آيات الاحكام و هر آنچه به قرآن بازگردد، ذكرالله است. البته اين ذكر هم درجاتي دارد؛ كسي كه قرآن كريم را تلاوت مي كند، در حال ذكر لساني است و آن كه معارف قرآني را در دل مي پروراند، به ذكر قلبي مشغول است. هر فرد به حسب درجه خاص خود و به اندازه اي كه در خدمت قرآن است، از آن فيض مي برد و به ياد حق بوده و به همان اندازه بيناست. [۲۷]

فیض کاشانی نقل می کند:

زنِ زیبایی چشمش به جوانی زیبا که همواره ملازم مسجد کوفه بود، افتاد و دلباخته او شد. چند بار سر راه او را گرفت تا نظرش را جلب کند؛ اما جوان به او توجه نمی کرد. روزی به او گفت: تمام وجودم را محبت تو گرفته. در کار من و خودت، خدا را منظور دار! جوان به منزل آمد و نامه ای به وی نوشت که ای بانوی محترم! بدان بار اوّل که بنده معصیت می کند، خداوند حلم می ورزد و بار دوم، پرده پوشی می کند؛ اما اگر بنده لباس معصیت بر تن کند، غضب می کند و آیه: يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ؛[۲۸] [خدا] نگاه هاى دزدانه و آنچه را كه دل ها نهان مى دارند، مى داند ، مرا به خود مشغول کرده است.

چند روز بعد، زن آمد و گفت: ای جوان! بین من و تو دیگر ملاقاتی نخواهد بود. گریه شدیدی نمود و گفت: بر من منّت بگذار و مرا موعظه ای کن. جوان این آیه را خواند: وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ؛ و اوست كسى كه شبانگاه، روح شما را [هنگام خواب] مى گيرد و آنچه را در روز به دست آورده ايد، مى داند. زن سرش را پایین انداخت و گریه شدیدی نمود. سپس به منزل آمد و ملازم عبادت شد تا اینکه با اندوه درگذشت.[۲۹]

 


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:21 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

عوامل ایجاد آرامش در قرآن

احساس امنیت و آرامش، در آیات قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- در سطح وسیعی مورد توجه قرار گرفته حتی نگاهی قدسی به این مقوله شده است و آرامش، فقط از سوی خداوند بر بندگان مؤمن وارد می شود؛ هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً؛[۱۴] اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمان ها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيده كار است.

آیه، به صراحت منشأ آرامش را فقط خداوند می داند. بنابراین، سایر عوامل آرامش، به صورت مستقل عمل نمی کنند؛ بلکه بر اساس اذن الهی رخ می دهند؛ مثلاً همسر، در نگاه قرآن عامل آرامش است؛ اما طبق آیه ۲۱ سوره روم، ازدواج، از آیات الهی است و خداوند است که بین دو زوج مودت و رحمت ایجاد می کند؛ وجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ اوست که ميانتان دوستى و رحمت نهاد. شب نیز عامل آرامش است؛ اما خداست که آن را موجب آرامش قرار داده: جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً؛[۱۵] اوست که شب را مایه آرامش قرار داده است.

بنابراین، توقع آرامش از اسباب دنیایی، انتظاری بیجاست. از دنیا نمی توان به آرامش رسید؛ اما در دنیا با اسباب آسمانی و با لطف الهی می شود به آرامش دست یافت. در حدیث آمده است:

أوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ علیه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛ وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛[۱۶]

خداوند به حضرت داود-علیه السلام- وحی فرستاد: پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم و مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند و آن را نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم و مردم آن را در سیری و راحتی می یابند و آن را به دست نمی آورند. عزت را در اطاعت خودم قرار دادم و مردم آن را در خدمت پادشاه می جویند و بدان نمی رسند. من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند و آن را نمی یابند. رضایتم را در ناراحتی و نافرمانی نفس قرار دادم و مردم آن را در خشنودی نفس می جویند و به آن نمی رسند. راحتی و آرامش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا پی جویی می کنند و آن را نمی یابند.

قرآن کریم در آیات نورانی خود استقامت، اقامه نماز، انفاق، ایمان، باران، پرداخت زکات، تسلیم، تقوا، توکل، خواب، دعا، دلداری، دوستی با خدا، ذکر الهی، زمین، شب، عمل صالح، قصه انبیا، مائده آسمانی، مسکن، مشاهده حقایق، ملائکه، نزول تدریجی قرآن، وعده الهی، وفای به عهد، هدایت پذیری، همسر، مکه، قبول تقدیر الهی و یا کمک به دیگران را از جمله عوامل آرمش بخش مطرح می کند.

در ادامه، به برخی عوامل کلیدی که مایه آرامش می شوند، اشاره می کنیم:

 


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ. اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بیفزایند.

الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛ [۱] كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند، برای آنان آرامش است و ايشان راه يافتگان اند.

مقدمه

آرامش، گمشده دیروز و امروز انسان است. در متون دینی، به ویژه قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- این امر جایگاه مهمی دارد؛ به گونه ای که شاه بیت دین، یعنی ایمان ، از ریشه أمن به معنای آرامش گرفته شده است. بشر امروز با خلأ معنویت و آرامش دست وپنجه نرم می کند و برای رسیدن به این گمشده، به هر وسیله ای دست می زند. رشد عرفان های کاذب و نوظهور، مصرف روزافزون مواد مخدّر و قرص های آرام بخش، تولید و تکثیر کتاب ها و نرم افزارهای روان شناختی، همگی دلیل روشنی بر این سرگشتگی و احساس فقر و نیاز است.

به راستی مشکل از کجاست؟ علت نگرانی ها، اضطراب ها و تشویش های روزافزون بشر چیست؟ اصولاً آرامش چیست و منشأ آن کجاست؟ عوامل و موانع دستیابی به آن چیست؟ راه رسیدن به آرامش کدام است؟ اینها پرسش هایی است که این نوشتار می کوشد به اختصار به آنها پاسخ گوید.


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:14 | نویسنده : اکبر احمدی |

مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

هود [نام يكى از پيامبران]

علاوه بر يادى كه از هود - پيامبر قوم عاد - در آيات 50 تا 60 شده است، اين سوره مشتمل بر معارف الهى و احكام و عبادات، و آغاز و فرجام خلقت مى‏باشد و از آيه 25 تا 45 سرگذشت مفصل نوح پيامبر و همچنين سرگذشت صالح و لوط و شعيب و موسى نقل شده است. 
اين سوره 123 آيه دارد وپنجاه و دومین سوره قرآن مجید است و در سال 9 بعثت در مكه نازل شده است. 
پيامبر اکرم(ص) فرموده: سوره هود مرا پير كرد.
اين بخاطر آيه 112 است كه خدا دستور به استقامت مى‏دهد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره هود:
اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گناهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

يوسف [نام يكى از پيغمبران]

سوره یوسف 111 آيه دارد و پنجاه و سومین سوره قرآن مجید است ودر سال يازدهم بعثت در مكه نازل شده است.
این سوره پس از سوره هود نازل شده سرگذشت عبرت آموز يوسف، پسر يعقوب پيامبر را به تفصيل، بيان مى‏كند و در آيات آخر، يادى مجدد از دعوت انبياء و موضعگيرى مخالفان و پيروزى و نصرت نهائى خداوند بعمل مى‏آيد تامؤمنين، به راه خويش دلگرم ‏تر شوند.
در بعضى احاديث آمده كه چون در اين سوره فتنه‏ گرى زليخا و غير او آمده به زنان ياد ندهيد و بجاى آن سوره «نور» يادشان دهيد كه سرشار از مواعظ و احكام حجاب است.
(از على عليه السلام تفسير البرهان ج 2 ص 242).
نام دیگر این سوره «احسن القصص» است.

فضیلت و خواص قرآئت سوره یوسف:
چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ_مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

رعد [غرش آسمان و ابر]

در آيات 12 و 13 سخنانى درباره رعد و برق و صاعقه، آمده و از اين پديده‏هاى طبيعى بعنوان مظهرى از قدرت و رحمت ‏خداوند ياد شده است. 
اينها هم در مسير كلى سوره كه از توحيد و خلقت و بعثت و راه و بيراهه و ... بحث مى‏كند مى‏باشد. 
از آيه 14 به بعد محور سخن، حالت پذيرى حق يا انكار آن است و نتايج‏ خوب حق پذيرى و پاى بندى به تعهدات در مقابل خداوند را بيان مى‏كند و اينكه پيروزى نهائى از آن طرفداران دين خداست. اين سوره 43 آيه دارد و نود و ششمین سوره قرآن مجید است و در اواخر سال 6 هجرى در مدينه بعد از سوره محمد نازل شده است.

فضیلت و خواص سوره رعد:
رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان_ اعطای حسنات استقامت در روز قیامت

 ابراهيم [نام يكى از انبياء]

در آيات 37 تا 42 اين سوره، از دعوت و دعاى اين بينانگذار توحيد، ابراهيم بت‏شكن ياد مى‏كند و در آيات ديگر، مطالبى از رسالت و توحيد و توصيف آخرت بيان شده است. 
در اين سوره اشاره‏اى هم به سرگذشت اقوام بنى اسرائيل و عاد و ثمود دارد و سرنوشت‏ شوم تكذيب كنندگان را يادآورى مى‏كند. 
این سوره هفتاد و دومین سوره قرآن مجید است و بعد از سوره نوح، در مكه، قبل از هجرت نازل شده است، به استثناى بعضى آيات و 52 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرائت سوره ابراهیم:
رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکان

حجر [نام سرزمين قوم ثمود]

حجر، نام سرزمينى بين مدينه و شام بود كه قوم ثمود آنجا مى‏زيستند و خداوند، حضرت «صالح‏» را براى هدايت مردم آن فرستاد. 
در آيه 80 خداوند از تكذيب اين قوم نسبت به پيامبران و سر انجام شومشان كه دچار عذاب شدند ياد مى‏كند. 
داستانهاى تنذيرى(تنذیر: ترساندن از عذاب الهی) و سرگذشت اقوام ديگر در رابطه با نبوت، از مطالب ديگر اين سوره است. در چند آيه هم از خلقت اوليه آدم و دشمنى ابليس با انسان و برنامه‏هاى اغواگرانه‏اش بحث‏ شده است. 
این سوره پنجاه و چهارمين سوره‏ قرآن مجید است كه قبل از هجرت، در سال چهارم بعثت در مكه نازل شده و 99 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره حجر:
اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق_رونق خرید و فروش

نحل [زنبور عسل]

زنبور عسل و خانه سازى آن در كوه و كوخ و تهيه عسل از ميوه‏ها و گلها و شفابخش بودن عسل در آيه 68 و 69 اين سوره بيان شده و الهام خدائى به زنبور در اين تدبيرها و نقشه‏ها ذكر شده است. 
نعمتهاى فراوان زمينى و آسمانى خدا از قبيل دريا و كشتى، ماهيها، جواهرات دريائى، روشنائى ستارگان، باران، و چهارپايان و همچنين از مسئله وحى، بعثت، قيامت، بطلان عقايد مشركين، كيفر اقوام و ... از ديگر موضوعات اين سوره است.
بهمين جهت نام ديگرش «نعم‏» (نعمتها) است. 
در اين سوره، همچنين به بعضى از عادات و رسوم جاهلى هم اشاره و از آنها مذمت ‏شده است. 
اين سوره هفتادمین سوره قرآن مجید است که در مكه بعد از سوره كهف (و قسمتى هم در مدينه) نازل شده و 128 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره نحل:
عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منقرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت

 


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

كيفيت نزول سوره علق

تقريبا يقينى است كه اولين سوره نازل شده از قرآن مجيد، سوره مباركه علق ، (( اقرء باسم ربك الذى خلق )) مى باشد ولى آيا همه اين سوره ، يكدفعه نازل شده و يا در چند نوبت نازل گرديده است ؟
در مجمع البيان مى گويد: اكثر مفسران عقيده دارند كه (علق ) اولين سوره اى است كه نازل گرديده است . پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - در كوه (حرا) ايستاده بود كه جبرئيل آمد و پنج آيه از آيات آن را بر وى خواند.
ابن كثير نيز در تفسير خود گفته است كه : جبرئيل تا آيه (( علم الانسان ما لم يعلم )) را بر آن حضرت خواند.
واحدى در مقدمه اسباب النزول ، بعد از نقل مطلب فوق ، در روايت ديگرى نقل كرده است كه : ابتدا پنج آيه از صدر سوره ، نازل شد. دنبال آن نيز وقتى كه خداوند خواست ، نازل گرديد.
ولى ظهور روايات ائمه معصومين - عليهم السلام - آن است كه همه سوره ، يكدفعه نازل شده است ؛ مثلا در كافى از حضرت صادق - عليه السلام - نقل شده كه فرمود: (( اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله ، اقرء باسم ربك ، وآخره : اذا جاء نصرالله . )) (56)
و در روايت امام رضا- عليه السلام - است كه به حسين بن خالد، فرمود: (( سمعت ابى يحدث عن ابيه : ان اول سورة نزلت : بسم الله الرحمن الرحيم اقرء باسم ربك و آخر سورة نزلت : اذا جاء نصر الله و الفتح )) (57).
در اين صورت ، بايد گفت كه : رسول خدا - صلى الله عليه و آله - قبل از نزول وحى ، نماز مى خوانده است . مورد اذيت و آزار قرار گرفته و قرآن در اولين وحى ، از آن خبر داده است .
مرحوم علامه امينى در الغدير(58)، در رواياتى نقل كرده است كه : اولين كسى كه با رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نماز خواند (على بن ابيطالب ) بود. از جمله چنين نقل شده است .
(( عن حكيم مولى ذاذان ، قال : سمعت عليا يقول : صليت قبل الناس سبع سنين و كنا نسجد و لا نركع و اول صلوة ركعنا فيه ، صلوة العصر )) .
يعنى : (هفت سال قبل از مردم ، نماز خوانده ام . ما، در آن نماز سجده مى كرديم ولى ركوع نداشت . و اولين نمازى كه در آن ركوع كرديم ، نماز عصر بود)
بنابراين ، رسول خدا (ص ) حتى قبل از نزول وحى ، يك نوع نماز بى ركوع مى خوانده و مورد اهانت نيز واقع شده است . اگر همه سوره ، يكدفه نازل شده باشد، چاره اى جز قبول اين روايات نداريم .
ولى اگر ابتدا، پنج آيه اول نازل شده و بعد از تشريع نماز، بقيه سوره نازل شده باشد، (( اراءيت الذى ينهى عبدا اذا صلى )) (59) را مى شود بر نماز معمولى و متعارف حمل كرد


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:31 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

تعليم اسماء

در رابطه با تعليم اسماء به حضرت آدم - عليه السلام - كه مضمون (( و علم آدم الاسماء كلها )) مى باشد، لازم است آيات سوره بقره را نقل و بررسى كنيم تا - ان شاء الله - مطلب روشنتر شود:
(( و اذا قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة قالوا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال : انى اعلم ما لا تعلمون و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤ لاء ان كنتم صادقين قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباءهم باسمائهم . قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون .))
در آيات شريفه ، دو مطلب مطرح است : يكى اينكه خداوند از خلقت آدم و آدميان به ملائكه خبر داد، دوم اينكه ملائكه خواستند آنها خليفه و جانشين خداوند در روى زمين بشوند، اما خداوند را پيش آورد كه ملائكه دانستند كه سمت خلافت و جانشينى از آنها ساخته نيست . اينك اين جريان را تحت چند (بند) مى آوريم .
والله عالم :
1 - (( و اذ قال ربك للملائكة ... )) ؛ گفتگويى است ميان خدا و فرشتگان اما كيفيت آن معلوم نيست . به هر حال ، خداوند متعال ، خلقت آدم را به ملائكه فهمانده است .
2 - (( قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء )) ؛ از اين سخن معلوم مى شود كه اولا: منظور از (خليفه ) تنها حضرت آدم - عليه السلام - نيست بلكه آدم و همه فرزندان او مى باشند. وگرنه تنها به وسيله حضرت آدم (يفسد و يسفك ) قابل تحقق نيست . ثانيا: ملائكه از اينكه خليفه روى زمين ، از عالم ماده خواهد بود، فهميدند كه در ميان آدميان اصطكاك به وجود آمده و فساد و خونريزى به وجود خواهد آمد.
ولى در روايت عياشى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه ملائكه ، آن را نسلهاى قبل از انسان ديده بودند. (( قال ابوعبدالله عليه السلام و ما علم الملائكة بقولهم اتجعل فيها و من يفسد فيها و يسفك الدماء لولا انهم قد كانوا راءوامن يفسد فيها و يسفك الدماء )) .
و ثالثا: اين قول آنان ، يك نوع مقدمه چينى براى خلافت خودشان است .
3 - (( و نحن نسبح بحمدك ... )) ؛ يعنى ما پيوسته در فرمان تو هستيم . و افساد و خونريزى هم نمى كينم . پس ما را خليفه خويش ‍ كن . ظاهرا (و نحن نسبح ) به جاى (آماده فرمانبرى هستيم ) مى باشد نه اينكه فقط با حمد و تسبيح ، كار خلافت تمام شود.
4 - (( قال انى اعلم ما لا تعلمون )) ؛ اين آيه شريفه به جاى آن است كه اين كار از شما ساخته نيست . آنگاه علت (ساخته نبودن ) در آيه بعدى ، توضيح داده شده است .
5 - (( و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة قال انبئونى باسماء هؤ لاء... )) ؛ منظور از تعليم اسماء، خلقت استعداد و زمينه ، در وجود حضرت آدم است نظير: (( خلق الانسان علمه البيان )) (54)
به عبارت ديگر: مثلا خداوند متعال استعداد خشت زدن را در وجود حضرت آدم قرار داد و آدم خشت زد و خانه اى ساخت آن وقت خداوند متعال به ملائكه گفت : شما هم اين كار را بكنيد. آنها گفتند: خدايا ما را طورى آفريده اى كه اين كار را نمى توانيم انجام بدهيم . خداوند فرمود: پس اذعان كنيد كه كار خلافت از شما ساخته نيست .
اگر منظور از (تعليم اسماء) مثلا اين باشد كه خداوند به آدم گفت : اين مداد، اين كاغذ و اين پاكت است ، آن وقت استدلال تمام نبود؛ زيرا ملائكه حق داشتند كه بگويند: پس به ما هم ياد بده تا ما هم بگوييم ، بلكه منظور اين است كه ملائكه بفهمند كه در نهاد انسان ، چيزى گذاشته شده كه در نهاد آنها نيست ؛ نظير اينكه خداوند متعال به عقاب بگويد پرواز كن ، بعد به انسان نيز بگويد: تو هم اين كار را بكن . و او پاسخ دهد كه من بال ندارم .
6 - در عين حال ، خداوند منان (( يفسد فيها و يسفك الدماء )) را در خليفه ، مى پذيرد ولى مى فهماند كه آن ضررى به خليفه بودن ندارد. نهايت اين است كه خليفه به خليفه خوب و خليفه بد، تقسيم مى شود.
7 - بنابر آنچه گفته شد، منظور از (الاسماء) تمام استعدادهاى انسانها براى همه كارهاست كه در نهاد انسان به تعليم تكوينى گذارده شده است .
8 - (( ثم عرضهم على الملائكة )) ضمير (هم ) و (هؤ لاء) راجع به انسانهاست و شايد ميان خبر دادن به ملائكه و خلقت آدم و زياد شدن انسانها، فاصله ، بسيار زياد بوده است آن وقت خداوند متعال كار آنها را به ملائكه نشان داده است . و اگر هم راجع به آدم باشد، به علت آن است كه حضرت آدم ، نمونه همه آدمها بود. و بسيار بعيد و ناسازگار است كه ضمير (هم ) به (مسميات ) برگردد. چنانكه گفته اند.
اين مطلب در سوره اعراف ، صريحتر نقل شده است ، مى فرمايد: (( و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لاءدم )) (55) چنانكه ملاحظه مى كنيم ، فرمان (اسجدوا) بعد از (خلقناكم ) آمده است . و خلاصه معناى آيه شريفه چنين است :
(سپس آدم يا آدميان را به ملائكه نشان داد و فرمود: از كارهاى اينها و از آنچه اينان مى توانند انجام دهند، به من خبر دهيد، آنها كه قدرت آن را نداشتند گفتند: (( سبحانك لا علم لنا... ))
9 - (( قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انبئهم باسمائهم قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض )) .
على الظاهر ضمير (انبئهم ) در هر دو مورد، راجع به ملائكه و نيز ضمير (اسمائهم ) در هر دو مورد، راجع به انسانهاست ؛ يعنى خداوند به حضرت آدم فرمود: كار آدميان را انجام بده . او هم انجام داد. و ملائكه بار ديگر يقين كردند كه كار آدم ، از آنها ساخته نيست . و آدم بايد خليفه باشد نه آنها. شايد مراد از (غيب السموات و الارض ) همان كارهاى انسان و كشف رموز طبيعت باشد كه به دست انسان به وجود آمده و كشف شده و خواهد شد، كه آن وقت ، همه در عالم غيب بودند و هنوز به عالم شهود تنزل نكرده بودند.
10 - چون اين حقيقت براى ملائكه روشن گرديد و دانستند كه (خلافت ) از آنها ساخته نيست ؛ تسليم شدند و خداوند به ايشان فرمود: (( اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين )) .
تا اينجا آيات شريفه گذشته به طور طبيعى ، تفسير گرديد، كه قلب انسان به آن مطمئن و آرام مى شود.


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:29 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

انسان سازى قرآن

(( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور )) .(42)
يعنى : (اين قرآن كتابى است كه ما براى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور رسانى ).
(( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) (43)
يعنى : (همانا اين قرآن ، مردم را به راست ترين و استوارترين طريق ، هدايت مى كند.)
كسى كه قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهيم آن را درست درك نمايد، چنين شخصى ، اعتقاد به معاد پيدا مى كند. و مى داند كه جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و كتاب نيست ، بلكه همه اعمال وى ، خوب يا بد، عكس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنين به وجود خداوند و صفات او آنچنان كه قرآن معرفى مى كند آشنا شده و يقينش افزون خواهد شد. و نيز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه كه چنين اصولى در قلب كسى جاى گرفت ، او را يك دنيا نورانيت داده و راه دنيا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را يك انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ايثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانكه اين آثار، در طول تاريخ قرآن ، در ميلونها انسان ، جامه عمل پوشيده است و مكتب انسان ساز قرآن ، پيوسته چنين اشخاصى را تربيت كرده و مى كند (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) آرى اثر قرآن چنين است .
حضرت آدم (ع ) خلقت حضرت آدم - عليه السلام - يك خلقت استقلالى است . آدم و همسرش ، به طور مستقل آفريده شده اند بى آنكه - نعوذ بالله - بگوييم از موجود ديگرى مشتق شده باشند، خلقت آدم ، يك خلقت فوق العاده و معجزه بود؛ مانند مبدل شدن عصاى موسى به مار و اژدها.
به عبارت ديگر: خداوند متعال اراده فرموده و در اثر اراده او، يك مجسمه گلى ، مبدل به انسان كامل و عاقل شده است . در قرآن مجيد، كيفيت و ابتداى خلقت موجودات زنده ، مطرح نشده است اما خلقت حضرت آدم و همسرش ، به طور مستقل ، مطرح شده است .
اميرالمؤ منين - صلوات الله عليه - در خطبه اول نهج البلاغه ، مى فرمايد: (خداوند پس از خلقت آسمانها و زمين ، مقدارى خاك را از سخت و نرم و شيرين و شور زمين جمع كرد و آن را با آب آميخت تا گل خالص شد (شورى ، شيرينى ، سختى و نرمى درهم فرو رفتند) و آن را با رطوبت عجين كرد تا گل چسبنده گرديد كه داراى اطراف ، پيوستگيها، اعضا و قسمتهاى متمايز... سپس آن را صلب و سخت گردانيد تا مانند سفال شد. و مدتى در همان حال نگاه داشت . و سپس روح در آن دميد. به محض دميدن روح ، آدم برخاست در حالى كه انسانى بود داراى قواى تعقل كه آنها را به كار مى برد و داراى فكر بود كه با آن در كارها تصرف مى كرد. و اعضاى خويش را براى حل مشكلات به كار مى گرفت .)
عين عبارت مولا على - عليه السلام - چنين است :
(( ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربة سنها بالماء حتى خلصت و لا طها بالبلة حتى لزبت ، فجبل منها صورة ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول ، اجمدها حتى استمسكت و اصلدها حتى صلصلت لوقت معدود و امد معلوم ثم نفخ فيها من روحه فمثلت انسانا ذا اذهان يجيلها و فكر يتصرف بها و جوارح يختدمها...(44)))
اين عبارت از آن حضرت - عليه السلام - به فهم آيات قرآن بسيار كمك مى كند. خداوند مى فرمايد: (( و اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سويتة و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (45).
يعنى : (و آنگاه كه پروردگار به فرشتگان عالم اظهار فرمود كه من بشرى از ماده گل و لاى كهنه متغير خلق خواهم كرد پس چون آن عنصر را معتدل بيارايم و در آن از روح خويش بدمم ، همه بر او سجده كنيد).
(صلصال ) به معناى (سفال ) است . آن را به گل خشك نيز معنا كرده اند كه به هنگام دست زدن ، صدا كند.
(مسنون ) به معناى ريخته شدن است يعنى مجسمه شكل گرفته شده .
(حماء) به معناى لجن سياه بد بوست .
(تسويه ) همان مجسمه ساختن است .
(نفخت فيه من روحى ) از زنده شدن و انسان شدن آن مجسمه ، حكايت دارد.
و همچنين است آيه شريفه (( اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من طين فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (46).
آرى ، نفخ روح ، مجسمه گلى را مبدل به انسان و مسجود ملائكه گردانيد. و (آدم ) علم شخص است نه علم نوع . چنانكه برخى چنين فكر كرده اند.
خلقت انسان در دو مرحله
بنا به فرموده قرآن كريم خلقت انسان در دو مرحله صورت پذيرفته است ؛ يعنى خداوند متعال ابتدا حضرت آدم و حوا را از خاك آفريد: (( خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها )) (47) و آنگاه تكثير بشر را در توالد و تناسل قرار داد. چنانكه مى فرمايد:
(( الذى احسن كل شى ء خلقه و بداء خلق الانسان من طين ثم نسله من سلالة من ماء مهين ، ثم سواه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الابصار والافئده قليلا ما تشكرون )) (48)
يعنى : (آن خدايى كه هر چيز را به نيكوترين وجه خلقت نمود و انسان را نخست از گل آغاز كرد. سپس نسل و ذريه او را چكيده اى از آب بى قيمت قرار داد. و بعد انسان را به صورت مجسمه درآورد و از روح خود در آن دميد. و براى شما گوشها و چشمها قرار داد. (با وجود اين همه احسان ) باز بسيار اندك ، شكر و... سپاسگزارى حق مى كنيد).
نگارنده اين سطور، تقريبا يقين دارد. كه خلقت ساير موجودات زنده نيز همينطور بوده است ؛ مثلا خداوند متعال ، ابتدا يك شتر نر و يك شتر ماده و يك اسب نر و يك است ماده و هكذا، از خاك آفريده و سپس نسل و تكثير آنها را (زاد و ولد) قرار داده است . ولى از قرآن كريم براى اين سخن ، دليلى وجود ندارد. اما در روايات ، شواهدى در اين زمينه يافته است ؛ مثلا در بحارالانوار (49) از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه از آن حضرت ، از خلقت درخت خرما سؤ ال نمودند، فرمود: (( ان الله تبارك و تعالى لما خلق آدم من الطينة التى خلقه منها، فضل منها فضلة فخلق نخلتين ذكرا و انثى فمن اجل ذلك انها خلق من طين تحتاج الانثى الى اللقاح كما تحتاج المراءة الى اللقاح ... ))
يعنى : (خداى تبارك و تعالى وقتى كه آدم را از گل معروف آفريد، مقدارى از آن اضافه ماند، از آن ، دو درخت خرما آفريد، يكى نر و يكى ماده . بدين جهت ، درخت ماده احتياج به تلقيح دارد، همانطور كه زن نياز به لقاح دارد، (گرده هاى درخت نر را به درخت ماده مى پاشند و به آن (تاءبير) گويند) و از درخت خرما انواع درخت به وجود مى آيد؛ خرماى خوب و بد، نازك ، غليظ، نر، ماده ، زاينده و نازا (عقيم )...) .
و در روايت ديگر از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه فرمود: (( عن ابى عبدالله عليه السلام قال : استوصوا بعمتكم النخلة خيرا فانها خلقت من طينة آدم ... ))
يعنى : (به عمه خودتان درخت خرما، وصيت خير كنيد كه آن از گل آدم آفريده شده ...).
اين دو حديث ، در محاسن برقى (50) نقل شده است ، اطلاق (عمه ) به درخت (خرما) از جهت ماده بودن است . گويى كه آن خواهر آدم - عليه السلام - و عمه بنى آدم مى باشد. روايت در حد خود، بسيار عجيب و قابل دقت مى باشد.
تكثير انسان در روى زمين
در تكثير و گسترش انسانها در روى كره زمين ، جز حضرت آدم و همسرش موجود ديگرى دخالت نداشته است . و خداوند متعال مى فرمايد: (( يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس ‍ واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء(51).))
يعنى (اين مردم ! بترسيد از پروردگار خود، آن خدايى كه همه شما را از يك تن بيافريد و هم از آن جفت او را خلق كرد. و از آن دو تن ، خلقى بسيار در اطراف عالم از مرد و زن برانگيخت ).
اين آيه شريفه صريح است در اينكه در انتشار نسل بشر، فقط آن دو سبب و وسيله بوده اند. همچنين است آيه 189 از سوره اعراف . آيه و ششم از سوره زمر. و آيه : (( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا... (52))) .
يعنى : (اى مردم ! ما همه شما را نخست ، از يك مرد و زنى آفريديم . و آنگاه شعبه هاى بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد...).
و درباره مسئله ازدواج فرزندان حضرت آدم و حوا بايد گفت كه : خواهر را به برادر داده اند، كه اين به حكم ضرورت جايز بود. و چاره اى غير از آن وجود نداشت .
در روايت احتجاج طبرسى (53) از امام سجاد - صلوات الله عليه - آمده است كه : نزد ابوحمزه ثمالى به مردى از قريش فرمود: (( فزوجهما على ما خرج لهما من عندالله ، قال : ثم حرم الله نكاح الاخوات بعد ذلك .))
يعنى : (آدم - عليه السلام - خواهر را به برادر داد روى آن قرعه اى كه از جانب خدا اصابت كرد. فرمود: پس خداوند تزويج خواهران را حرام فرمود).
در برخى از روايات نيز آمده است كه ازدواج برادر با خواهر، در شريعت حضرت نوح - عليه السلام - تحريم شده است .
در تفسير الميزان ، پس از اختيار اين طريق فرموده است : (حكم به حرمت در اسلام و ساير شريعتها، حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است . حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. وقت آن در دست خداست . و او فاعل مايشاء و حاكم ما يريد است . جايز است كه روزى براى داعى ضرورت ، مباح و سپس براى برطرف شدن ضرورت ، و اينكه موجب انتشار فحشاست آن را تحريم نمايد).
نگارنده گويد: اين تنفر و تحريم اشدى كه فعلا در بين ما هست ، در اثر تحريم شريعتهاست . و اگر شريعتها نهى نكرده بودند، اكنون مردم اين كار را مى كردند و هيچ تنفر و ناراحتى هم نداشتند.


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:19 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (1)

بدون شك يكي از عوامل مهم و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني است، نيروهاي متشكل از بهترين و قوي‌ترين مردان بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن اسلامي، كه در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي كشور مقدس جمهوري اسلامي سراز پا نمي‌شناختند. مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين سرزمين در برابر استكبار جهاني، صحنه‌هاي بي‌بديل و بي‌نظيري از شهادت و ايثار را خلق كرد كه اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم، به فرهنگ وتاريخ مردم اين مرز و بوم، جفايي جبران‌ناپذير روا داشته‌ايم. خلق اين آثار اعجاب‌آور و حيرت‌انگيز كه طبق فرمايش آن مقتداي سفر كرده، به جز در برهه‌اي كوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام كرده است.
شاعر امروز ايراني مي‌تواند يك بار ديگر همانند فرزانه طوس، مثنوي حماسه بسرايد و اين بار قهرمان شعرش نه رستم دستان كه شهيدان بزرگواري چون شهيد همّت و شهيد باكري باشند؛ مي‌تواند مثنوي معنوي را جاني دوباره بخشد و تمثيل‌ها را از صحنه‌هاي نبردي انتخاب كند كه از تراوش خون و جان است. عارف فرزانه ايراني، امروزه مي‌تواند تذكرة الاوليايي ديگر با مضمون اين شهيدان گمنام به رشته تحرير درآورد؛ مي‌تواند بوستاني دگر بسرايد و گلستاني نو بيافريند و اسرارالتوحيد را تفسيري دگر نمايد. مفسر و اهل علم ما مي‌تواند يك بار ديگر مقام مولا علي‌عليه السلام در نهج‌البلاغه را فصل‌العين خويش قرار داده، معناي كلام حضرتش را اين بار در چهره معصوم بسيجي شهيدي جستجو كند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده است؛ آن جا كه مولا مي‌فرمايد:
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلي حَقيِقَةِ الْبَصيرة وَ باشَرُوا روُحَ اليقين و ستلانوا ما اسْتَوْعهُ المُترِفونَ و اَنِسوُ بماستوحشَ مِنَ الْجاهِلُونَ وَ صَحبوا الدُّنيا بِاَندانِ ارواحُها مُعلّقه بِالمَحَل الاْعْلي اوُلئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِي اَرْضِه و الدُّعاة اِلي دينَه آه آه شُوقاً اِلي رُؤيتِهِم
امواج علم بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت آن‌ها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه نمود و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مسّ كرد و آنچه را خوشگذران‌ها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشته و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند، انس گرفتند.
فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند؛ با روح‌هايي كه بر بلندترين قله از ذِروه قدس عالم ملكوت آويخته بود. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه! آه! چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم؟
به راستي آيا مولا مشتاق ديدار جواناني نيست كه به عشق مولا از همه چيز خود گذشته‌اند تا دين خدا را ياري رسانند؟
طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري
بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش
كه بنده را نخرد كس به عيب بي‌هنري
مي‌صبوح و شكر خواب صبحدم تا چند؟
به عذر نيم‌شبي كوش و گريه سحري
آري، از اين مَنظَر بايد يك بار ديگر به خاطرات رزمندگان اسلام مراجعه كرد و آن حادثه‌هاي تكرار نشدني را دوباره و صدباره خواند و از آن‌ها براي تفسير و تأويل عرفان و حكمت اسلامي بهره‌جست و فهميد كه در اين نبرد، رابطه سلاح و ايمان، رابطه لازم و ملزوم است؛ هر گاه ايمان باشد، سلاح مؤثر است و لاغير و هر گاه صداقت باشد، پيروزي تابع است؛ همان گونه كه مولاي متقيان‌عليه السلام فرمود:
فَلَمَّا رَأَي‌اللَّه صِدْقَنا بِعَدوّنا الْكَيتْ وَ اَنْزَلَ عَلَيهِ النَّصْر 
آنگاه كه خداوند صداقت ما را ديد، دشمن ما را به خواري دچار ساخت و پيروزي را نصيب ما گردانيد.
با چنين انگيزه مقدسي است كه بار ديگر به سراغ خاطرات دليرمردان دفاع مقدس رفتيم تا به شكار لحظه‌ها نشسته، و اندكي از انبوه دُرّ و جواهر موجود در اين عرصه را گرد هم آوريم، تا شايد با مطالعه سطر سطر اين حماسه‌ها، بار ديگر آتش حسرت و افسوس وجودمان را فراگيرد و شگفتي‌هاي موجود در اين خاطرات، ما را از خواب غفلت بيدار كند.


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (1)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:24 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (2)

 

4. دنيا گريزي و ساده‌زيستي :

 

در ميان تعاليم ديني از «دنيا» با تعابير مختلفي ياد مي‌شود؛ گاهي مورد مذمت بسيار قرار مي‌گيرد و گاهي مورد ستايش. لذا قبل از همه لازم است براي فهم ماهيّت «دنيا»، از نصوص ديني پرسش كنيم و نظر دين و بزرگان آن را در اين‌باره جويا شويم.
در برخي از نصوص ديني «دنيا» مورد توجه قرار گرفته است؛ طوري كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام مي‌فرمايند:
وَ انَّما ينظُرُ المُؤمِن اِلي الدُّنيا بعينِ الاعتِبار، وَ يقتات مِنها بِبَطنِ الاضطِرار 
بنابراين، دنيا عبرتكده مي‌باشدو بهره وري از آن در حد نياز و ضرورت، مفيد است. 
معبر آخرت ما دنياست، پس بايد از اين معبر خوب استفاده كرد.
اما آياتي هم در قرآن كريم وجود دارد كه »دنيا« را نكوهش مي‌كند، از جمله: 
وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُرُورِ 
دنيا جز متاع فريب و غرور چيزي نيست. 
وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ 
دنيا جز بازيچه كودكان و هوسراني بي‌خردان نيست. 
ياد آوري مي‌شود دنياي مذموم، دنيايي است كه به هنگام تعارض و تزاحم با آخرت، ترجيح داده مي‌شود. كافران، مشركان، منافقان و دنياپرستان، كساني هستند كه آخرت را فداي دنيا مي‌كنند.
در روايات ديگري اين چنين آمده است:
فيها اَوحي اللَّه تَعالي اِلي موسي اعلَم ان كلّ فِتنَه بَذرها حُبُّ الدُّنيا 
در آنچه خداوند به حضرت موسي وحي كرده است؛ بدان! بذر تمامي فتنه‌ها دنيا دوستي است. 
حُبُّ الدُّنيا رَأسُ الفِتنَ وَ اَصلُ المِحَن. 
دنيا دوستي سر منشأ فتنه‌ها و مايه رنج‌هاست. 
براي مبارزه در راه خدا شرايطي وجود دارد كه تحصيل آن لازم است و موانعي نيز هست كه پرهيز از آن‌ها واجب مي‌باشد. اما مهم‌ترين ركن و اصلي‌ترين شرط، همان تجارت دنيا و آخرت است؛ يعني فروش دنيا و خريد آخرت؛ و منظور از دنيا كه رأس هر خطيئه است، همان توجه به غير خداست، زيرا همان طور كه آخرت درجاتي دارد، دنيا نيز دركاتي دارد كه بعضي از برخي ديگر فروتر و پست‌تر مي‌باشد. شرط اصلي جهاد در راه خدا، همانا اجتهاد در تشخيص دنيا با همه دركات، و تمييز آخرت با همه درجات آن است و همچنين اقدام به داد و ستد و از دست دادن دنيا كه در حقيقت رهايي از دركات آن مي‌باشد. 
قرآن كريم در اين‌باره مي‌فرمايد:
قُل اِن كان آباؤُكُم و اِخوانُكُم و اَزواجُكُم وَ عَشيرتُكُم وَ اَموالٌ اقْتَرَفتُموها و تِجارةٌ تَخشَونَ كَسادَها و مَساكِنُ تَرضَونَها اَحَبّ اِلَيكُم مِنَ اللَّه رَسولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَربَّصوا حَتّي يَأتِي اللَّه بِأمرِه وَ اللَّهُ لايَهدي القَومَ الفاسِقين 
اي رسول! بگو اي مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان خود و اموالي را كه جمع كرده و مال‌التجاره‌اي كه از كسادي آن بيم داريد و منازلي كه به آن دل خوش نموده‌ايد، بيش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مي‌داريد، پس منتظر باشيد تا قضاي حتمي خدا جاري گردد كه خداوند قوم فاسق بدكار را هدايت نخواهد كرد. 
البته مال و زن و فرزند و دارايي‌هاي دنيا تا آن جا خوب و ارزشمند هستند كه مانع راه خدا و رسول و جهاد در راه او نشوند، در غير اين صورت، آفات هدايت و دين داري به حساب مي‌آيند و كساني كه در بند دنيا و دودمان خود گرفتار شوند، از بزرگ‌ترين زيانكاران به شمار مي‌روند. اما يك مجاهد فداكار همواره اميال و منافع مادي خود را فداي منافع اسلام و خداي تعالي مي‌كند و نه تنها سرمايه‌هاي دنيايي، بلكه سرمايه معنوي خود، يعني جان را نيز تقديم خدا مي‌كند. 
امام راحل‌قدس سره فرمودند:
«بايد انسان تمام اميال خودش را فداي ميل اسلام بكند؛ همان طور كه شما و همه رزمندگان ما واقعاً يك چهره‌هايي هستيد كه جان خودشان را كه سرمايه همه چيز است، اين را دارند فدا مي‌كنند براي اسلام.» 
بنابراين، تا زماني كه انسان از دلبستگي به دنيا اجتناب كند و آنچه را كه دارد، در هر شرايطي فداي منافع اسلام كند، انگيزه دفاع در او قوت مي‌گيرد و فرهنگ دفاع نيز در مدار خود استوار مي‌ماند. اما اگر به دنيا و رفاه‌طلبي رو آورد، نه تنها انگيزه دفاع از اسلام و ارزش‌ها در او از بين نمي‌رود، بلكه دلبستگي‌ها و تعلّقات دنيايي، او را در موضع دشمني با مدافعان اسلام قرار مي‌دهد.


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (2)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

انس با قرآن

انيس روز و شب رزمندگان در جبهه‌ها بعد از خداي متعال، قرآن كريم بوده است. رزمندگان با شوق تلاوت قرآن و تفكر در معاني آيات آن، حقيقت اين آيه را عينيت بخشيدند كه:
اِنَّ هذاالقرآن يَهدي لِلّتي هِي اَقوَم 
به راستي كه قرآن، دستورالعمل سير و سلوك رزمندگان بوده است؛ به تعبير زيباي استاد معظم حضرت علامه حسن‌زاده آملي (حفظه‌الله):
«ما در عرفان عملي، دستورالعملي جز قرآن نداريم و روايات و ادعيه كه از اهل بيت عصمت: صادر شده، همه رشته‌هايي هستند كه از درياي بيكران قرآن منشعب شده و همه مرتبه نازله قرآن‌اند». 
رزمندگان ما با علم به اين كه قرآن كتاب انسان‌سازي است، با تعمّق در آيات قرآن، دردهاي دل خود را درمان مي‌كردند و نيرو و توان مقابله با دشمن را مرهون دلبستگي به قرآن مي‌دانستند، و يك لحظه از قرآن جدا نبودند؛ مخصوصاً در زمان عمليات، آيات و سوره‌هايي را كه حفظ بودند، در دل و زبان زمزمه مي‌نمودند و يا قرآن را در جيب روي سينه نگهداري مي‌كردند، و چه بسيار شهيداني كه خون پاكشان بر صفحات قرآن همراه آنان، نقش بست، و به راستي كه مصداق اين كلام نوراني مولاي متقيان بودند كه فرمود: 
تالينَ لأجزاء القرُآن يرتلونها تَرتيلاً يحزنون به انفسَهُم و يستثيرون به دواء دائهم. 
قرآن را بخش بخش، همراه با تأنّي و تفكر و با ترتيل قرائت مي‌كنند و بر اثر تعمّق در آيات آن، دل‌هايشان محزون مي‌شود و از اين طريق، دردهاي باطني خويش را درمان مي‌كنند.
از مصاديق بارز رابطه‌اي كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام بين عاشقان بيدار دل و قرآن برقرار كرده است، رزمندگان ما بوده‌اند. مرحوم الهي قمشه‌اي‌قدس سره چه زيبا اين حالات را به نظم درآورده است:
همه شب تا سحر، آن عشقبازان
ز شوق دوست، چون شمع گدازان
كنند اجزاء قرآن را تلاوت
به ترتيب و تفكر وز درايت
كنند از فكر در آيات قرآن
هزاران دردِ جان خويش درمان
كتاب عشق، قرآن است درياب
صحيفه سدّ سجان است درياب
مي شيرين پاك آسمان است
ز قرآن جو كه تاك آسماني است
شهود غيبي و غيب شهودي است
صعود قوسي و قوس صعودي است
خوشا آنان كه شب زين دفتر عشق
همي خوانند نام دلبر عشق
خوشا آنان كه هر شب تا سحرگاه
بدين خوش نغمه از دل بر كنند آه
همچنين مايه آرامش دل آزادگان سرافراز ما در زندان‌هاي مخوف رژيم بعثي عراق، سه چيز بوده است: خدا، قرآن و اهل بيت‌عليهم السلام. مرحوم فيض كاشاني غزلي دارد كه بيانگر حال عزيزان ما در گوشه‌هاي اسارت است:
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق
من و خدا و كتابي و گوشه خلوت
مراد از كتاب، قرآن كريم است كه انيس دل آرام عزيزان ما بوده است.
در اين جا به ذكر خاطره‌اي از آزاده سرافراز مهندس يحيوي بسنده مي‌كنيم:
فكر كردم كه شايد روز براي خواندن قرآن بهتر باشد. صبح شد، اتاق كمي روشن‌تر بود، ولي باز هم نمي‌شد به راحتي قرآن خواند. تنها راه ورود نور به اتاق، پنجره‌اي بود به عرض نيم متر و طول دو متر كه سر تا سر آن از پوشش كركره مانندي از آلومينوم پوشيده شده بود. از اين پنجره حدود ساعت دو صبح نور خيلي باريكي وارد اتاق مي‌شد كه از سوي ديوار غربي سلول شروع مي‌شد. بعد حركت مي‌كرد و نصف سلول را طي مي‌كرد و از روي ديوار شرقي قطع مي‌شد. در اتاق به آن تاريكي براي خواندن قرآن اين بهترين فرصت بود. قرآن را دست مي‌گرفتم و با نور حركت مي‌كردم و قرآن مي‌خواندم.



موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (3)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:16 | نویسنده : اکبر احمدی |

لحظه ای تامل

طعم مرگ 



هر کدام از ما، هر که باشیم، هر جا باشیم، در زمانی معیّن، در جایی معلوم که از آن بی خبریم، فرشته مرگ به سراغمان خواهد آمد و مرگ ما را در بر خواهد گرفت و این چشم ماست که مرگ را زشت یا زیبا می بیند.

جان آدمی اگر آسمانی باشد و از خاک بریده و به سوی خدا پر کشیده، جدا شدنش از جسم خاکی آسان و دل پذیر و زیباست و اگر جان، زمینی باشد و با خاک انس گرفته و به دنیا دل بسته، جدا شدنش از جسم خاکی و زمینی، سخت، طاقت فرسا و زجرآور است. 

هر کدام از ما، هر که باشیم و هر جا باشیم، طعم مرگ را خواهیم چشید و طعم مرگ برای هر کدام از ما، محصول یک عمر کردار درست یا غلط است. 

خوب است که هر کداممان به درون خود بنگریم و ببینیم که آیا طعم مرگ برایمان تلخ و زهرآلود است یا شیرین و گوارا؟



راه گریزی نیست 



آی آدم ها! مرگی که شما از آن می گریزید، به یقین روزی ملاقاتتان می کند.

به هرجا که بگریزید، هر طریقی که پیش بگیرید، حتی اگر آن را از یاد ببرید، مرگ اتفاقی است که در لحظه ای که فکرش را نمی کنید، رخ می نماید و بر خط ممتد عمر شما نقطه پایان می گذارد.

نه راه گریزی هست و نه راه انکاری. مرگ درست در لحظه ای که از آن بی خبریم، فرا می رسد؛ 

سر زده و حتمی، و ما به یقین با آن روبه رو خواهیم شد.


زهی سعادت آنان که مهیای رفتنند و میزبانِ همیشه منتظرِ میهمان مرگ، و خوشا به حال آنها که چنان پاک و آسمانی اند و شیفته عروج به عرش خدا، که مرگ برایشان زنگ رهایی از دنیاست.

بانگ رحیل 



راهیان سفر، همه در کاروان سرای دنیا منتظر نشسته اند، تا کی گاه سفرشان فرا رسد و نوبت به نامشان افتد و راهی سفر آخرت شوند. 

اما کاروان سرا و خواب و غفلت، سفر را از یاد می برد. مسافران هر یک به کاری مشغولند؛ گروهی به کار تهیه سفر، گروهی در خواب و رؤیا، و گروهی سرگرم زرق و برق کاروان سرا و تجملات این مسافرخانه دو روزه. 

کاروانی هر صبح راه می افتد و یک یک راهیان سفر به نام خوانده می شوند، بی آنکه از پیش بدانند امروز رفتنی اند. راه گریزی نیست. نامت که خوانده شد، اهل سفری و رفتنی. 

باید رفت ؛
چه بار سفر مهیا کرده باشی، چه در خواب مانده باشی و چه با کاروان سرای رنگارنگت تازه خو گرفته باشی. 

هر چند آوای کاروان مرگ برای آنان که با کاروان سرا خو گرفته اند، بانگ تلخ کامی و حسرت و عذاب است؛ 

اما همین آواز، برای آنان که بار سفر بسته اند، آهنگ خوش وصال است و آغاز رسیدن ها و داشتن ها.

بنگر که بانگ رحیل با دل تو چه خواهد کرد؟

می گذاریم و می رویم 

می گذاریم و می رویم، می دانیم اما دل می بندیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما روی هم جمع می کنیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما به رفتن نمی اندیشیم. 

ما همه آنچه را اندوخته ایم و همه آنچه را برای خود جمع کرده ایم، می گذاریم و می رویم.

به روشنی پیداست که باور نکرده ایم. باور نکرده ایم؛ مرگ را، رفتن را، سفر از دنیا به آخرت را

ورنه این چنین گرم ساختن خانه دو روزه مان نمی شدیم و این چنین به رنگارنگی اش نمی اندیشیدیم و این چنین در آبادی اش نمی کوشیدیم و به خاطر این رنگارنگی، پا بر بایدها نمی گذاشتیم و رفتن را از یاد نمی بردیم. 

کاش برای باور کردن، گهگاهی سری به آنها که گذاشته اند 
و رفته اند، می زدیم!

تا راه چاره باقی است 



آدمی جایزالخطاست؛ اشتباه می کند، به خطا می افتد و این خطا را حتی اگر به عمد باشد، می شود کتمان کرد، پوشاند، پنهان کرد. 

می شود عذرخواهی کرد. می شود راه گریزی جست. می شود از زیر بارش شانه خالی کرد. می شود از نتیجه تلخ اشتباه به کسی پناه برد. می شود جبرانش کرد. همه اینها مربوط به زمانی است که تو در دنیا به اشتباهت پی ببری، اما اگر اشتباه آدمی و خطاکاری اش تا روز حساب در پرونده اش بماند و خود او به حساب خطا و درست اعمالش نرسد، دیگر راه نجاتی نیست؛ 

چون در روز حساب، نه می شود پنهان کرد، نه می شود عذرخواهی کرد، نه می شود گریخت، نه می شود خطا را به دوش دیگران انداخت، و نه می شود به کسی یا کسانی پناه برد. 

پس تا راه چاره باقی است، برای خطاکاری هامان چاره ای بیندیشیم.

بیهوده نیستیم



آیا این همه آمدن، رفتن و آفریدن، این همه تولد، زندگی و مرگ، می تواند
بی هدف باشد؟

می شود همه بی هیچ هدفی متولد شوند، زندگی کنند و بمیرند و تمام؟ 

می شود این عالم با این عظمت و با این نظم شگفت،
بی هیچ هدفی آفریده شده باشد؟

می شود که ما بیهوده خلق شده باشیم و فردا روزی به سوی خدایمان باز نگردیم و عملمان حساب رسی نشود. 

می شود که خدای حکیم، کارهای بندگانش را بی هیچ کیفر
و پاداشی رها کند؟ 


می دانیم که چنین نیست؛ 
به یقین می دانیم، اما از یاد می بریم.
چنان آسوده و بی خیال و خواب آلودیم که گویی مرگ که از در رسد،
پایان همه چیز است.

گویی حسابی در راه نیست. 
گویی بیهوده آمده ایم و بیهوده می رویم. 
اما بی شک چنین نیست.
باید باور کرد باید قدری بیشتر اندیشید و باید مهیا شد.

 


موضوعات مرتبط: لحظه ای تامل
برچسب‌ها: لحظه ای تامل

تاريخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394 | 7:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

پیام های وحی آسمانی




پیـــام های آسمــانی 

جزء هشتم

(برگرفته از تفسیر نور)



 
1. وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِى الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

در زمين جايگاهتان داديم و راه‏ هاى معيشتتان را 
در آن قرار داديم. و چه اندك سپاس مى ‏گزاريد.

يادآورى و توجّه به نعمت‏هاى الهى، زمينه ‏ى شكوفايى 
معرفت و محبّت و تسليم خدا شدن است.


«وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ»

( أعراف، 10)

2. قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا 
فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ


گفت: از اين مقام فرو شو. تو را چه رسد كه در آن 
گردنكشى كنى؟ بيرون رو كه تو از خوارشدگانى.


نه علم و شناخت شيطان به خدا، نجات‏بخش است 
و نه عبادت‏هاى طولانى او، بلكه راه نجات، 
تسليم خدا بودن است. 


«تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ»

(أعراف، 13)


3.قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا 
وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِينَ

گفتند: اى پروردگارما، به خود ستم كرديم واگر ما را نيامرزى
و بر ما رحمت نياورى از زيان‏ديدگان خواهيم بود.


هر گونه خلافى، ظلم به خويش است، چون مخالفت با فرمان خدا
مخالفت با تكامل و سعادت واقعى خود است. 

«ظَلَمْنا أَنْفُسَنا» 

از آداب دعا و استغفار، ابتدا اعتراف به گناه است. 

«قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا»

( أعراف، 23)

4. وَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بِهِا
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

چون كار زشتى كنند، گويند: پدران خود را نيز چنين يافته ‏ايم و خدا ما را 
بدان فرمان داده است. بگو: خدا به زشتكارى فرمان نمى‏ دهد.
چرا چيزهايى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟


توجيه گناه، بزرگ‏تر از خود گناه و نشانه‏ ى سلطه و نفوذ شيطان است. 

«أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ» ... 

«قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا»
 

چه توجيه اجتماعى (نياكان) 
و چه توجيه مذهبى (امر خدا به زشتى ‏ها).

(أعراف، 28)


5. يَابَنِى ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُم ‏عِندَ كُلِّ‏ مَسْجِدٍ
وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ وَلَاتُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ

اى فرزندان آدم، به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشيد. 
و نيز بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد، 
كه خدا اسرافكاران را دوست نمى‏ دارد. 

بهترين و زيباترين لباس، براى بهترين مكان است.

«خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»

اوّل نماز، آنگاه غذا.

«عِنْدَكُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا»

اوّل توجّه به روح و معنويّت، 
آنگاه توجّه به جسم

(أعراف، 31)


6.وَ لِكُلِّ ‏أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً
وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ


هر امتى را مدت عمرى است. چون اجلشان فراز آيد، 
يك ساعت پيش و پس نشوند.



فرصت و امكاناتى كه در دست ماست، رفتنى است،
پس تا حدّ توان، صحيح‏ترين استفاده را بكنيم. 

«لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ»

( أعراف، 34)


7 .وَ نَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ 
قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُم وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ

ساكنان اعراف مردانى را كه از نشانيشان مى ‏شناسند آواز دهند
و گويند: آن خواسته كه گرد آورده بوديد و آن همه سركشى 
كه داشتيد شما را فايده‏ اى نبخشيد.


مال، قدرت، دوستان و طرفداران، عامل نجات نيستند. 

«ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ»

(أعراف، 48)

8 . اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانيد، زيرا او 
متجاوزان سركش را دوست ندارد.


دعا وقتى مؤثّر است كه خالصانه و همراه با تضرّع باشد. 

«تَضَرُّعاً وَ خُفْيَه» 


دعا نكردن، دعاى بى ‏تضرّع و دعاى ريايى، 
از نمونه‏ هاى سركشى و تجاوز است.

«الْمُعْتَدِينَ»

( أعراف، 55)


9 . أَ وَ عَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُم ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُم عَلَى‏ رَجُلٍ مِّنكُم‏ 
لِيُنذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُواْ وَ لَعَلَّكُم‏ تُرْحَمُونَ


آيا از اينكه بر مردى از خودتان از جانب پروردگارتان 
وحى نازل شده است تا شما را بترساند و پرهيزگارى كنيد و كارى 
كند كه مورد رحمت قرار گيريد، به شگفت آمده ‏ايد؟


گاهى حجاب معاصرت و هم‏دوره بودن، 
مانع پذيرش حقّ و منطق صحيح اوست. 

«أَ وَ عَجِبْتُمْ» 

قوم نوح مى‏گفتند: چرا او پيامبر باشد و به او وحى برسد و 
به ما نرسد؟ او كه همانند ماست و با ما تفاوتى ندارد! 

(أعراف، 63)

10. وَ اذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُم خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِى الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ 
مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَ تَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ ءَالَاءَ اللَّهِ 
وَ لَا تَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ 

به ياد آريد آن زمان را كه شما را جانشينان قوم عاد كرد و در اين زمين
جاى داد تا بر روى خاكش قصرها برافرازيد و در كوهستان هايش 
خانه‏ هايى بكنيد. نعمتهاى خدا را ياد كنيد
و در زمين تبهكارى و فساد مكنيد.


مسكن، از نعمت‏هاى ويژه الهى است. 

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «آلاءَ اللَّهِ » 

رفاه، مسكن و قصر، اگر از ياد خدا جدا باشد زمينه ‏ى 
فساد مى ‏شود.

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «مُفْسِدِينَ»

(أعراف، 74)


موضوعات مرتبط: پیام های وحی آسمانی
برچسب‌ها: پیام های وحی آسمانی

تاريخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394 | 6:56 | نویسنده : اکبر احمدی |

گوناگون

بهترین روزها و ماه ها

از ابن عباس پرسیدند: بهترین روزها، و بهترین ماه ها، و بهترین عمل ها کدام است؟ گفت: بهترین روزها جمعه است، بهترین ماه ها ماه رمضان است، و بهترین اعمال نمازهای پنجگانه در اول وقت. این سخن را برای علی- علیه السّلام- نقل کردند فرمود: اگر از تمام علمای مشرق تا مغرب عالم بپرسند غیر از این جواب ندهند، اما من می گویم: بهترین عملها آن است که قبول درگاه خدا شود، و بهترین ماه ها ماهی است که در آن از گناه توبه کنی، و بهترین روزها روزی است که با ایمان به سوی خدا روی.

 

بهترین عمل در ماه رمضان

«مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان از ایشان نقل می کنند که صدوق می فرماید: در جلسه ای بودیم که علما بودند علمای شیعه در یک جلسه بودند و مذاکره شد. گفتگو شد که شب قدری که اعمالش از هزار ماه بهتر است چه عملی فضیلتش از همه اعمال بهتر است؟ همه گفتند: تعلیم و تعلّم یعنی شب نوزدهم، بیست و یکم، شب بیست و سوم آن عملی که از همه اعمال فضیلتش بیشتر است این است که انسان یک مسأله ای یاد بگیرد، اگر امشب یک ساعت تفکر کردی، در خود فرورفتی و با خود صحبت کردی، اگر امشب پای منبر نشستی و جمله ای برداشت کردی، این از هر عملی فضیلتش بیشتر است.

لذا بعضی از بزرگان که روی آنها حساب می شود می بینیم کتابشان تاریخ دارد و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کتابش تمام شده مثلًا صاحب جواهر(ره) که فقهش، چکش برای مراجع تقلید است فردی که مثل او در اسلام کم نظیر یا بی نظیر است این مرد یک جواهری نوشته که الان در چهل و دو جلد چاپ شده است. در آخر جواهر تاریخ می گذارد می فرماید که از جواهر، از این کتاب فارغ شدم. شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، معلوم می شود پیش صاحب جواهر بهترین اعمال، حتی از قرآن سر گذاشتن، از جوشن کبیر خواندن حتی از دعا و توبه که ثوابش خیلی زیاد است. فقه نوشتن بوده است

همچنین استاد بزرگوارعلامه طباطبائی(ره) در جلد بیستم(المیزان) این کتاب پرازش، این تفسیر کم نظیر یا بی نظیر را که افتخاری برای شیعه شد، ایشان هم می رماید که از این تفسیر فارغ شدم تفسیرم شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان به پایان رسید».

برگرفته از کتاب: تربيت فرزند از نظر اسلام، ص 208-207


پیوندهای سعادت و خوشبختی

«وَالَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛(خردمندان) کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به برقراری آنها فرمان داده است حفظ می کنند و از خدای خود و سختی حساب می ترسند». در این آیه سه علامت دیگر انسان های عاقل بیان شده است که عبارتند از:

ب)صله رحم؛

ج)ترس از عذاب پروردگار؛

د)ترس از عذاب آخرت.

یک فرد با ایمان پیوندی با خدا دارد که از صمیم دل به آن معتقد است و همه شؤون خود را از مرگ و زندگی و... از آن او می داند و پیوندی نیز با مردم دارد و در بین آنان زندگی می کند و از کمک ها و همکاری هایشان بهره می برد و آنان بخشی از بار زندگی او را به دوش می کشند. فرد عاقل و خردمند هر دو پیوند را محترم می شمارد و به کلیه پیوندها احترام می گذارد؛ زیرا گسستن پیوندهای الهی جز یأس و نومیدی و آلودگی به گناه چیزی نیست. زندگی مادی بدون تکیه گاهی معنوی، جز بدبختی نتیجه ای ندارد و پشت پا زدن به پیوندهای اجتماعی، در حالی که یک نوع نمک نشناسی و ناجوانمردی است، خود موجب گسسته شدن رابطه فرد با اجتماعی است که بار زندگی او را به دوش گرفته و صمیمانه به او خدمت می کند. احترام به این دو پیوند پیش از آن که نشانه ایمان باشد یکی از نشانه های افراد عاقل و فهمیده است که از این دو پیوند برای سعادت و خوشبختی خود استفاده می کنند. این آیه و هم چنین آیات بعدی در صدد بازگویی نشانه های افراد عاقل و خردمند است، امّا چگونه این آیه به این دو پیوند اشاره می کند؟ به بیانی روشن تر، آن جا که آیه از خشیت در برابر خدا و ترس از سختی حساب سخن می گوید[1]، هدف آن بیان حفظ پیوند با خداست؛ زیرا مردان عاقل و واقع بین، در پرتو توجه به عظمت خدا و احساس کوچکی در برابر آن قدرت بی نهایت، کانونی از خشیت و بیم، خضوع و خشوع می گردند. کدام خردمند است که در سنجش بی نهایت نیاز با بی نهایت قدرت و عظمت، بیم و خشیت به او دست ندهد؟ آن جا که آیه سخن از احترام به پیوندهایی به میان می آورد که خدا به برقراری آنها دستور داده است[2]، هدف بازگویی پیوندهای معنوی اجتماعی است که در آیین مقدس اسلام به طور مؤکد به حفظ آنها دستور داده شده است. اکنون باید دید مقصود از پیوندهایی که خداوند به حفظ آنها فرمان داده چیست؟ در اسلام یک سلسله پیوندها به طور مؤکد محترم شمرده شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1.احترام به پیامبران عالی قدر و پیشوایان بزرگ.[3] در قرآن احترام به دسته دوم و مودّت با آنان، پاداش رسالت و یا چیزی مانند آن معرفی شده است آن جا که می فرماید: «...قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی..؛[4] بگو من(پیامبر) در برابر آن خدمات ارزنده خود به جامعه انسانی مزد و پاداشی نمی خواهم، جز این که به نزدیکان من مهر بورزید و بدانان احترام بگذارید». مقصود از «ذوی القربی» آن گروه از بستگان پیامبر است که، مهر و مودّت آنان موجب سعادت انسان و از این رهگذر از هدایت و راهنمایی آنان بهره مند می شود و به عبارت دیگر، مقصود از این که به آنان مهر ورزیم این نیست که تنها به موضوع محبت اکتفا کنیم؛ بلکه مهر به آنان سبب می شود با آنان ارتباط پیدا کرده، از رهبری و دانش هایشان، که از پیامبران به ارث برده اند، بهره مند شویم و از هدایت و راهنمایی دیگران بی نیاز گردیم.

2.احترام به پدر و مادر و تحکیم روابط خود با آنان. قرآن مجید در موارد گوناگونی به این نوع پیوند که میان پدر و مادر و فرزند برقرار است اشاره کرده و به هر دو طرف توصیه می کند درباره یکدیگر نیکی کنند؛ مثلًا به فرزندان دستور می دهد با پدر و مادر به نیکی رفتار نمایند چنان که می فرماید: «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا...؛[5] با آنان به خوبی رفتار کن». هم چنین در آیات دیگری به پدر و مادر دستور داده است که نیازمندی های فرزندان خود را تا حد امکان و توانایی تأمین نمایند.

3.پیوند با بستگان و خویشاوندان نزدیک و دور. در هیچ آیینی مانند اسلام به این نوع پیوند توجه نشده است و با مراجعه به آیات و احادیث اسلامی اهمیت حفظ پیوند با بستگان و به اصطلاح «صله رحم» به خوبی روشن می گردد. یکی از آیات قرآن قاطعان رحم را در کنار مفسدان نام برده و می فرماید: «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ* أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعَمی أَبْصَارَهُمْ؛[6] آیا در نظر داشته اید که پس از کسب قدرت در روی زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان کسانی هستند که خداوند آنهارا از رحمت خود دور ساخته و چشم و گوش آنها را بسته است».

4.احترام به معلم، رعایت حقوق دوستان و همسایگان. احترام و حفظ همه این پیوندهایی که بیان کردیم از نظر اسلام لازم است و از گسستن آنها نهی شده و جمله «الَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ» با مفاد کلیی که دارد شامل همه اینها می شود.

پیوندهای گسستنی و ناگسستنی

اگر اسلام به حفظ یک سلسله پیوندها دستور داده، در برابر آن، مسلمانان را به بریدن قسمتی از پیوندها و روابط نیز فرمان داده است؛ مثلًا وظیفه افراد با ایمان را این می داند که با دشمنان خدا و پیامبر- هر چند پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنان باشند- پیوند محبت و دوستی بر قرار نکند آن جا که می فرماید: «لَاتَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْاخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَو کانُوا آبَاءَهُمْ أَو أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَو عَشِیرَتَهُمْ أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ؛[7] هرگز گروهی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، کسانی را که با خدا و پیامبر او دشمنی دارند، دوست نمی دارند اگر چه آنان پدران و فرزندان و برادران و بستگان آنان باشند. آنان کسانی اند که در دل هایشان ایمان نوشته شده است». در آیه دیگر می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکمْ أَولِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَد کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ؛[8] ای افراد با ایمان، دشمن من و دشمن خود را، ولی و دوست خود قرار ندهید و طرح دوستی با آنان نریزید؛ زیرا آنان آیین حقی را که پیش شماست انکار ورزیده اند». قرآن مجید در این موضوع به اندازه ای پافشاری دارد که حتی اجازه نمی دهد یک فرد مسلمان برای خویشاوندان مشرک خود، که در حال شرک و کفر از دنیا رفته اند، طلب آمرزش کند؛ زیرا چنین پدر مشرکی با فرزندان با ایمان خود ارتباطی ندارد چنان که می فرماید: «مَا کانَ لِلنَّبِی وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکینَ وَ لَوْ کانُوا أُولی قُربی؛[9] پیامبر و افراد با ایمان حق ندارند درباره بستگان مشرک خود دعا کنند و برای آنان آمرزش بطلبند». اصرار قرآن در بریدن چنین پیوندها برای این است که مبادا بر اثر معاشرت و رفت و آمد و ابراز مودّت و علاقه به آنان، جامعه مسلمانان به انحراف فکری دچار شود و تحت تأثیر اخلاق بد و صفات مذموم و رفتار ناشایست آنان قرار گیرد و باید برای چنین مصلحت بزرگی، عاطفه خویشاوندی را نادیده گرفت.

پی نوشت ها:

[1] «وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ از خداى خود خشيت دارند و از سختى حساب روز رستاخيز مى‏ترسند».

[2] «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَر اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ...؛ كسانى كه پيوندهايى را كه خداوند به برقرارى آنها دستورداده است ثابت و استوار نگاه مى‏دارند».

[3] در روايات ما با آيه مورد بحث به لزوم حفظ پيوند دوستى با اهل بيت پيامبر استدلال شده است‏ر.ك: تفسير برهان، ج 2، ص 288. در حقيقت مفهوم كلى و وسيع آيه به موردى از موارد آن تطبيق شده است.

[4] شورى(42) آيه 23.

[5] لقمان(31) آيه 15.

[6] محمد(47) آيه 22 و 23.

[7] مجادله(58) آيه 22.

[8] ممتحنه(60) آيه 1.

[9] توبه(9) آيه 113.

پرهیز از کارهای بیهوده

«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کراماً[1]؛

هنگامی که با سخن لغو یا کار بیهوده روبه رو شدند، بزرگوارانه می گذرند و خود را آلوده نمی نمایند.» افراد بشر با سرمایه های گوناگون و مختلفی آفریده شده اند که می توانند به وسیله آنها در این جهان تجارت کنند. گروهی تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را در مسیر تحصیل مقام و منصب، مال و ثروت قرار می دهند و هدفی جز این کالاهای زودگذر و فناپذیر ندارند. چنین بازرگانی، از نظر منطق قرآن، چیزی جز خسارت نیست، زیرا این شخص در برابر از دست دادن سرمایه های طبیعی و خدا دادی، کالایی را خریده است که ثبات و دوام ندارد و پس از مرگ و انتقال به سرای دیگر که رشته حیات در آنجا ادامه دارد، از آن بهره ای نخواهد برد. قرآن در سوره «عصر» به خسارت و ورشکستگی در تجارت با مواهب و سرمایه های بزرگ الهی اشاره کرده می فرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ؛ بشر در زیان و خسارت است». ملاک زیان کاری انسان، همین است که از استعدادهای سرشار و مواهب الهی، بهره ای جز لذت چندروزه نمی برد و برای زندگی در جهان دیگر در اندیشه توشه ای نمی باشد و گاهی او را به این عنوان معرفی می کند: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً[2]؛ آیا شما را به زیانکارترین افراد از نظر کار و کوشش آگاه سازم؟ آنان کسانی هستند که کار و کوشش آنها در این جهان، بی نتیجه گردیده و تلف شده است و آنان تصور می کنند که کار نیک و تجارت پرسودی انجام می دهند». هر عملی که بازدهی در سرای آخرت داشته باشد، عملی است خوب و نیکو، ولی هر عملی که فاقد هر نوع بازدهی اخروی باشد، قرآن مجید از آن به «ضلّ سعیهم» تعبیر کرده است. گوش فرا دادن به سخنان لهو و بیهوده و یا اشتغال به کارهای لغو، از جمله اعمالی است که هرگز بازدهی ندارد و جز اتلاف سرمایه گران بهای عمر، نتیجه دیگری عاید انسان نمی گردد. امروز بشر در فضای روح خود خلأ وحشتناکی را احساس می کند، خلئی که با هیچ چیزی پر نمی شود و به روح او ثبات و سکون نمی بخشد و بسان مرغی از شاخه ای به شاخه ای می پرد و از لذتی به لذت دیگر پناهنده می شود و هیچ کدام، عطش او را بر طرف نمی کند؛ در گذشته این خلأ از طریق معنویات و توجه به خدا و تعالیم الهی که به راستی حیات بخش و ثبات آفرین است، پر می شد. از دو رکعت نماز، از احیای شب، از کمک به بینوایان، آن چنان کامیاب می گردید که دیگر وقتی برای کارهای لغو و بیهوده نداشت و پیوسته می کوشید در خود، روح اطاعت از خدا و پرهیز از گناه و خدمت به اجتماع بیافریند و از همه این کارها، لذت عجیبی می برد، اما امروز بر اثر دوری از معنویت و تعالیم پیامبران برای گذراندن وقت به داستان های دروغین و سرگذشتهای بی اساس که زاییده خیال نویسنده های حرفه ای است پناه می برد و سرمایه عمر را در موردی به کار می برد که اصلا بازده ندارد. بگذریم از برخی بازی ها که دشمن جان انسان است و روح وحشی گری و درّندگی را در انسان ها زنده می کند. روح ستیزه خویی و درندگی در جامعه انسانی به شدت نفوذ کرده است تا آنجا که دستگاه های مخابراتی و ماهواره ها در جهان، دست به دست هم داده اند تا زدوخورد دو انسان را که با مشت به جان هم افتاده اند و آهنگ نابود کردن یکدیگر را دارند، در صفحه تلویزیون نشان دهند، تماشاگران نیز از شکستن دماغ و پیشانی و چانه و دندان طرف، لذت ببرند و در این راه مبلغی را خرج کنند؛ به راستی بزرگ ترین ضرر صرف سرمایه گران بهای عمر در این مراحل زندگی است، چه نیکو سروده است شاعر:

 

دامن کشان به مقصد پیری روانه ایم

 

هر دم خدنگ و تیر بلا را نشانه ایم

 

 

 

جای بسی فسوس که در وادی گناه

 

در خواب غفلتیم و پشیمان چرا نه ایم

طبل رحیل کوفت دلا کاروان عمر

 

ما همچنان به فکر خور و خواب و خانه ایم

امروز زنده ایم در این جمع لاجرم

 

فردا به پیش پیر و جوان چون فسانه ایم

 

 

 

 

چندی قبل، یک هندی در چند کشور، دست به نمایشی زد و توانست شش شبانه روز تمام، روی دوچرخه قرار گیرد، و آن را براند؛ بدون این که بخوابد و یا استراحت کند، در همان لحظه، پزشکان ایران اعلام خطر کردند که این جوان در هر مسابقه ای که می دهد، قسمتی از عمر خود را از دست می دهد و در هر مسابقه ای بخشی از عمر خود می کاهد، ولی به مضمون گفتار معروف «آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»، اندرزهای پزشکان به جایی نرسید و او نیز گوش به سخنان حکیمانه پزشکان نداد؛ چیزی نگذشت که سرانجام در یکی از استودیوهای لندن در حالی که مشغول نمایش بود، از بالای دوچرخه نقش زمین گردید و درگذشت. در این آیه، اعراض از لغو، از نشانه های مردان خدا معرفی شده است. اصولا باید بدانیم لغو چیست؟ «لغو» در لغت، صدای گنجشک و مرغان هوا را گویند که بدون فکر و اندیشه به زبان آنان جاری می گردد و به همین مناسبت به هر سخنی که به منطق و اندیشه متکی نبوده و از هر نوع فایده ای دور باشد و بیهوده شمرده شود، لغو می گویند. بنابراین، قصه و افسانه های دروغین که هیچ نوع آموزندگی ندارند و یا سخنان قبیح و زشت که حاکی از ابتذال و پستی است، «لغو» شمرده می شود. قرآن مجید روی اعراض از لغو به طور روشن تکیه کرده و می فرماید: «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [3]؛ کسانی که از کار و سخن لغو، اعراض می نمایند»، «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ [4]؛ هنگامی که کلام لغو بشنوند، از آن اعراض می کنند». خداوند زندگی بهشتیان را چنین توصیف می کند که: «لا یسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا کذَّاباً[5]؛ در آنجا که سخن لغو و دروغ نمی شنود». اینک برای تکمیل مطالب از سخنان ارزنده ای که درباره موضوع بحث ما وارد شده است، اشاره می کنیم:

1.پیامبر گرامی وارد مسجد شد، دید گروهی دور یک نفر حلقه زده اند. پیامبر فرمود: این کیست؟ گفتند: علّامه است. فرمود: مقصود از لفظ علّامه در این مورد چیست؟ گفتند: این مرد به انساب عرب و وقایع و حوادث دوران جاهلیت احاطه کامل دارد. پیامبر فرمود: «ذاک علم لا یضرّ من جهله و لا ینفع من علمه [6]؛ این علمی است که ندانستن آن ضرری را متوجه انسان نمی سازد و آگاهی از آن، مفید و سودمند نمی باشد».

2.مردی از حضرت صادق علیه السّلام پرسید: آیا صحیح است که به سخن داستان سرایان گوش فرا دهیم؟ فرمود: نه، زیرا هرکس به سخن کسی گوش فرا دهد به حکم این است که او را می پرستد، هرگاه گویند از خدا سخن بگوید در این هنگام، خدا را پرستش کرده است و اگر از شیطان سخن بگوید، او را پرستش کرده است [7].

بنابراین، گوش فرا دادن به سخنان بیهوده به اندازه ای خطرناک است که تو گویی گوینده آن را می پرستد.

پی نوشت ها:

[1] فرقان، آیه 72

[2] كهف(18) آيه 103 و 104.

[3] مؤمنون(23) آيه 3.

[4] قصص(28) آيه 55.

[5] نبأ(78) آيه 35.

[6] اصول كافى، ج 1، ص 32.

[7] « من أصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن نطق عن اللّه فقد عبد اللّه، و إن نطق عن إبليس فقد عبد ابليس»(سفينة البحار، ج 2، ماده عبد، ص 125)؛ اين حديث را محدثان اسلامى از سنى و شيعه نقل كرده‏اند.