
7 . وَ لَا تَقُولَنَّ لِشَاْىْءٍ إِنّى فَاعِلٌ ذَالِكَ غَدًا
هرگز مگوى: فردا چنين مى كنم.
در سخن گفتن و تصميم گيرى خدا را فراموش نكنيم.
«وَ لا تَقُولَنَّ»
(کهف، 23)

8. وَ لَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مُنتَصِرا
جز خدا گروهى كه به ياريش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت.
عاقبتِ اعتماد به غير خدا، ناكامى است.
«لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ»
( کهف، 43)
جز خدا گروهى كه به ياريش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت.
عاقبتِ اعتماد به غير خدا، ناكامى است.
«لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ»
( کهف، 43)

9. وَ رَءَا الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّواْ أَنهَّم مُّوَاقِعُوهَا وَ لَمْ يَجِدُواْ عَنْهَا مَصْرِفًا
چون مجرمان آتش را ببينند بدانند كه در آن خواهند افتاد
و راه رهايى از آن نيست.
مجرم در قيامت اميدى به نجات و راه فرار ندارد.
«لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً»
(کهف، 53)

10.قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا
موسى گفتش: آيا با تو بيايم تا از آنچه به تو
آموخته اند به من كمالى بياموزى؟
براى دريافت علم، بايد در مقابل استاد،ادب و تواضع داشت.
«هَلْ أَتَّبِعُكَ»
(کهف، 66)
موسى گفتش: آيا با تو بيايم تا از آنچه به تو
آموخته اند به من كمالى بياموزى؟
براى دريافت علم، بايد در مقابل استاد،ادب و تواضع داشت.
«هَلْ أَتَّبِعُكَ»
(کهف، 66)


نظرات شما عزیزان: